تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان 1393 | 1:7 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توجه : این پست به صورت ثابت می باشد

آدرس و تلفن محل کار :

تهران -خیابان شریعتی - خیابان بهشتی - چهار راه اول سمت راست (خ سهند) - کوچه شهرتاش - پ 29 - ط اول  - واحد 2 - کلینیک روانشناسی بهاران

لطفا برای تعیین وقت با شماره تلفن  88544153 تماس حاصل نمایید و نام اینجانب را جهت مشاوره به منشی کلینیک اعلام نمایید.

 

شرایط مشاوره به صورت تلفنی :

در صورت تقاضا برای مشاوره تلفنی به ایمیل اینجانب پیام ارسال کنید تا شرایط و هزینه مشاوره برای شما ارسال شود و  در صورت موافقت امکان تماس برای شما  فراهم می‌شود این امکانات  برای همه هموطنان  عزیز ،  تهران ، شهرستانها و خارج از کشور میسر می‌باشد.( لطفا در ایمیل نام شهر یا کشور  - جنس - سن  قید شود)

babakhani.maryam@yahoo.com



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 | 15:11 | نویسنده : مریم باباخانی

احساس گناه به چه صورت در ذهن ما شکل می گیرد ؟؟؟

((بر اثر یادگیری و تکرار تحکم و رفتار خشونت آمیز دیگران در دوران کودکی))

وقتی که پدر و مادر پیوسته از کودکان خویش ایراد و اشکال می گیرند ، آنان را به اهمال و بزهکاری متهم می کنند و در جایگاه متهمان قرار می دهند احساسی در آنان بوجود می آورند که همیشه خود را تقصیرکار ببینند .
به عبارت دیگر ، در اطراف ما کسانی هستند که همواره مسئولیت اتفاقهای تلخ و ناگوار را به گردن ما می اندازند و اشتباهات خود را به پای ما می نویسند و بدین ترتیب احساس بدی به ما می دهند و فکر ما را حول محور مقصر بودن مشغول می کنند . 
و یا ما آنان را به تقصیر و اهمال متهم می کنیم و در آنان احساس ملامت خود و یا احساس گناه به وجود می آوریم .

 

پدر و مادر های سختگیری که مدام از فرزندان خود عیب جویی می کنند ، اعتماد به نفس آنان را کاهش می دهند و نطفه احساس گناه را در ذهن آنان می کارند .
کودکی که همیشه سرزنش شده ، رفته رفته باور می کند که مستحق سرزنش و توبیخ است .



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 | 14:54 | نویسنده : مریم باباخانی

روزي كه كودك تا ١٤ ماهگي اسيب ديده ميتونه در بزرگسالي يا به تماس فيزيكي بسيار وابسته باشه يا برعكس ميتونه علاقه يي نداشته بشه.

١٤ تا ٣٦ ماهگي وقتي كودك اسيب ميبينه رابطه جنسي را كثيف و بد ميبينه.

بين سه تا شش سالگي وقتي كودك اسيب ميبينه (عقده اديپ يا الكترا) رابطه جنسي رو گناه ميدونه و احساس بسيار بدي بهش ميكنه يا بهش معتاد ميشه.

٦ تا ١٢سالگي وقتي كودك در اثر رفتار اشتباه والدين نيروي جنسيش خاموش نشده معمولا احتمال و خطر ازار جنسي به خاطر كنجكاويش وجود داره و اين كنجكاوي معمولا باعث كسب اطلاعات بسيار منفي ميشه.

 

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 | 14:45 | نویسنده : مریم باباخانی
بچه ها بين شش تا هفت سالگي متوجه ميشن بابا نوئل وجود نداره كه اشكال نداره تنها بهش قول بديد هداياشو براش همچنان ميخريد. وقتي ميپرسن نبايد بهشون دروغ گفت.

 

بدترين سن مهاجرت براي بچها ٥ تا ١٥ سالگيست. بعد از شش سالگي معمولا جابجايي به كودك اسيب ميزنه و در اين ميان بدترين سن ده سالگييست. 

 

يك اشكال بزرگ جامعه ما اين است كه ما اهل امر به معروف و نهي از منكر و نصيحت كردن هستيم. يك حرف درست رو دوبار بزنيد وقتي تاثير نداره وقتي طرف مقابل ميدونه اما عمل نمي كنه وقتي بلد نيستيم كاري كنيم كه نبايد ادامه بديم. با گفتن نه تغييري انجام ميشه نه چيزي درست ميشه تنها رابطه بدتر ميشه و هر دو طرف از پا در ميان. 

 

 

اگر در بزرگسالي در مواجه با سختي ها نفستون رو حبس ميكنيد، ماهيچه هاتون رو منقبض ميكنيد يا به تخيل پناه ميبريد معمولا نشون ميده كودكي سختي داشتيد.

 

 

در دنيا مبارزه با بدي خوبي نمي افريند. در مبارزه با بدي باقيمانده خوبي ها هم ويران ميشود. براي همين در تعليم و تربيت، بازداشتن كودكان از كار بد جز در موارد معدود تاثيري نخواهد داشت بلكه تنها بايد كار خوب را (با تشويق) به كودك اموخت.

 

 

 

در دنياي امروز يك عاشق و شش دوست براي ما كافيست، يعني هفت انسان از هفت ميليارد جمعيت دنيا براي ما كافيست.

 

لجبازي يك رابطه دو طرفه ست كه يك سر اون ما انسانهاي بالغ و عاقليم كه سر طنابو ميكشيم. شما اگر وارد لجبازي كودك نشيد موضوع تموم ميشود.

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 0:33 | نویسنده : مریم باباخانی
 

۷ تـا ۹ صبـح بهترین زمان برای روابط گرم زناشویی

دکتر ایلیا کاراتسورئوس، محقق فیزیولوژی اعصاب از دانشگاه راکفلر می گوید:
بهترین زمان برای برقرای یک ارتباط زناشویی گرم و موفق هنگام بیدار شدن است. 
چرا که بالا بودن سطح اکسی توسین "هورمون عشق" در بدن هنگام صبح باعث می شود آماده برقراری انواع روابط گرم عاطفی باشید. یادتان باشد در این ساعات از روز شما می توانید با اعضای خانواده روابط عاطفی قوی تری برقرار کنید. 
محققان انگلیسی متوجه شده اند سطح آکسی توسین یا همان هورمون عشق هنگام صبح در آقایان بسیار بالا بوده و به مرور طی روز کاهش می یابد.این ساعات از روز بهترین فرصت است برای اینکه به همسرتان بگویید که دوستش دارید یا به فرزندتان که از شما دور است زنگ بزنید یا به دوست خود یک پیام محبت آمیز تشکر بفرستید.

۹ تا ۱۱ صبح زمانی طلایی برای خلاقیت

در این ساعات از روز سطح هورمون استرس در بدن بسیار پایین است که به گفته دکتر سانگ لی، دبیر انجمن بین المللی مطالعات مغز پایین بودن سطح این هورمون باعث بالا رفتن تمرکز می شود.

در مطالعه ای دردانشگاه میشیگان ایالات متحده مشخص شد سرعت عملکرد مغز هنگام صبح در دانشجویان کالج و افراد بازنشسته یکسان بوده و بسیار بالاست که البته این میزان در افراد بازنشسته در ساعات بعد از ظهر کاهش می یابد. فراموش نکنید شما در این ساعات آماده یادگیری مطالب جدید هستید و بهتر است سراغ کارهایی بروید که به تجزیه، تحلیل و تمرکز بیشتری نیاز دارد. یادتان باشد از این زمان برای خلق یک ایده جدید، نوشتن یک مطلب، پیدا کردن راه حل مشکلات بزرگ و کوچک یا مشورت با پزشک خود استفاده کنید.

۱۱صبح تا ۲ بعد از ظهر

این زمان را برای کارهای سخت روزانه بگذارید بر اساس تحقیقات محققان آلمانی در این ساعات از روز سطح هورمون خواب، ملاتونین مثل زمان بیدار شدن یا زمان خواب بالا نبوده و در سطحی متوسط قرار دارد در نتیجه شما آماده انجام کارهای سخت روزانه هستید. در این زمان مغز عکس العمل های بهتری را نشان می دهد که باعث می شود بتوانید چند کار را به انجام برسانید. از سرعت عکس العمل مغز استفاده کنید و کارهای تان را طبق فهرست پیش ببرید.

دکتر رند ماریوس، رئیس آزمایشگاه پردازش اطلاعات انسانی دانشگاه واندر بیلت می گوید بهتر است کارها یکی یکی انجام شوند چراکه انجام چند کار مختلف به طور همزمان به مغز شما فشار وارد می کند و باعث می شود تمرکزتان کم شده و بیشتر اشتباه کنید. این ساعات بهترین زمان برای بررسی ای میل ها، صحبت کردن با مراجعان و انجام کارهای اداری یا دفتری و همچنین مذاکره با همسر خود برای حل یک مشکل است.

۲ تا ۳ بعد از ظهر زمان استراحت به گفته

دکتر لی بدن شما بعد از خوردن ناهار برای هضم غذا، خون را از مغز به سمت معده هدایت می کند که باعث می شود شما تمایل داشته باشید چرتی کوتاه بزنید. پس سعی کنید ناهار خود را حدود ساعت ۲ بخورید که زمانی است که بدن نیاز به استراحت دارد.

مطالعه ای در دانشگاه هاروارد ایالات متحده انجام شده است که نشان می دهد ریتم تغییرات شبانه روزی بدن در این زمان کند می شود. اگر هنوز سر کارتان هستید و نمی توانید چرتی کوتاه بزنید بهتراست در این ساعات بار کاری خود را کمی سبک کنید، در محل کارتان قدم بزنید، سراغ سایت های اینترنتی مورد علاقه تان بروید یا نگاهی به مجلات بیندازید.

درضمن بهتر است کمی آب بنوشید.این کار باعث حرکت خون از معده به سمت مغز می شود. نوشیدن آب گردش خون شما را سریع تر کرده و آن را به سمت مغز هدایت می کند.

۳ تا ۶ بعد از ظهر بهترین وقت برای ورزش

دکتر پال ناسبام، متخصص فیزیولوژی اعصاب و نویسنده کتاب »شیوه حفظ سلامت مغز شما« می گوید: مغز انسان در این ساعات از روز بسیار خسته است. البته این به این معنی نیست که دیگر انرژی ندارید یا دچار استرس هستید. باید بدانید ریتم مغز شما به اندازه صبح سریع نیست اما در عوض در این ساعات دارای آرامش بیشتری هستید.

پس سراغ فعالیت های کم استرس بروید. اگر زمان کاری شما تمام شده است به فعالیتی بپردازید که کاملا با کارتان متفاوت باشد. ورزش بهترین گزینه است. تحقیقات نشان می دهد در این زمان از روز قدرت عضلانی، چابکی و دیگر مهارت های فیزیکی در بالاترین حد خود هستند.

یادتان باشد ورزش در ساعات آخر روز به دلیل بالا بردن سطح آدرنالین خون در بعضی افراد موجب اختلال در خواب شب می شود. در نتیجه بهتر است برای جلوگیری ازاین موضوع قبل از شام و در ساعات اولیه عصر ورزش کنید.

۶ تا ۸ شب برای انجام کارهای شخصی

محققان به این نتیجه رسیده اند مابین ساعت ۶ تا ۸ شب به دلیل پایین بودن سطح هورمون خواب یا همان ملاتونین که شما را آماده خوابیدن می کند. مغز وارد فازی به نام »حفظ بیداری« می شود.

در نتیجه در این ساعات شما کمتر احساس خستگی می کنید. مطالعات نشان می دهد به دلیل تغییرات سطح هورمون های بدن غدد چشایی در این زمان از روز حساسیت بیشتری دارند. یادتان باشد که باقرار گرفتن در معرض آخرین تشعشعات نور خورشید در انتهای روز که باعث تحریک ترشح هورمون سرتونین می شود می توانید سطح انرژی خود را بالا نگه دارید. این بهترین زمان برای پیاده روی است. 
این ساعات از روز را برای کارهای خدماتی خود، مثل خرید، خشکشویی و…،تمیز کردن اتاقی که از قبل نامرتب مانده، معاشرت با اعضای خانواده و آماده کردن غذایی لذیذ استفاده کنید.

۸ تا ۱۰ شب زمانی مناسب برای آرامش

محققان استرالیایی و انگلیسی به این نتیجه رسیده اند که افزایش سریع سطح هورمون ملاتونین مغز انسان را به سرعت از فاز بیداری به فاز خواب می برد. درضمن سطح هورمون سرتونین که یک ناقل عصبی بوده و باعث هوشیاری و سرحال شدن ما می شود نیز شروع به پایین آمدن می کند.

دکتر رابین نیمن، متخصص خواب و استادیار پزشکی در مرکز پزشکی تلفیقی دانشگاه آریزونا می گوید ۸۰ درصد از هورمون سرتونین در اثر تابش نور خورشید در مغز ترشح می شود. دکتر نیمن می گوید هنگام شب وقتی مغز شما خسته است باید بدن خود را آرام کنید درست مثل زمانی که با یک یا دو دور راه رفتن بعد از یک ورزش سنگین قلب خود را آرام می کنید.

در این ساعات پایانی روز با تماشای یک فیلم خنده دار یا انجام فعالیتی آرام مثل بافتنی بافتن خستگی روزانه خود را بدر کنید.

ساعت ۱۰ شب به بعد بهترین زمان برای خواب

در این ساعات مغز منتظر است با به خواب رفتن شما طبقه بندی و ذخیره مطالب یاد گرفته شده در طول روز را شروع کند. فراموش نکنید که اولویت شما باید داشتن یک خواب و استراحت کامل باشد. خواب مناسب به تنظیم فکر انسان کمک می کند.

یادتان باشد با تنظیم نور اتاق می توانید به خواب خود کمک کنید. دکتر نیمن می گوید با کم کردن نور اتاق بعد از خوردن شام این پیام را به بدن خود بدهید که روز رو به پایان است. بعد از چند ساعت خواب، مغز شما آماده شروع روزی دیگر می شود.

سعی کنید زود به تختخواب بروید تا بتوانید 
حتما ۷ تا ۹ ساعت خواب توصیه شده برای حفظ سلامت و انرژی بیشتر را داشته باشید. در این زمان از روز می توانید کتاب بخوانید یا در دفتر روزانه خود کارهای تان را یادداشت کنید. جالب اینکه اگر می خواهید مطلبی راهنگام بیدار شدن به خاطر بیاورید بهتر است حین مطالعه آن به خواب بروید.

 



تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393 | 17:53 | نویسنده : مریم باباخانی
تفاوت های شخصیتی میان همسران ممکن است مشکلاتی در رابطه آن ها ایجاد کند، از جمله تفاوت از لحاظ درونگرایی و برونگرایی، برای مثال ممکن است انسانی که روابط اجتماعی پرهیاهو و پرشوری دارد، همسری را انتخاب کند که خواهان زندگی آرام تر و بی سر و صداتری است. ازدواج این دو که از این لحاظ هیچ وجه تشابهی ندارند، بی مشکل نیست. همه ما ویژگی های شخصیتی ای داریم که به راحتی تغیر نمی کند و متاسفانه اگر نتوانیم با هم به تعامل برسیم، عرصه بر ما تنگ می شود و تنش های ناخوشایندی را تجربه خواهیم کرد.
 
همه انسان ها معیارهای ناخودآگاهی برای انتخاب همسر دارند مثلا بعضی به طور غیر ارادی به دنبال همسری هستند که شباهت زیادی به والد محبوبشان داشته باشد. البته عکس این اتفاق نیز رخ می دهد؛ یعنی ممکن است فردی از هر کسی که به والدش شباهت دارد، گریزان باشد. بعضی نیز به دنبال کسی هستند که ویژگی های او را در وجود خود نمی بینند و در واقع با یافتن این آدم، نیمه گمشده یا سرکوب شده خودشان را می یابند. مثلا کسی که اصلا قدرت مدیریت و رهبری ندارد، همسری را انتخاب می کند که مدیر مدبری است. در مورد یک فرد برونگرا و درونگرا نیز ممکن است چنین خواست ناخودآگاهی باعث ازدواج شده باشد. برای روشن تر شدن موضوع باید تعریفی از برونگرایی و درونگرایی داشته باشیم:
 
 

برونگراها:

برونگراها انرژی خود را از برخوردها و روابط اجتماعی بیشتر و حضور در جمع به دست می اورند و علاقه زیادی به فعالیت های دسته جمعی دارند. مجلس گردانی، شوخ طبعی و بذله گویی از خصوصیات بارز این افراد است.
 
 

درونگراها:

گاهی تصور می شود درونگراها علاقه ای به ارتباط با دیگران ندارند، اما چنین نیست زیرا برای رفع خستگی، به دست آوردن دوباره انرژی جسمانی و روانی و شادابی شان نیاز دارند زمانی را به خود اختصاص دهند یا به اصطلاح با خود خلوت کنند. انسانهای درونگرا از دید دیگر افراد جامعه معمولا خجالتی و حتی گاهی مغرور به نظر می آیند، اما لزوما خجالتی و مغرور نیستند گرچه شاید درک این رفتارها برای دیگران مشکل باشد.
 
 
 

تمایل به یافتن نیمه گمشده

 
انسان های درونگرا واقعا به اینکه فرد دیگری با تعاملات اجتماعی بیشتر، قدرت محاوره بالاتر و توانایی های ارتباطی گسترده در کنارشان قرار بگیرد، احساس نیاز می کنند و انسان های برونگرا هم به کسی که آرامش بیشتری دارد، قادر به برنامه ریزی است، متتفکر است و می تواند لحظه هایی بدون تنش و آرام مهیا کند، نیاز دارند و شاید این حس نیاز، این دو را به هم پیوند می دهد. البته این زوج ها هم مانند دیگر زوج ها به مشکلاتی برخورد می کنند چون الگوهای رفتاری و عادت ها در آن ها به اشکال مختلفی است و گاه نادیده گرفتن امیال طرف مقابل، اختلافاتی را شعله ور خواهد کرد.
 

 

4 مشکل ارتباطی همسران متضاد

 

همسرانی که یکی از آن ها برونگرا و دیگری درونگراست 4 مشکل اساسی خواهند داشت:

1- تفاوت در تفریح ها: یکی از طرفین به مهمانی های شلوغ علاقه دارد ولی دیگری علاقه مند است در یک محیط آرام و با یک دوست صمیمی خوشگذرانی کند. مکان های تفریحی مورد علاقه این دو کاملا متفاوت است.

2- شیوه بیان احساسات: یک درونگرا ممکن است کمی در بیان احساساتش مشکل داشته باشد در حالی که یک فرد برونگرا درباره همه چیز راحت صحبت می کند.

3- شیوه ارتباطی: فرد برونگرا علاقه مند است تمام اتفاق هایی که در طول روز افتاده، برای همسرش تعریف کند، موسیقی گوش دهد یا صدای تلویزیون را بالا ببرد ولی یک درونگرا ترجیح می دهد با ورود به خانه به استراحت بپردازد، کمتر صحبت کند و هر وقت میلش کشید حرف بزند.

4- شیوه حل مسائل: یک فرد برونگرا دوست دارد وقتی مشکلی بروز می کند، به سرعت وارد عمل شود و موضوع را فیصله دهد در صورتی که فرد درونگرا به آرامش نیاز دارد و از دیگری اجتناب می کند.

این ها موارد پررنگ و پرتعارض زندگی چنین زوج هایی هستند و بخش مهمی از داستان زندگی بسیاری از چنین زوج هایی را که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند، به خود اختصاص می دهند اما این زوج ها چگونه می توانند مشکلاتشان را با هم حل کنند؟

 

4 راه حل پیشنهادی

وقتی دو انسان درونگرا و برونگرا رابطه زناشویی خود را شروع می کنند، باید بدانند ممکن است هرگز به توافق نرسند مگر اینکه بتوانند به نکته های مهم و حساسیت  برانگیز زندگی شان واقف شوند و در مواردی به تعامل برسند:
 
 
 

 1-  یکدیگر را آزاد بگذارند:

 
در پردازش احساسی برونگراها و درونگراها تفاوت های اساسی وجود دارد بنابراین باید به شرایط واقف باشند و در بروز هیجان ها و احساسات از فشار اوردن بیش از حد بر یکدیگر پرهیز کنند.
 
 

2-برنامه ریزی مدون داشته باشند:

 
برنامه ریزی های زندگی چنین زوج هایی باید با توافق دو طرفه باشد و مثلا در آن مشخص شود چند بار در ماه قرار است به پیک نیک یا خانه فرد خاصی بروند و هر دو طرف نیز باید ملزم به رعایت قوانین باشند. قابل پیش بینی بودن برنامه ها به هیچ کدام فشاری وارد نمی کند.
 
 

3- به یکدیگر فرصت دهند:

 
در زندگی مدرن یا نیمه مدرن امروزی، عملا زندگی مشترک مدت کوتاه تری پیدا کرده و به 8 تا 12 شب و آخر هفته ها محدود شده است. پس این ساعت های کوتاه با هم بودنشان باید با کیفیت باشد. مثلا طرف برونگرا بدون این که احساس طرد شدن به او دست دهد، باید شرایط درونی همسرش را درک و برایش فضای آرام و خصوصی مهیا کند و بعد از مدتی کنارش برود و با او صحبت کند. البته گاه همسر درونگرا همچنان می خواهد تنها باش. در این صورت همسر برونگرا باز هم باید فرصت دیگری به او بدهد اما به تلاشش برای برقراری ارتباط با همسرش ادامه دهد.
 
 
 
 
 

4-نه خیلی زود، نه خیلی دیر:

 
در نحوه حل مشکلات، تفاوت های عمده ای بین برونگراها و درونگراها دیده می شود.  انسان های برونگرا باید در مقابل اصرار شدید ذهنی شان برای حل موضوع در همان لحظه مقاومت کنند چون اقدام های سریع برای حل مشکل با بی اعتنایی و حتی خشم طرف درونگرا همراه خواهد بود. برونگراها حتما باید در این مواقع شرایط را درک و کمی تامل کنند.
بحث را به تعویق بیاندازید و آن را به زمان دیگری موکول کنند. درونگراها هم باید بدانند که همسر برونگرا تحمل اینکه مدت ها در انتظار بماند تا مساله حل شود، ندارد.
 
   دکتر سامرند سلیمی 
 


تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 18:33 | نویسنده : مریم باباخانی

وقتی کودک اشتباه کرد بایستی با لحن قاطع با او صحبت کرد:


- به سمت او بروید و از همان جا که ایستاده اید بر سرش فریاد نزنید.
-خم شوید به اندازه ای که همقد او شوید 
- مستقیم در چشمهایش نگاه کنید.
-اگر خواست رویش را برگرداند دستهایش را بگیرید و به او بگویید "لطفا بمن نگاه کن"
-نباید در لحن شما اثری از خشونت و تهدید باشد.
-با لحنی آرام و قاطع و محکم صحبت کنید. بهتر است این لحن را با عصبانیت تهدید تطمیع و معامله اشتباه نگیرید.
به آرامی روشنی و آمرانه بگویید چه کار خطایی کرده."اجازه نداری کسی رو بزنی ازت میخوام که اینکارو دیگه تکرار نکنی".
بدانید که گهی صدای آرام و قاطع برای کودک شما کافیست.
- به کودک برچسب نزنید. "بچه بد ."



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:58 | نویسنده : مریم باباخانی
كودكاني كه از دو سالگي صبر كردن را مي اموزند يا ياد ميگيرند لذت را براي پاداشي بيشتر به تعويق بياندازند در اينده بسيار موفقترند.
دانشگاه استانفورد چهل سال قبل شروع به ازمايشي روي كودكان انجام داد. انها كودكان را به اتاقي بردند و به انها كلوچه يي دادند و به انها گفتند تصميم با شماست، يا كلوچه رو الان بخوريد يا اگر صبر كنيد بعد از ١٥ دقيقه كلوچه ديگري به شما جايزه داده خواهد شد. كودكاني كه صبر كردند در اينده در تحصيلات دانشگاهي و تمام مراحل ديگر زندگيشان به مقدار چشمگيري موفق تر بودند.



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:52 | نویسنده : مریم باباخانی
از صد كودكي كه در كودكي اسيب شديد ميبينه نود تاشون از پا در ميان و نابود ميشن اما ده تاي اونها مثل گل نيلوفر ميشكفند و ميدرخشند. تمدن حاصله مهاجرته چون مهاجرت يا مهاجران را از بين ميبره يا ميسازه. 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:43 | نویسنده : مریم باباخانی

يك مشكل فرهنگ ما اين است كه از رفتار يك فرد هويت او رو ميسازيم. يك نفر هزار تا حرف راست زده با يك حرف دروغ، به او صفت دروغ گويي ميدهيم. مثل كاري كه در مدرسه ميكنند كودك صد لغت درست مينويسد حساب نميشود زير دو كلمه اشتباه او خط ميكشند. انسان خوب هم اشتباه ميكند، اشتباه كردن دليل بدي ما نيست.



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:40 | نویسنده : مریم باباخانی
با بچه دوساله باید در حد فهم خودش حرف زد تا متوجه شود نه در حد فهم و دید خودتان. حتی در صحبت کردن با بچه‌ها باید سعی کنیم بنشینیم تا ارتباط چشمی برابر داشته باشیم نه اینکه ما بایستیم و با بچه صحبت کنیم. 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:38 | نویسنده : مریم باباخانی
انسان از راه تشويق پيشرفت ميكند نه از طريق تنبيه. از طريق تنبيه خيلي موفق باشيم بچه رو بيكاره بار مياريم. در وجودش سگ هار دروني پرورش ميديم تا براي همه عمر توي سرش بزنه.



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:34 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي از كودكي به اين نتيجه ميرسيم همه كارها زور است و تحميل، باعث ميشه در بزرگسالي طلبكار و ناراضي باشيم و تمام كارها رو نصفه و نيمه رها كنيم.



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:25 | نویسنده : مریم باباخانی

جديدا بازي هاي كامپيوتري يا موبايل وارد حيطه اعتياد شده. اعتياد به اين نوع بازي با انواع ديگر اعتياد فرقي ندارد و با گذشت زمان بدتر ميشود.
گاهي ميبينيم پدر و مادرها افتخار ميكنند فرزندشون كار با موبايل رو يادگرفته و با ان بازي ميكند و براي كودك دست ميزنند و براي بقيه تعريف ميكنند. موبايل اسباب بازي كودكان نيست كودك نياز به تحرك براي رشد دارد. اين رفتار زمينه سنگين اعتياد در اينده را باعث خواهد شد.
اگر بعد از شش سالگي نيم ساعت كودك بازي كند ممكنه به توجه و تمركزش كمك كنه ولي قبل از شش سالگي اصلا نبايد استفاده شود. اين رفتار در بزرگسالي كار دستشون خواهد داد. 

به جاي بازي هاي كامپيوتري كه جداي از اعتياد، زندگي فرزندانتون رو با انزوا و تخيل گره ميزند فرزندتون رو درگير ورزشهاي گروهي و شبكه دوستان خوب كنيد. بچه ها بايد هفته يي ١٥ ساعت در زمين بازي كنار دوستانشون بدوند و هفته ٤٠ تا ٥٠ ساعت با دوستانشون در رابطه باشند.

دکتر فرهنگ هلاکویی

 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:24 | نویسنده : مریم باباخانی
بهترين فاصله سني بين كودكان بين بيست تا سي و پنج ماه است. وقتي بچه ها دوسال و نيم با هم تفاوت دارند بيشتر زمان روز رو درگير بازي و سركله زدن با همند كه به رابطه در بزرگساليشون بسيار كمك ميكنه.



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 0:8 | نویسنده : مریم باباخانی
از شير گرفتن كودك:

تا هشت ماهگي كودكتون رو از شير نگيريد اما بين هشت تا چهارده ماهگي بهتره گرفتن كودك از شير شروع بشه. مك زدن بعد از ١٤ ماهگي باعث اسيب تثبيت دهاني ميشه. مهم اينه گرفتن شير از كودك، كمتر از دو هفته و بيشتر از شش هفته طول نكشه. بهترين راه اشنا كردن كودك با غذاهاي ديگه مخلوط با شير مادر است. ميشه اهسته اهسته يك يا دو وعده از شير كودك كم كنه و شير خشك يا شير ديگه اي كودك تمايل داره رو جايگزينش كرد. همچنين مادر ميتونه شيرش رو قبل از دادن به كودك بدوشه تا شير كمتري باشه و به جاي اون به كودك غذاي مناسب بده. مادر ميتونه روزها شير خودشو بدوشه و تنها شبها به كودكش شير بده. مهم اينه كودك به راحتي و بدون خشم و قهر اين كارو بكنه. اما اگر كودكتون از شيشه شير ميخوره بهتره از دوازده ماهگي تا چهارده ماهگي شروع كنه به جاي هشت ماهگي. بهتره اين كار رو اهسته در بين بيست تا چهل روز انجام بده. بهتره اهسته اهسته ٥ درصد ٥ درصد اب به شير كودك اضافه كنه و سوراخ شير كودك رو گشاد كنن تا كودك در زمان كمتري شير رو بخوره. ميشه ليوانهاي جالب و كوچكي براشون خريد تا با اون بازي كنه به دهان ببره و كم كم ياد بگيره تا از ليوان شير بخوره.

 

تثبیت دهانی چی هست؟

" يعني قسمتي از انرژي براي همه عمر در دهان باقي ميمونه. حالا خوشحالم، غذا ميخورم. ناراحتم، غذا ميخورم. لذت جنسي در دهان به صورت سنگين باقي ميمونه، من وابسته ميمونم. من متوقع ميمونم. در وقت عصبانيت نيش زبون دارم. زمينه اعتياد به سيگار و الكل بسيار بالا ميره. حالا كودك وقتي تثبيت دهاني ميشه وقتي مضطربه يا وقتي بسيار ارومه مثلا فيلم ميبينه انگشت ميخوره يا ناخن ميجوه.

دکتر فرهنگ هلاکویی

 

 

 



تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393 | 23:57 | نویسنده : مریم باباخانی
حس خجالت يعني من بد هستم و مردم اطرافم انسانهايي بد هستند كه اماده صدمه زدن به من هستند. اين حس، يك اسيب كودكيست. چون در سه سال اول زندگي ازمون ايراد گرفتند و من به اين نتيجه رسيدم من بدم دنيا جاي بديه.



تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393 | 23:52 | نویسنده : مریم باباخانی

خود دوست کیست، خود دوستی چیست:

كودك تازه متولد شده تنها از طريق رابطه با انسانهاي ديگه رشد مي كنه. اگر كودكي رو به دور از انسانها نگه داريد و تنها نيازهاي اوليه ش رو مهيا كنيد ميميره. و اگر زنده بمونه انسان نخواهد بود. اين صحبت در حد تئوري نيست. هزاران كودك، پيدا شده كه ارتباط كمي با انسانها داشته يا توسط حيوانات بزرگ شدند و اصلا هيچ صفات انسان بودن رو نداشتند. اونها به حيوان بيشتر شبيه ميشن تا انسان. پس ما بايد انسان شدن رو ياد بگيريم. 

مغز كودك بعد از چهار ماهگي كاملا ميفهمه، بعضيا بهش درد ميدن و بعضيا بهش لذت ميدن و اينكه كي اونها رو بهش ميده و اين بسيار مهمه چون مغز ما از ابتدا بر پايه لذت و درد كار ميكنه و تصميم ميگيره، براي همين نوع رابطه در كودكي مشخص ميكنه ما بيمار يا سالم بشيم.

وقتي بعد از تولد رابطه لذت بخشي با ديگران داريم، اون وقته كه به خودمون اطمينان داريم، خوشبينيم، مثبتيم، اميدواريم، اراميم، پشتكار داريم و پيش ميريم. 

و تمام اين تجربيات هست كه در سه سالگي به اين نتيجه ميرسم كه من خوبم يا نه، و ديگران خوبند يا نه، يا در مورد دنيا و اينكه چگونه جاييست نتيجه بگيريم. 

براي همين بچه ها گاهي خودشون رو ميزنند چون به اين نتيجه ميرسند كه من بد هستم و لايق تنبيه. يا از قصد كاري ميكنم كه تنبيه بشم. اما وقتي به اين نتيجه برسم كه خوب هستم و خواستني و دوست داشتني و اينجاست كه خود دوستي معني پيدا ميكنه.

حالا وقتي خودمو دوست ندارم، سيگار ميكشم، ورزش نميكنم و به خودم صدمه ميزنم.

مشخصات انسان خود دوست:

- هر كار خوبي رو واسه خودم ميكنم.
- هيچ كار بدي عليه خودم و با خودم نميكنم.
- هزينه زندگي من با منه، مسئوليت زندگي رو ميپذيرم و نتيجه كارم رو قبول ميكنم. براي همين اگر كسي هزار بار از من چيزي خواست روزي كه اون كار رو كردم مسئول فقط منم و منم.
- هرگز به حقوق كسي تجاوز نميكنم حرمت ديگران رو نگه ميدارم و اجازه نميدم كسي با من اين كار رو بكنه. 

اگر شما خود دوستي، بهترين پدري، بهترين مادري، بهترين همسري، بهترين دوستيد. بهترين فرزنديد.

اگر با خودم بد ميكنم اگر با شما بد ميكنم، اگر حرمت خودم و شما رو نگه نميدارم، اگر مدام اشتباهاتم رو تقصير بقيه ميندازم، من خود ناپسندم.

و احتمال يه كار ديگه هست. شخص اين بديش رو نميپذيره شخص مياد يه نقاب ميزنه و ميگه من برترين و بالاترينم. در صورتي كه ته وجودش نوشته من بدم. 

انساني كه خودشو دوست نداره ، يا خودناپسند ميشه، نگاه كنيد به لغات ما مثلا نوكرم عبيدم مخلصم چاكرم....
يا خودشو وارونه ميكنه و حالا من خودپسند، خود شيفته، خود محور، خود بزرگ بين ميشم. همه چيو از همه ميگيرم. حق ديدن تلويزيون رو از بچه و همسرم ميگيرم. غذا رو من تصميم ميگيرم. اينجا خودم رو دوست ندارم من از خودم متنفرم.
حالا اين وجود باد كرده رو سيخ بزنيد، نقد كنيد، رو حرفشون حرف بزنيد منفجر ميشن.

پس مردم دنيا سه نوعند، خود دوست، خود ناپسند، خود پسند كه دو نوع اخر ته وجودشون نوشته من از خودم متنفرم.

اما وقتي من خود دوستم، ظرفيت پذيرش عشق رو دارم. 

دکتر فرهنگ هلاکویی

 



تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393 | 23:49 | نویسنده : مریم باباخانی
تا زماني خودتان رو دوست نداريد، توانايي دوست داشتن هيچ كس را نداريد. اگر زبان ژاپني بلد نباشيد ميتوانيد با كسي به اين زبان حرف بزنيد؟ براي ايجاد ظرفيت عشق ورزي، باید از خود دوستي شروع كنيد.

 



تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393 | 23:47 | نویسنده : مریم باباخانی

مهم‌ترین هنر زندگی در ارتباط با دیگران، خود را به جای دیگری قرار دادن است. این همان چیزی است که در کار psycho therapy به عنوان empathy می‌شناسند. Empathy یعنی من خودم را جای شما بگذارم منهای احساس. به همین جهت یک therapist خوب کسی است که بتواند خودش را کاملأ جای بیمار client خود بگذارد. یعنی، او را حس و درک کند و او را بفهمد و با حافظه اش و خاطره اش و با زندگی اش و با درد و رنج اش و حالاتش آشنا بشود اما احساساتی sympathy نشود. چون اگر احساساتی بشود کار درمان دچار اشکال می‌شود. بنابراین یک روانشناس قرار است که بتواند خودش را جای دیگری بگذارد؛ یعنی، درست برود در قالب او بدون آن حالات احساسی و عاطفی و هیجانی در حد ممکن اش. چون اگر روانشناس با بیمارش گریه کند وارد sympathy شده است نه empathy 

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393 | 23:44 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي ما بين سه تا شش سالگي اسيب ديديم فكر ميكنيم با تغيير خودمون ميتونيم رفتار بقيه رو تغيير بديم، يا با تغيير احساس خودمون، ميتونيم احساسات بقيه رو تغيير بديم. نام اين اسيب گناه مسموم يا toxic guilt مي باشد.

 



تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393 | 15:58 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توسط:افرا

سلام خسته نباشید
میخواستم بدونم اگر یک خانم خانه دار از همسرش برای مخارج شخصی خودش ماهانه مبلغی متوسط دریافت کنه و همچنین اگر خانم وسیله ای برای خانه لازم داشته باشه به طور مثال ساندویچ ساز یا ابمیوه گیری (در کل منظور وسیله خانه هست)آیا درست هست مبلغ ماهیانه خود رو خرج خرید وسایل خونه کنه ممکنه که این کارباعث ایجاد توقع در همسرش شود که از این به بعد هم خرید خیلی از وسائل رو به خانم واگذار کند.یا اینکه بهتره هر وقت همسرش صلاح دونست (که ممکنه هیچ وقت صلاح ندونه !)خریداری کنند.

با تشکر و سپاس

 

 

کد 105
پاسخ روانشناس بالینی : سلام خانم افرا. پولی را که ماهیانه از همسر دریافت میکنید مال شماست و تصمیم نوع خرج کردنش با شماست . کسی ممکنه دلش بخواد پس اندازش کنه . کسی ممکنه چیزهایی که دوست داره بخره . و شخصی دیگر اون پول را ببخشه و...... یعنی میخوام بگم مالک تام اون مبلغ شما هستید . کما اینکه ممکنه شما احساس کنید با خرید یک وسیله برای خونه بیشتر لذت میبرید تا این پول را جایی دیگر هزینه کنید
لوازم و وسایل خونه را اگر زن شاغل نیست معمولا مرد خانه تهیه و فراهم میکنه . و اگر شما با پول تو جیبی خودت برای خونه خرید میکنی نباید به صورت وظیفه دربیاد حتما میتونی اول به همسرت پیشنهاد بدی فلان وسیله لازم داریم اگر ممکنه تهیه کنه ( نکته مهم این است که  خواست شما باید متناسب با درآمد همسر باشه نه بر اساس اینکه الان فلانی این وسیله را خریده )
اگر همسر شما گفت فعلا نمیتونم خریداری کنم میتونی بگی من پول تو جیبی خودم را به شما قرض میدم مثلا خریدهای شخصیم را این ماه انجام نمیدم شما این پول را در دو الی سه ماه تقسیم کن و به من برگردون
اگر همسرت با این قضیه هم موافق نبود تصمیم نهایی باشماست ببین خریدش بیشتر بهت سود میرسونه یا راحت تری که بیخیال خرید بشی فقط تصمیمی بگیر که در آن  نه خودت را سرزنش کنی و فکر کنی ازت سواستفاده شده .نه اینکه بعدش بخوای منتش را سرخانواده ات بزاری حتما باید نتیجه تصمیمت برای تو حس رضایت و شادی بیاره . شاد و موفق باشی

مریم باباخانی روانشناس بالینی



تاريخ : یکشنبه نهم آذر 1393 | 16:27 | نویسنده : مریم باباخانی
تمام حرفهايي كه به فرزندتون ميگيد، قبلش خودتون بايد هميشه اون حرفها رو انجام بديد؛ پسرم - دخترم داد نزن، كتك نزن، دروغ نگو، درس بخون، ورزش كن، مسواک بزن هم... اول نگاه كنيد چقدر خودتون به حرفهاتون عمل ميكنيد!

 



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 17:15 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توسط: فرید

 با عرض سلام و وقت بخیر. یکی از دانش آموزانم توجه کمی به کلاس و درس دارد و متاسفانه چون تعداد دانش آموزانم زیاد است نمی توانم وقت بیشتری به او اختصاص دهم کمی دیر یاد میگیرد و یادگیری اش دوام کمتری دارد .ایا می توان گفت که این دانش آموز مشکل ldدارد؟ در کلاس چه طرز برخوردی با ایشون مناسب است؟ ممنون از لطفتون

 

 

 

کد104

پاسخ روانشناس بالینی : سلام آقای فرید. احسنت بر شما که برای سلامت دانش آموزان خودتون اهمیت قائل می شوید . منم از حس مسئولیت شما قدر دانی میکنم
برای اینکه تشخیص دقیق گذاشته بشه که این کودک آیا اختلالات یادگیری دارد یا خیر .باید بررسی دقیق شود چون ممکن است شرایط فعلی و خانوادگی آن باعث میشه نتونه روی درس تمرکز کنه .منظورم این است اولین قدم شما ببینید ایشون از نظر خانوادگی در چه شرایطی هستند . فرزند چندمه - اطلاعات شخصی پدر و مادرش را چک کنید سطح تحصیلات و سوادشون را بررسی کنید ببینید پدر و مادر باهم اختلاف دارند یا خیر /  آیا کودک از نظر رشدی روند طبیعی را طی کرده یا اینکه بعضی از موارد مثل حرف زدن ، نشستن ، راه رفتن ، و غیره با تاخیر بوده ، آیا سابقه صرع و تشنج داشته و خیلی موارد دیگر........ باید چک شود
 قدم بعدی اینه که با کمک خانواده ،کودک را به روانشناس ببرید. از کودک تست هوش بگیرد مثل تست هوش وکسلر . تا ببینم از نظر مولفه های هوشی کودک در چه وضعیتی به سر میبره . ومیزان بهره هوشیش چقدره
حتما از لحاظ شنوایی سنجی و بینایی سنجی چکاب شود
ولی در کل بزرگترین کمکی که شما میتونید به این کودک بدهید این است که با خانواده اش ارتباط پویا داشته باشید و آنها را متقاعد کنید که علت یابی کنند اگر واقعا کودک مبتلا به اختلال یادگیری باشد باید در کلاسهای ویژه این کودکان آموزش ببیند نه در مدرسه عادی  ،که  مرتب بار اینکه از بقیه ناتوان تر است  را با خودش حمل کنه و در نتیجه اعتماد به نفسش با مشکل روبه رو شود چون کودکانی که دچار این اختلال هستند خیلی از آنها مشکل هوشی ندارند بلکه به فرض مثال کودکی که اختلال خواندن دارد و کودک دیگری اختلال نوشتن دارد  هردو اختلال یادگیری دارند ولی هرکدام در بقیه موارد یادگیری مشکلی ندارند اما ان بخشی که در مغز مربوط به خواندن و نوشتن مربوط است دچار نقص می باشد که با تشخیص و شناسایی زود هنگام میشه به این کودکان کمک زیادی کرد

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 21:24 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط : محمد

 

خیلی متشکرم از مطالب خوبی که بیان میکنید

یک مشکلی داشتم ممنون میشم اگه وقت بگزارید و به من کمک بکنید

من پسری 22 ساله هستم که کنار آمدن با پدر و مادرم برام خیلی سخته سواد هر دوتاشون تا چهارم ابتداییه و با اینکه سعی کردم با پدرم عاقلانه صحبت بکنم ولی هر بار پدرم مثل بچه ها کاملا احساساتی برخورد میکنه من از وقتی بچه بودم از طرف پدر و مادرم خیلی تحقیر شدم یادم میاد تا سن 18 سالگی منو تو خونه خر صدا میزدن و من هم هیچی نمیگفتم با اینکه خیلی بهم فشار میومد ولی به خاطر احترام گذاشتن یا شایدم ترس ساکت میموندم اما از سن 17 18 سالگی و مخصوصا حالا که سربازی رفتم و برگشتم بیشتر تو روشون وایمیستم و از خودم دفاع میکنم و این باعث میشه اونا داد و بیداداشونو سر همدیگه خالی کنن و اوضاع خونه خرابتر بشه ولی اگه من ساکت بمونم و هیچی نگم همه چی خوب پیش میره...(غیر از من)
مادرم هم خیلی ازیتم کرده تو دوره کنکور وقتی ازش میخواستم صبحا منو از خواب بیدار کنه بیدارم نمیکرد ولی گاهی وقتا انگار از سر کینه یه پارچ اب یخ روم میریخت و یهو از خواب میپریدم یا گاهی وقتها لگد میزد تو سرم

خواهشا راهنماییم کنین چطوری باهاشون کنار بیام که نه خودم به هم ریخته بشم نه اونارو با هم درگیر کنم راحت بتونم کارمو بکنم و درسمو بخونم.؟

از لطفی که به من میکنید متشکرم...

 

کد 103

پاسخ روانشناس بالینی : آقا محمد سلام . رفتاری که پدر و مادرت چه در گذشته و چه در حال حاضر با تو دارند موجب رنجش تو شده کاملا من درک میکنم که آدم انتظار رفتارهای اینچنینی از پدر ومادرش نداره . تو خشمگین و عصبانی هستی . حتی باهاشون جدال میکنی چون حس میکنی دلت میخواد بگی آن موقع من کوچیک بودم شما هر حرفی میزدین الان بزرگ شدم تازه سربازیم را رفتم و دیگه اجازه نمیدم .
واقعا محمد من میتونم بفهمم در درونت و افکارت چی میگذره . اره قبول دارم آنها بلد نبودن قشنگ با فرزندشون رفتار کنند آزارش دادن  ولی من میدونم کسانی که با فرزندان خود اینچنین رفتار میکنند ناآگاه هستند و خودشون هم حال خوبی ندارند . راستش تغییر دیگران اونم در سن پدر و مادرت غیرممکنه ما نمیتونیم دیگران را تغییر بدیم مگر اینکه هرکس خودش تصمیم به تغییر بگیره من فکر میکنم شما به جای جنگ و جدال و بحث های چالشی و منطقی با پدر مادرت روشت را عوض کن و تغییراتی در زندگی شخصی خودت ایجاد کن تلاش کن هرچه زودتر مستقل بشی  و زمانی که کنارشون هستی سعی کن باهوشون درگیر نشی خیلی سخته میدونم ولی با این ویژگیها پذیرششون کن کمی زمان میبره ولی  خیلی ها  که شرایط تو را دارند تونستند تو هم میتونی و اگر تونستی از روانشناس بالینی  کمک بگیری  و زخمهای کودکی را ترمیم کنی  برات خیلی خوبه  اعتماد به نفست را بالا ببر من برات آرزوی موفقیت میکنم

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 16:19 | نویسنده : مریم باباخانی


توسط:لیلا

سلام خانم دکتر عزیز-باتشکر از مطالب خوبی که تو وبلاگتون میذارین، من مدرس دانشگاه و مهسرم شغل آزاد داره و ما از لحاظ فکری باهم خیلی اختلاف داریم اما چون دو تا بچه داریم یک دختر 6 ساله و یک پسر 2 ساله، سعی میکنیم فضای خونه آروم باشه تا بچه ها لطمه نخورن اما همیشه موفق نیستیم. در حال حاضر مشکل اصلی من تو زندگیم اینه که دخترم داخل خونه بیشتر مواقع گستاخی می کنه و در محیط های شلوغ مثل مهمونی های خانوادگی منزوی و گوشه گیر شده و اصلا حرفها و نصایح ما رو گوش نمی کنه، در ضمن گوشه های ناخنش رو هم میجوه(از دو سالگی) در حدی که همیشه اطراف ناخنش زخم هست. دخترمون رو خیلی دوست داریم و عاشقش هستیم و نگران آینده اش(دخترم فوق العاده باهوش هست و دکترش می گه سن عقلانی حدود 9 ساله در حالیکه 6 سال داره). خواهش می کنم منو راهنمایی کنید.باتشکر مجدد.

 

 


کد102
پاسخ روانشناس بالینی : لیلا جان سلام . من مطمئن هستم که شما به خاطر بینش و اطلاعاتی که داری تمام تلاشت را میکنی که فرزندانت متوجه اختلاف نظرهای تو و همسرت نشوند و حتما مادر دلسوزی هستی دلت میخواد دخترت در آرامش باشه ولی حقیقت این است که بچه ها خیلی مسائل را زیر نظر میگرند و ما فقط فکر میکنم آنها درگیر نمیشند اتفاقا آنها خیلی مسائل پدر و مادر را متوجه میشوند و با افکار و دنیای کودکانه خودشون برای این اتفاقات و ناهماهنگی ها نتیجه گیری میکنند و معمولا در نتیجه گیریهای خودشون به این نظر میرسند که حتما مقصر هستند و به خودشون میگن من باعث شدم پدر و مادرم ناراحت و عصبانی بشند و و در نتیجه من ادم بدی هستم . آدم هم که احساس خوبی به خودش نداشته باشه خوشحال و آرام نیست
ناخن جویدن دختر گلمون ،اون هم به این شدت نشان میدهد بچه مضطرب و نگرانه اولین قدم اینه که ریشه این اضطراب پیدا بشه به شما هم توصیه میکنم به روانشناس بالینی مراجعه کنید تمایل داشتید آدرس کلینیک بالای صفحه است از منشی وقت بگیرید یا حداقل برای مشاوره تلفنی بامن اقدام کنید تا توصیه های را با شما در میان بزارم 

رفتارهای ناسازگارانه اش دلیلش اینه که داره به شرایط فعلیش اعتراض میکنه واقعا حیفه این دختر باهوش انرژیش را صرف مسائل اینگونه  کنه بهتره زودتر شرایط آرامش و آسایش براش مهیا بشه تا بتونه در جمع سرحال و پرانرژی باشه

مریم باباخانی / شفای درون



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 15:39 | نویسنده : مریم باباخانی

 

توسط:شکوفه

سلام من 25 سالمه همیشه احساس تنهایی میکنم یه مدتیه که دیگه از کارایی که قبلا لذت میبردم نمیبرم مثلا دیگه ارایش دوس ندارم یا دیگه از خرید کردن لذت نمیبرم همیشهبی حوصلم برای هر کاری نیاز به نیروی زیاد دارم دیگه هیچ حرفی ناراحتم نمیکنه احساس عدم موفیت میکنم احساس میکنم دنیا جایی برا من نداره همه دنبال کارن پس من شانسی برا کار ندارم همه دنبال ازدواجن پس من شانسی بدای ازدواج ندارم همش در حال خوردنم بی اینکه گرسنه باشم حوصله دانشگاه رفتنو ندارم حوصله دوستام و خانوادمو ندارم میشه بم کمک کنید

 

 

کد101

پاسخ روانشناس بالینی : شکوفه جان سلام . شکوفه جان اگر قبلا کارهای دوست داشتنی و الان دیگه نسبت به آنها رغبتی نداری یا اینکه به قول خودت لذت نمیبری و همچنین کم و حوصله شدی و حس میکنی علاقه به فعالیتهای اجتماعی نداری به طوری که حتی دلت نمیخواد دانشگاه بری. این نشانه ها خبر از افسردگی میده .
در حال حاظر افسردگی اینقدر شایع شده که به آن سرماخوردگی روانی میگند و حتما افسردگی درمان داره  و خوشبختانه  مسئله ای نیست که حل نشه اولین قدم اینه که ببینی از کی و چی شد که تو دچار این حالت شدی . به تنهایی نمیشه جلوش را گرفت حتما به روانشناس بالینی مراجع کن تا بتونید به کمک هم از عود این علایم جلوگیری کنیدآن موقع متوجه میشی آنجور هم که فکر میکردی دنیا و آدمهاش تلخ و آزار دهنده نیستند

من درک میکنم که یک آدم افسرده دلش هیچ فعالیتی را نمیخواد ولی واقعیت این است که ورزش کردن باغث میشه هورمونی که مسئول شادی در مغز است فعال بشه پس لطفا یک کلاس ورزشی ثبت نام کن سعی کن هر روز نیم ساعت زیر نور خورشید قرار بگیری چون دریافت نور هم برای شما بسیار مفید و اثربخش است

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 14:40 | نویسنده : مریم باباخانی

بسیاری از مردانی که کنار پدر نبوده‌اند و از نظر جسمی با پدر یکی نشده‌اند یا از نظر احساسی و روانی خودشان را با پدرشان همآهنگ نکرده‌اند پسر بچه می‌مانند و به دنبال زنی می‌گردند که نقش مادرشان را داشته باشد و معمولأ هم همسرشان نقش مادرانه دارد. غالب اوقات تمایلات جنسی محدودی با همسرشان دارند یا بعدها محدودیت پیدا می‌کنند و از نظر احساسی و عاطفی او را به عنوان دوست و یار و همراه می‌بینند و عاشق کس دیگری می‌شوند. در ارتباط با این مسئله گاهی اوقات مردانی را می‌بینیم که همسران شایسته و وارسته ای دارند اما با افرادی که ابدأ در آن حد و سطح نیستند روابطی را برقرار می‌کنند چرا که دوگانگی درهمانجاست. 

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 12:33 | نویسنده : مریم باباخانی

سالمترين بچه ها بچه هايي هستند كه تا دوسالگي در يكنواختي و يك دستي بزرگ بشن بچه رو اين ور اونور نبريد بغل به بغل نگرده وگرنه نظم مغز كودك به هم ميخوره.



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 21:18 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:هادی

خانم دکتر باباخانی سلام

بنده حدود یکساله که با وبلاگ شما آشنا شدم و بواسطه وبلاگ شما با دکتر هلاکویی؛ از این بابت بسیار خوشحالم چرا که باعث شده آگاهیم بیشتر بشه و زندگیم مسیر دیگری پیدا کنه، از این بابت سپاسگذار شما هستم.
یه سوال داشتم: دختری 6 ساله دارم که بیشتر همبازیهاش پسرای هم سن و سال فامیل و همسایه ها هستن، ایا از نظر تربیتی و روانشناسی این موضوع دارای اشکال هست یا نه، ممنون میشم توضیح بدین

 


کد 100
پاسخ روانشناس بالینی : سلام آقای هادی . من هم خوشحالم که مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع شده است
در مورد سوالتون بگم از اینکه دخترتون دوست و همبازی داره خیلی خوبه اما بهتر دوستانش از جنس خودش باشند چون بهتره با دخترها همانند سازی را انجام بده حالا اگر تو جمع همبازی های گروهیش در کنار دخترها یکی دوتا پسر هم باشه ایرادی ندارد ولی اینکه همه همبازیهاش پسر باشه موافق نیستم چون جنس بازی و علایق پسرها با دخترها فرق میکنه و دختر شما مجبوره جهت پذیرش از طرف آنها رفتارش را شبیه آنها کنه و در اینجاست دچار تضاد و ناهماهنگی ذاتی و محیطی میشود به هرحال شما این مسیر را مدیریت کنید

مریم باباخانی شفای درون

 



  • امید
  • نیدیا