تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 0:2 | نویسنده : مریم باباخانی

هرگز هرگز هرگز با فرزندانتان درد دل نكنيد.
دانشمندان امريكا سالها قبل با نسلي از دختران مواجه شدند كه رفتارشان نشان از مورد تجاوز گرفتن در كودكيشون داشت در حالي كه هيچ تجاوزي صورت نگرفته بود. نتايج نشان داد تمام اين دختران در كودكي سنگ صبور مادرانشان بودند. يعني به روح و روان كودك تجاوز شده. هرگز بدي كسي را به كودكان نگوييد. اين مصداق بارز تجاوز به كودك است.

دكتر فرهنگ هلاكويي



تاريخ : شنبه نوزدهم مهر 1393 | 19:1 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط :........

سلام من سال 91با یه دختر از طریق نت اشنا شدم که ادعایی بیماری داشت بعد از یه هفته متوجه شدم که دروغ میگه وحتی به بهانه ی وادارش کردم با یه مشاور حرف بزنه و اونم تایید کرد بیماره ولی یه بیمار روانی

ولی خب من اونو خواهر خودم میدونستم و وابستش شده بودم و دوست داشتم یه جوری کمکش کنم بعد از مدتی متوجه شدم که یه شخصیت دیگه هم داره که با این شخصیت کاملا در تضاده!!!
و خب الان میدونم به احتمال زیاد اون یه شخصیت چند گانه داره
ولی با این حساب دوست داشتم کمکش کنم مدتهاست باهاش ارتباطی نداشتم ولی هنوز به فکرشم که ای کاش میتونستم کمکش کنم تا از حالت خارج بشه اون گوشیش خاموشه ولی من یه شماره ی دبگه ازش دارم
تو مدتی که باهاش بودم خیلی تلاش کردم براش کاری کنم ولی نتونستم
میخوام بدونم عاقبتش چی میشه ؟
میتونم کمکش کنم؟

 

 کد 95

پاسخ روانشناس بالینی : دوست عزیز سلام یک ارتباط بوده و الان تمام شده و شما به خاطر نیت خیرتون دوست دارید کمک کنید این حس قابل تقدیره اما دونکته را درنظر بگیرید اول اینکه تا کسی از شما کمک نخواسته دلیلی برای کمک نیست چون شما به جای کمک وارد حریم خصوصی آن شخص شدید . دوم اینکه اگر واقعا ایشون تناقضات شخصیتی یا مشکلات رفتاری داشته باشد اول اینکه تشخیصش با روانشناس یا روانپزشک است و همچنین شما نسبتی از نظر قانونی با این فرد ندارید ایشون خانواده دارد و قطعا خودش احساس نیاز و کمک داشته باشه مثل همه آدمهای کره خاکی راه  را جهت درمان و کمک پیدا میکنه. به هرجهت اقدامات کمک شما ممکنه برای شما دردسرهایی ایجاد کنه . قطعا آدمها همیشه دنبال راههایی هستند برای آرامش نه تنش و دردسر . و پیام اخر اینکه شما پیگیر سرنوشت و عاقبت زندگی ایشون نشید هرکس در مسیر زندگیش اتفاقهایی میفته قرار نیست ذهن ما درگیر کسانی بشه که یک روز آنها را میشناختم حالا دیگه تو رابطه با مانیستند   به نظر شما بیشتر  روی شناخت خودت کار کن و نگاهت به آدمها و رابطه ها را عوض کن
پیروز و موفق باشید

مریم باباخانی/ شفای درون



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 15:48 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط : مریم

باسلام و احترام من دوپسر3و7دارم شوهرم منونمیخواد.ازبچه ها نکهداری نمیکنه. طلاق هم نمیده. خرجی هم نمیده هیج حرفی هم برای گفتن ندارد. البته همه 8سال زندگیم را اختلاف داشتیم چگونه می توانم مشاوره بگیرم


کد 94

پاسخ روانشناس بالینی : مریم جان سلام . من متاثر شدم از اینکه در این شرایط به سر میبری . مردی که تشکیل خانواده میده یک سری مسئولیت ها را در کانون خانواده باید به عهده بگیره یکی از آنها فراهم کردن نیازهای مادی خانواده است و الان شما دوتا فرزند دارید که قطعاً آنها هم در این شرایط آسیب میبینند اولا شما میتونید با یک وکیل حقوقی مشورت کنید و شرایط خودتون را توضیح بدین ببینید از چه حق حقوقی  برخوردار هستید . و در این زمینه چه اقدامات قانونی می تونی انجام بدی البته باید بگم همسرت را هم یک روانشناس بالینی ویزیت کنه ممکنه افسردگی گرفته و نیاز به درمان و کمک داشته باشه .

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 13:16 | نویسنده : مریم باباخانی

والدین گرامی توجه کنید:

➖کودکت خیلی دروغ میگه! زیرا خیلی بهش گیر میدی.
➖کودکت اعتماد بنفس نداره!زیرا تشویقش نمی کنی.
➖کودکت کم حرفه!زیرا باهاش حرف نمیزنی.
➖کودکت دزدی میکنه!زیرا بذل و بخشش رو بهش نمی آموزی.
➖کودکت ترسوست! زیرا همیشه طرفداریشو میکنی.
➖کودکت به دیگران احترام نمیزاره!زیرا صدات رو واسش پایین نمی آری.
➖کودکت همیشه عصبیه!زیرا ازش تعریف نمیکنی.
➖کودکت بخیله!زیرا باهاش همکاری نمیکنی.
➖کودکت به دیگران پرخاش میکنه!زیرا تو خشن و سختگیری.
➖کودکت ضعیفه!زیرا همیشه تهدیدش میکنی.
➖کودکت داد و فریاد میکنه! زیرا بهش اهمیت نمیدی.
➖کودکت ناراحتت میکنه!زیرا بغلش نمی کنی و نمی بوسیش.
➖کودکت ازت فرمان نمی بره! زیرا درخواستات بیش از حده.

➖کودکت گوشه گیره!زیرا همیشه مشغولی.
(مشغول کارهای خودت)

نمود این رفتار ها در بزرگسالی بسیار خطرناک و غیر قابل درمانند...

 

 دکتر طارق علی الحبیب



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | 13:22 | نویسنده : مریم باباخانی

 

توسط : مرجان

با سلام خدمت شما بزرگوار.من یه مشکل دارم که گریه م میگیره.
من دوم راهنمایی رو میخونم اولین روز مدرسه که رفتم کسی نگفت با من دوست شو عوضش من گفتم.یکی قبول نکرد و اونایی هم که قبول کردن احساس میکنم راضی نیستن یا برخی هاشون نماز خون نیست یا به دلم ننشستن.با یکی که دوست شدم نماز
خون با حجاب اما نمی دونم به دلش نشستم یا نه.تو رو خدا نمیتونم تحمل کنم.چیکار کنم


کد 93
پاسخ روانشناس بالینی : مرجان سلام امیدوارم خوب باشی . میدونم عجله داشتی برای گرفتن جواب ولی امروز نوبت به شما رسید . واقعا دلم میخواد وقتی اینو میخونی آرامتر شده باشی و برای خودت یک دوست خوب  هم پیدا کرده باشی
مرجان جان روز اول مدرسه هنوز خیلی ها باهم نا آشنا هستند باید به بقیه و خودمون فرصت بدیم تا با شناخت بیشتر دوستی مناسب  با شرایط و مشترکاتی که داریم پیدا کنیم اگر کسی به درخواست دوستی تو پاسخ مثبت نداد دلیل بر این نیست که تو دوست داشتنی یا خواستنی نیستی یا هر فکر منفی دیگری که در ذهنت عبور کرده دلیلش به تو برنمیگرده بلکه ممکنه معیارهای اون با شما یکی نباشه قرار نیست همه باهم دوست باشند و رفت آمد کنند
من پیشنهاد میکنم شما با یک روانشناس صحبت کنی چون عزت نفست باید تقویت بشه . و همچنین ذهن خوانی و قضاوتت نسبت به آدمها و شرایط تغییر پیدا کنه من میدونم با احساسات اینجوری چقدر نگران و غمیگن میشی

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | 12:4 | نویسنده : مریم باباخانی



توسط:ریاحی

درود برشما
ایا کتابهای روانشناسی چهره از نظر روانشناسی دارای مقبولیت علمی هستند؟
چه کتابهای معتبری در این زمینه هست؟
و اینکه ایا روانشناسی افراد بر اساس ماههای تولد بر اساس علوم قدیمی تا حدی مورد پذیرش هست یا خیر؟
ممنون میشم اگه بتونید تو وبلاگ خودم پاسختونو بزارید
شما رو لینک کردم
شاد باشید


کد 92

 پاسخ روانشناس بالینی :سلام دوست گرامی  . مباحثی که شما در موردش سوال کردید بایدعرض کنم هیچ کدام پایه و اساس علمی و همچنین ربطی به روانشناسی ندارند سودجویان از اسم روانشناسی  در مطالب خودشان برای سود بیشتر استفاده میکنند چون روانشناسی  علم مطالعه رفتار آدمی است که انسان را هم براساس محیط رشد و هم بر اسال سرشت یا مباحث ژنتیکی به چالش میکشه . به فرض مثال اگر فردی اقسرده میشه بررسی میشه شرایط ژنتیکی و محیطی فرد که چرا افسرده شده و مراحل درمان طبق اصول علمی براش برنامه ریزی میشه و خیلی موارد دیگر که فرصت نمیشه براتون بگم .فقط بدانید براساس تحقیقات آماری - پژوهش های علمی - و چهار چوب مشخص شده  علم روانشناسی نظر می دهد ، نه پیشگویی میکنه - نه روی صورت مردم نظر میده و نه اینکه در درمان و کمک به مراجع  به سال و ماه تولدش توجه میکنه 

البته ما در مباحث روانشناسی موضوعی به اسم زبان بدن داریم که البته با چیزی که شما مطرح کردید متفاوته ولی میتونید در موردش سرچ کنید مطالعه نمایید شاید براتون جالب باشه
درضمن با پوزش از شما پیگیری  جوابها به علت زمان محدود بنده  فقط از طریق وبلاگ  شفای درون امکان پذیر است

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : چهارشنبه نهم مهر 1393 | 19:15 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط : سمیه

سلام
كودكي 5ساله اي دارم كه ازروي شكل كلمات ،اوناراحفظ ميكنه بنظرشما اين كار صحبح هست يا نبايد اينكاراانجام بده وبراي يادگيري تومدرسه دچار مشكل ميشه؟


کد91
پاسخ روانشناس بالینی :سلام سمیه جان . من با آموزش به این شیوه کاملا مخالفم چون بچه مثل یک طوطی فقط یک کلمه را حفظ کرده بدون اینکه درک یا مفهومی از یادگیری آن کلمه داشته باشه . بر اساس نظریات رشد گفته می شود همیشه برای یادگیری هر چیز فرد به مرحله رشدی مناسب رسیده باشد تا یادگیری به صورت مفهومی صورت بگیرد . برای همین آموزش خواندن و نوشتن را از سن شش و هفت سالگی شروع میکنند وگرنه میگفتند بچه ها از پنج سالگی خواندن و نوشتن را آغاز کند
مطمئن باشید با هرکودکی کار کنید بر اساس شکل کلمات یاد میگیرد آنها را بخواند به نظر شما این یادگیری طوطی وار چه سودی به حال او دارد به جای آن شما میتوانید برای کودک خود لوازم کمک آموزشی مناسب سن کودک تهیه کنید مثل  بازیهایی هوشی و فکری -خمیربازی - رنگ انگشتی  - نقاشی - کتاب داستان - بازی با همسالان و....... رشد و مهارتهای هوشی کودک خود را تقویت نمایید

مریم باباخانی روانشناسی شفای درون



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 18:34 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:نوشين

سلام
بنظر شما همه بايد ازدواج كنند ؟
وقتي كسي منا انتخاب نميكنه چيكاركنم؟

 

کد90
پاسخ روانشناس بالینی : دوست عزیز براساس یک سری از نظریات روانشناسی عدم تمایل به ازدواج و فرزند آوری دلیلش اینه که فرد ممکن است در دوران کودکی خصوصا سن چهار الی پنج سالگی در این مرحله رشدی یک سری آسیب ها را تجربه کرده یا به عبارتی دلیلش میتونه شرایط و آسیب های دوران کودکی باشه .هرچند که باید دلایل فعلی فرد را هم بررسی کرد که چرا به این نتیجه رسیده است .
اما اینکه ما چگونه و با چه شرایطی ازدواج کنیم نکته مهمی است مهمترین مسئله نگاه واقع گرایانه به آنچه هستیم و آنچه که بعد از ازدواج میخواهیم باشیم. بعد از بلوغ جسمی و سنی حتما باید فرد به بلوغ فکری هم رسیده باشه و منطبق با شناختهایش و معیارهایش دست به انتخاب بزند شاید فرد به خاطر شخصیت کمال گرایی که دارد نمیخواد و یا نمیتواند ازدواج کند
منظور از نگاه وواقع گرایانه این است که قرار نیست ما برای خودمون ایده ال ترین فرد مورد نظر را پیدا کنیم همین جا من به شما قول میدم که همچین شخصی وجود ندارد
که شما با انتخابش قرار باشه کاستی های خودتون را جبران کنید به هرحال ازدواج محاسن زیادی دارد و معایبی هم دارد که انسان میتونه با سبک و سنگین کردن  یک شرایط سازگاری برای خودش مهیا کنه . من پیشنهاد میکنم میتونید قبل از اینکه تصمیم بگیرید ازدواج نکنید با روانشناس صحبت کنید و تمام نگرانی هاتون را درمورد ازدواج با او درمیان بزارید شاید تصمیم شما تغییر کرد به هر جهت شما حرفهای برای گفتن و شنیده شدن دارید . موفق باشید

مریم باباخانی / روانشناسی شفای درون



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 17:53 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط :مهتاب

سلام من سال آینده به کلاس ششم میرم از مامانم خواستم مشکلم را با شما مطرح کنم میشه گفت من یه جوری با خوابیدن مشکل دارم یعنی احساس میکنم از خوابیدن بدم میاد چون بیشتر شبها تا دیر وقت خوابم نمیبره با این که مامانم بهم گفت این موضوع از نظر من هیچ اشکالی نداره اما با این وجود شبها نمی تونم راحت مثل قبلا که کمی سنم کمتر بود بخوابم و حتی اگر هم بخوابم شبها که همه خوابن دوباره بیدار می شم و خوابم نمی بره ولی مامانم گفت که میتونم بیدارش کنم ولی خودم فکر میکنم که مشکل منه و چرا باید به خاطر من دیگران اذیت بشن می خواستم از شما کمک بگیرم و مشکلم رو حل کنم .



کد 89
پاسخ روانشناس بالینی : سلام بر تو دختر خوب و نازنین .دختر گلم هر فرزندی برای پدر و مادرش با ارزشترین سرمایه است . هر قدمی که مادر برای تو برمیداره با عشق و محبت این کار را میکنه . این حس را نکن که بی خوابی تو باعث مزاحمت مامان میشه . تمام لحظاتی که مادر کنار تو است هر ثانیه اش برای او باارزش است . من درک میکنم که دلت میخواد مثل بقیه اعضای خانواده بخوابی و بعد بیدار بشی اصلا نگران نباش من مامان راهنمایی میکنم  این  مسئله حل میشه لطفا لبخند فراموش نشه همیشه آرام شاد باش
 اگر ممکنه من چند خط را برای مامان بنویسم لطفا مامان بخونه .
 سلام بر شما مامان گرامی وضعیت خواب و اشتها دوتا نکته مهم در بررسی وضعیت سلامت روان هر فرد است یعنی مشکلات خواب مثل کم خوابی و پر خوابی - خواب نا آرام - در تغدیه پرخوری و کم خوری خبر از وجود ناراحتی و حتی وجود یک اختلال را در فرد میده پس حتما باید دلیل این کم خوابی و منقطع خوابیدن پیدا بشه به عنوان مثال میتونه یکی از علائم اضطراب  و افسردگی  و دلایل زیاد دیگری  مطرح باشه . ممکنه با این بیداری ها و از خواب پریدن ها  فرد به صورت ناخودآگاه میخواد یکی سری نگرانیهاش را کنترل کنه  اینها را نمینویسم که شما نگران بشید، دقت کنید دارم شما را آگاه میکنم که با پیگیری بتونید به دخترتون کمک کنید و شرایط یک خواب آرام و سالم را براش فراهم کنید همینکه دخترمون احساس میکنه با نخوابیدنش ممکنه مزاحم بقیه بشه خود این حس سرزنش و شماتت باعث میشه ، وضعیت نا آرامی را تجربه کند. براتون آرزوی موفقیت میکنم و تحسین میکنم شما را که بی تفاوت از کنار این موضوع گذر نمی کنید.

مریم باباخانی / وبلاگ شفای درون



تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 15:31 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:mohammad.h.d

سلام وقتتون بخیر...
من مادرم 5 سالی میشه که کلا قوای جسمانیشون تحلیل رفته ب صورتی که خیلی وزن کم کرده،وختی میخاد حرکتی کنه دست یا پاش کمی میلرزه بااینکه 46 سال سن داره.
واسه همینم بریدیمش دکتر در تهران و خیلی ازمایش ازش گرفتن( دکتر مغزو عصاب بردیم) در هیشکدوم ازین ازمایشات هیچ بیماری پیدا نشد و گفتن مادرتون سالمه حالا بعد چند مدت علی رغم داروهای تجویز شده ایشون اصلا خوب نشدن
من خودمم دانشجوی رشته پزشکی یا روانشناسی نیسم اما فک میکنم مادر من بیشتر ب ی راونکاو نیاز دارند ن پزشک ... حالا خاهشم اینه از شما ک اگ لطف کنین اسم ی روانکاو زبر دست یا ادرس سایتی یا خودتون ب عنوان روانشناس راهنماییم کنید ممنون میشم... و لطف کنید بگین ک ب نظر شما مادر بنده علایم افسردگی رو نداره؟
با تشکر..



کد88

پاسخ روانشناس بالینی : سلام اگر آزمایشات جسمی مادرتون چیزی را نشون نداده بله میتونه این شرایط فعلی ایشون منشا روانی داشته باشه که به صورت مشکلات جسمی خودش را نشون داده میتونید با مراجعه به روانشناس بالینی حاذق برای ایشون وقت روان درمانی بگیرید البته ممکنه برای بهبودی و نتیجه زمان زیادی لازم باشد
خودتون گفته بودید روانکاوی . لطفا با احترام اگر از یک تکنیک درمانی اطلاع کاملی ندارید نه برای خودتون نه دیگران تجویز نکنید اول اینکه روانکاوی درمان مناسبی برای مادرتون نیست چون تا سن چهل سالگی افراد را فقط میشه روانکاوی کرد - بعد بسیار درمان زمان بری است ممکنه سالها طول بکشه واز همه مهمتر کسانی که در ایران روانکاوی را می توانند انجام دهند به اندازه تعداد انگشت یک دست نمیشوند و متاسفانه خیلی ها بدون اینکه به این رویکرد درمانی مسلط باشند با دریافت هزینه های گزاف بدون اینکه مشکل مراجع رفع کنند سودجویی میکنند. در حال من آرزوی سلامتی برای مادر عزیزتون دارم چقدر خوبه که شما به عنوان پسرش به فکرش هستید

 

مریم باباخانی شفای درون



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 17:49 | نویسنده : مریم باباخانی

 توسط:مبینا

سلام خسته نباشید من امروز با درماندگی وناراحتی تمام به سفارش یکی از دوستان به وبلاگ شما سر زدم و آرزو کردم که مشکلم به دست شما حل شود.من دختری دارم 11 ساله، که تمام شرایطی که در باره اعتماد به نفس پایین بیان کرده اید را به طور کامل دارد و این مسئله او و من را آزار میدهد و با وجود اینکه خیلی توانایی دارد ولی همیشه خودش را ناچیز و دیگران را صاحب همه چیز می داند و همین امر باعث شده که به فردی که هیچ تلاشی برای هیچ کاری نمی کند تبدیل شده با وجود توانایی. از شما خواهش می کنم کمکم کنید اگر لازم می دانید خودش مسائلش را با شما مطرح کند.در پناه حق باشید

 

کد87

پاسخ روانشناس بالینی :با سلام به شما مادر گرامی . کاملاً مشخصه نگران شرایط دخترتون هستید و این نشون میده قرار حسابی بهش یاری برسونید و این خیلی عالیه . اولین قدم این است که در فضای خانه باید احساس امنیت کنه آن باید احساس کنه دوست داشتنی است و عشق و علاقه شما به اون منوط به نتیجه کارها و اعمالی که انجام میده نیست مثلا اگر بیست بگیره دوستش دارید باید به این باور برسه که فرد پذیرفته شده و مهم خانواده است به هرحال سن حساسی داره و نزدیک دوران بلوغ است و ظاهرش براش مهمه از ظاهرش تعریف کنید - به انتخابهاش احترام بذارید، حتی اگر چیزی پسندید و طبق سلیقه شما نبود به نظرش اهمیت بدین و بگو دخترم مهم اینه تو خوشت بیاد و دوست داشته باشی - از سرزنش کردن ،تحقیر کردن جلوی دیگران خصوصا همسالانش پرهیز کنید . اگر قراره تذکر بدین به طور خصوصی باشه -فضایی بهش بدین که راحت نظراتش را بگه و نگران نباشه شما دعواش میکنید - هرگز با هیچ فردی آن را مقایسه نکنید - از آن به اندازه تواناییهاش انتظار داشته باشید آن را وسیله ای نکنید جهت آرزوهایی که خودتون دوست داشتید بهش برسید و الان باید آن برسه - نقاط قوتش را پیدا کنید و از آنها مرتب تعریف و تمجید کنید- اگر نقطه ضعفی است با دعوا و تنبیه درست نمیشه مثلا اگر خط بدی داره بگو خوبه ولی تو میتونی از این بهتر هم بنویسی - سعی کنید باهاش در موارد مربوط به آن مشورت کنید و بگید نظرش مهمه- اجازه بدین رسیک کنه اگر موفق نشد بگید هیچ مشکلی نیست باز هم تلاش میکنی و مرتب بهش یاد آوری کنید تو میتونی دختر توانایی هستی - سعی کنید به کلاسهایی که علاقه داره بفرستید هرچقدر توانمندتر بشه اعتماد به نفسش بیشتر میشه - گاهی مهمانی بگیرید و دوستانش را دعوت کنید - در ماه چندباری ازش بپرسید دوست داره امروز ناهار چی بخوره و همون غذا را درست کنید بگید به خاطر تو که دوست داشتی این غذا را آماده کردم - حتما اجازه بدین در یک سری امور استقلال داشته باشه چون وقتی جلوی استقلال بچه ها را میگیریم انگار دست و پای آن را بستیم و بهش پیام میدیم تو ناتوان هستی - و گفتید دختر شما هیچ تلاشی نمیکنه میدونید چرا  چون نگران خطا کنه از عواقبش میترسه - بهش بگید همونقدر که دیگران نظرشون مهمه دختر گلم تو هم میتونی نظر بدی شاید از نظرت استفاده کردیم

دوست عزیز تا آنجایی که حضور ذهن داشتم مواردی که جهت درمان اعتماد به نفس بود را نوشتم اینها همش توصیه هستند مهم عمل مداوم و مستمر است دارو و قرص نیست یک مدت مصرف بشه بعد قطع بشه باید سبک رفتاری با دخترت عوض بشه و همچنین صبر و حوصله فراموش نشه باید اینقدر رفتارهای مثبت از طرف شما انجام بشه تا به صورت باور در بیاد

مریم باباخانی / وبلاگ شفای درون

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 14:54 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط نفیسه

سلام خانوم بابا خانی.تشکر میکنم به خاطر وبلاگ آموزندتون   من یه چند سالیه که از بی ثباتی خلق رنج میبرم.به این صورت که هر چند دقیقه یا بعضی وقتا چندبار درروز حالات روحیم عوض میشه. خیلی شاد،افسرده یا عادیم.البته خیلی مواقع این بی ثباتی یک مدت طولانی ناپدید میشه و به طور عادی به زندگیم ادامه میدم.البته بنا به حرف بعضی از دوستان که معتقد بودند مشکوک به اختلال دو قطبی هستم به یک روانشناس مراجعه کردم که این اختلال رو رد کردن ولی متاسفانه درمان نشدم.لازم به ذکره من مجردم و در یک رابطه اشتباه و غیرمعقول قرار دارم که هنوز موفق به اتمام رابطه نشدم



کد86

پاسخ روانشناس بالینی :نفیسه جان سلام  علایمی را که مطرح کردی  میتونه از علامتهای یک اختلال باشه ولی کار عاقلانه این است با یک روانپزشک  علایم و شرایطی که تجربه میکنی را درمیان بزاری البته با پرس وجو یک روانپزشک حاذق انتخاب کن اگر لازم بود برای تو دارو تجویز میکنه و مشکلت کنترل میشه در ضمن تشخیص اختلال دوقطبی را حتی یک روانشناس بالینی و یک روانپزشک با احتیاط و بررسی های دقیق و حساس می دهند آنوقت دوستان شما که در این زمینه صلاحیت تشخیص ندارند چگونه نظر میدهند من خودم تا آنجایی که مطمئن نشدم به کسی بیخودی برچسب نمی زنم چون با یک تشخیص اشتباه مسیر زندگی فرد عوض میشه ممکنه تاثیرات منفی را تو زندگیش بزاره  شما برای هرکاری به متخصص آن رشته مراجعه کن تشخیص هرچه باشه فقط میتونی از آنها کمک بگیری
موفق باشی دوست عزیز

مریم باباخانی وبلاگ شفای درون



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 14:21 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:parasto

باسلام
دختری هستم معتقد و پایبند به اصول اخلاقی ٢٣ساله ،دانشجوی رشته پزشکی.خیلی تاثیر پذیر از دیگران نیستم,بیشتر سعی میکنم تاثیر بزارم.دوستی دارم که چند سال بود با پسری دوست بود چند روز پیش فهمیدم باش رابطه جنسی داشته این مساله خیلی عزابم میده ولی با این دوستم خیلی صمیمیم میشه گفت مثل 2 تا خواهر نمیدونم دوستیمو باش قطع کنم بخاطر این مساله یا نه خیلی فکرم درگیره لطفا مرا راهنمایی کنید

 

کد85

پاسخ روانشناس بالینی : سلام پرستو جان . من برای این از شما خواستم سن خودت را برام ارسال کنی که دقیق تر بتونم نظرم را برات ارسال کنم . اگر تو در دوران راهنمایی و دبیرستان بودی بدون شک بهت توصیه میکردم هرچه سریع تر قطع ارتباط کنی ولی حالا که گفتی بیست و سه سال داری  برای ادامه یا عدم ارتباط بهتره  خودت تصمیم بگیری و من بهت کمک میکنم راحت تر تصمیم بگیری من حتما به تو حق میدم که نگران دوستت هستی و حتی نگرانی که نکنه ازش سواستفاده بشه دنبال یک راه هستی که اون را منع کنی حتی به قیمت اینکه از دوستی چندساله با خودت محرومش کنی با وجود اینکه قلبی راضی نیستی. من نمیخوام درمورد خوبی و بدی کار او صحبت کنم چون تو ازمن سوال پرسیدی نه دوستت .

با خودت راحت باش ببین غیر از دلیل اعتقاد خودت چه دلایل دیگری است که از این ارتباط او ناراحت هستی ؟ میتونی دلایلت را به ترتیب روی کاغذ بنویسی

چرا شنیدن این ارتباط تو را عصبانی کرده ؟

گفتی تاثیر پذیر نیستی اما باز ببین این رابطه از نظر خودت چه عواقبی برات داره یا اصلا نداره ؟

چه تاثیری تو رابطه دوستیتون ممکنه بزاره ؟

چه مشکلات خانوادگی برات ایجاد میشه

خلاصه هرنگرانی داری را برای خودت بازگو کن واقعا ببین صلاح است دوستی خودت را قطع کنی یا اصلا این موضوع آن طور هم فکر میکردی نگران کننده نبوده

ما حتما برای انتخاب دوست آزاد هستیم و همچنین آزادیم که رابطه را ادامه بدیم یا ندیم و اینها همه حق طبیعی تو است .اما نکته مهم این است که ما نمیتونیم خیلی وارد حریم خصوصی حتی دوستان نزدیکمون بشیم براشون تعیین تکلیف کنیم بگیم باید چه کاری بکنند چه کاری نکنند. یا به عبارتی دیگر آنها را کنترل کنیم اگر تصمیم به ادامه رابطه با دوستت داشتی خیلی جدی بهش بگو اصلاً تمایلی به شنیدن روابط خصوصیش نداری اگر هم در این زمینه همکاری خاصی داشت بهش راحت نه بگو و ازش بخواه این قضیه از رابطه دوستی شما جدا است و حتما به اعتقادات تو احترام بزاره وتو را وارد حاشیه های رابطه اش نکنه

موفق و شاد باشی

وبلاگ شفای درون مریم باباخانی

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 13:2 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:محبوب

سلام
از وبلاگ زیبا واموزنده تون ممنونم وبیشتر ممنون به خاطر لطفی که به مردم دارید وسوالاشونو جواب میدید
خانم دکتر من 37 سالمه وخانمم 31سال ویک پسر بچه 4ساله دارم که حدودا 10ماهه که دچار لکنت زبان شده واین خیلی نگرانمون کرده مخصوصا خانمم را وهمه زنگیمونو تحت تاثیر گذاشته خیلی دکتر بردمش همه میگن چیزی نیست یکی دو ماهه خوب میشه ولی نشد پسرم وقتی خودمون هستیم (پدر ومادربزرگ دایی خاله عمه عمو) رفتارش عادیه ولی در برابر غریبه ها به شدت خجالتی وپرخاش گر میشه اصلا نمی تونه با هم سناش رابطه برقرارکنه (خیلی سخت بعد از 3یا 4ساعت اگه فقط یکی دوتا بچه باشه)مثلا توپارک هیچ کس نباید تو سرسره باشه تا اون بازی کنه وهمیشه از بچه ها دوری میکنه و خیلی میترسه چند بار سعی کردیم ببریمش مهد ولی به شدت به مادرش وابسته است وبا گریه های طولانی مجبور شدیم منصرف بشیم خواهش میکنم کمکم کنید این لکنتش داره زندگیمو از هم می پاشه



کد 84

پاسخ روانشناس بالینی :سلام آقای محبوب . نگرانیتون در مورد پسرتون برام قابل درک است . عرض کنم اگر ما در یک کودک رفتارهای غیر عادی مثل پرخاشگری - ترس - خشم و......... دیدیم دودلیل دارد یا کودک مبتلا به اختلالی است  و این علایم آن اختلال است یا اینکه سبک های تربیتی پدر و مادر در منزل اشتباه است چون مهمترین دوران سنی از نظر تشکیل شخصیت تولد تا شش سالگی است باید پدر و مادر به شیوه های تربیتی خودشون در این دوران دقت به خرج بدهند، تا زمانی که کودک  شما از نزدیک دیده نشه نمیشه بی جهت بهش برچسب زد که مبتلا به فلان اختلال است برای تشخیص یک اختلال زمان و بررسی دقیقی لازم است . میتونید از دوتا فوق تخصص روانپزشکی کودک هم کمک بگیرید ببینید هر کدام برای کودک شما چه تشخیصی می دهند
در مورد سبک تربیتی شما باید بگم که  آگاهانه برخورد کنید .گاهی نباید به میل او عمل کرد هر خواسته ای داشت شما بگید بله یا اینکه در برای هر درخواستش گریه کرد شما خواستشو برآورده کنید ( مثل همین استفاده از سرسره که مثال زدید )بعد فکر کنید نهایت توجه را کردید اشتباه است در واقع دوستی خاله خرسه است در مقابل سعی کنید مرتب بهش محبت کنید نوازشش کنید اگر زیاد تی وی و یا کامپیوتر و......... استفاده میکنه غیر مستقیم کمش کنید و به حداقل زمان ممکن برسونید خود این وسایل عامل مهم پرخاشگری و همچنین دوری بچه ها از اجتماع است .

حتما در روز براش وقت بزارید خودتون را ملزم کنید نیم ساعت باهاش بازی کنید - بیشتر در اجتماع ببرید - یک مهد خوب ثبت نام کنید و  با همکاری مادرش و مربی مراحل جدا شدن از مادر به مهد را پیاده کنید از ساعتهای کم آغاز کنید -  هرگز این کار را نکنید  یک دفعه بزارید مهد و بدون اینکه بچه به آرامش برسه مهد را ترک کنید حتما باید ببینید خیالش آسوده شده بعد مهد را ترک کنید . یا قول الکی بهش ندین نتیجه اش بی اعتمادی و رفتارهای مخرب میشه فرزند پروری درکنار اینکه شیرین است زحمت و انرژی زیادی میخواد
واما در مورد لکنت زبانش بگم که کودکانی که یک دفعه دچار لکنت میشوند دلیلش حتما استرس فراوانی است که به او وارد شده میتونه یک تغییر باشه مثل مهاجرت - تغییر مکان - فرزند جدید - اختلافات مادر و پدر - و............ و خیلی دلایل دیگر  که شما بررسی کنید ببینید قبل از لکنت شرایط زندگی شما چه تغییری کرده باید عوامل استرس زا کم شود -  در مورد گفتارش  کاملا بی توجه باشید  بهش تذکر ندین مثلا درست حرف بزن اینجوری بگو - یعنی آموزش مستقیم ندین خنده - تمسخر - تهدید و... باعث تشدید لکنت میشه - حتی المکان در این شرایط از روشهای تربیتی سرسخت استفاده نکنید - مهدکودک دوزبانه نبریید - حتما باید محیط زندگیش شاد و پر آرامش باشه یک گفتار درمانگر هم او را ویزیت کنه توصیه هاش را عمل کنید  وهمچنین پزشک اطفال هم اورا ببینه شاید نیاز باشه داروی تقویتی دریافت کنه در یک مقاله به تازگی مطالعه کردم که گاهی کمبود ویتامین خصوصا منیزیم ممکنه باعث این حالت بشه
موفق باشید
مریم باباخانی / شفای درون



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 23:21 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:مهلا

بیست و یک سالمه دانشجوی پزشکی ام کسی رو دوس داشتم و دارم که بیست و پنج سالشه  و داشجویه فیزیوتراپیه ،نسبت فامیلی داریم .اول منو دوس داشت خیلی و این ر از همه  ی حرکاتش تشخیص میدادم با اینکه مادرش تلاش کرده بود که اون ازم بگیره بارم منو دس داشت تا اینکه دختری وارد ماجرا شد و کم کم متوجه میشدم که برخوردش فرق میکرد تا اینکه فهمیدم عاشق اون دختر شده ...شاید به خاطر خیانتی که بهم کرد قانون کارما رو زندگیش پیاده شده و نشد با اون دختر ازدواج کنه  و خلاصه بقیه ی ماجراها .
من الان نه ماهه به خاطر آرامش خودم هیچ گونه حرفی با اون آقا نداشتم و ایشونم فقط متوجه شدم مدام به وبلاگم سر میزنه  و یه بار تو خیابون منو دید و  مدام نگاهم میکرد با اینکه قبلا با حرف ها  برخورداش میخواست از من دور شه ( و البته منم تلاشی برای عوض کردن نظرش نکردم )
ازتون چن تا سوال داشتم .
1.از نظر روانشناسی اون دوس داره به عشق من برگرده؟
2.آیا باید نادیدش بگیرم؟



کد 83
پاسخ روانشناس بالینی : مهلا جان سلام . جواب من درمورد سوال اولت اینه که  من از شما توقع دارم که دانشجوی پزشکی هستی از من نظر غیر کارشناسی و غیر اصولی درخواست نکنی روانشناسی یک دانش و علم است براساس حدسیات و پیشگویی جلو نمیره اما درکل به این قضیه خیلی نگاه احساسی داری نسبت به این آقا یک نگاه دوگانه داری از یک طرف خشم داری و از طرف دیگر جسی در درون تو است که میطلبه این آقا را کنار خودت داشته باشی من توصیه میکنم با این موضوع منطقی برخورد کنی . اعتماد به نفست را باید تقویت کنی . الان دانشجوی پزشکی هستی و حتما آینده روشنی در انتظارت است سن زیادی نداری فعلا روی درست متمرکز باش قطعاً انتخابهای بهتری را میتونی داشته باشی

مریم باباخانی شفای درون



  • امید
  • نیدیا