تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان 1393 | 1:7 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توجه : این پست به صورت ثابت می باشد

آدرس و تلفن محل کار :

تهران -خیابان شریعتی - خیابان بهشتی - چهار راه اول سمت راست (خ سهند) - کوچه شهرتاش - پ 29 - ط اول  - واحد 2 - کلینیک روانشناسی بهاران

لطفا برای تعیین وقت با شماره تلفن  88544153 تماس حاصل نمایید و نام اینجانب را جهت مشاوره به منشی کلینیک اعلام نمایید.

 

شرایط مشاوره به صورت تلفنی :

در صورت تقاضا برای مشاوره تلفنی به ایمیل اینجانب پیام ارسال کنید تا شرایط و هزینه مشاوره برای شما ارسال شود و  در صورت موافقت امکان تماس برای شما  فراهم می‌شود این امکانات  برای همه هموطنان  عزیز ،  تهران ، شهرستانها و خارج از کشور میسر می‌باشد.( لطفا در ایمیل نام شهر یا کشور  - جنس - سن  قید شود)

babakhani.maryam@yahoo.com



تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 12:33 | نویسنده : مریم باباخانی

سالمترين بچه ها بچه هايي هستند كه تا دوسالگي در يكنواختي و يك دستي بزرگ بشن بچه رو اين ور اونور نبريد بغل به بغل نگرده وگرنه نظم مغز كودك به هم ميخوره.



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 21:18 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط:هادی

خانم دکتر باباخانی سلام

بنده حدود یکساله که با وبلاگ شما آشنا شدم و بواسطه وبلاگ شما با دکتر هلاکویی؛ از این بابت بسیار خوشحالم چرا که باعث شده آگاهیم بیشتر بشه و زندگیم مسیر دیگری پیدا کنه، از این بابت سپاسگذار شما هستم.
یه سوال داشتم: دختری 6 ساله دارم که بیشتر همبازیهاش پسرای هم سن و سال فامیل و همسایه ها هستن، ایا از نظر تربیتی و روانشناسی این موضوع دارای اشکال هست یا نه، ممنون میشم توضیح بدین

 


کد 100
پاسخ روانشناس بالینی : سلام آقای هادی . من هم خوشحالم که مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع شده است
در مورد سوالتون بگم از اینکه دخترتون دوست و همبازی داره خیلی خوبه اما بهتر دوستانش از جنس خودش باشند چون بهتره با دخترها همانند سازی را انجام بده حالا اگر تو جمع همبازی های گروهیش در کنار دخترها یکی دوتا پسر هم باشه ایرادی ندارد ولی اینکه همه همبازیهاش پسر باشه موافق نیستم چون جنس بازی و علایق پسرها با دخترها فرق میکنه و دختر شما مجبوره جهت پذیرش از طرف آنها رفتارش را شبیه آنها کنه و در اینجاست دچار تضاد و ناهماهنگی ذاتی و محیطی میشود به هرحال شما این مسیر را مدیریت کنید

مریم باباخانی شفای درون

 



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 20:55 | نویسنده : مریم باباخانی

توسط : خانم بوالحسنی

باسلام و خسته نباشید.خانمی35ساله هستم و در سن 26 سالگی پس از8سال انتظار صاحب دختری شدم. دخترم اکنون 8ساله است.مشکلی که مرا به شدت نگران کرده رفتارهای اوست که بنظرم طبیعی نیست.
به علت تحمل سالهایی که در انتظار فرزند بودم و احساساتم و نداشتن تفاهم تربیتی با همسرم چندان در تربیت کودک موفق نبودیم و اکنون رفتارهای کودکم گاهی خارج از تحمل خانواده و اطرافیان میشود.
دخترم بسیار بد بار آمده حساس و خودخواه است و فکر میکند باید همه چیز مطابق میل خودش باشد .باوجود اینکه من و همسرم درابراز مهرومحبت به او و فراهم کردن وسایل رفاهش کوتاهی نکرده ایم اما انتظار محبت و توجه از جانب اطرافیان دارد و رفتارهای آنها را نسبت به خودش بارها و بارها ارزیابی میکند . مثلا اگر چند سال پیش کوچکترین بی مهری از فردی که دوستش دارد ببیند بارها از رفتار نامطلوب آن شخص گلایه میکند.
اگر به خواسته های بی منطقش اهمیت ندهیم چنان گریه زاری و بی قراری می کند که همه را درمانده میکند.اقدام به خودزنی میکند.شدت گریه اش به نحویست که گویا بدترین حادثه راگذرانده و صورتش قرمزمیشود. در این حالت هرگونه لمس و نوازشی را حمله به خود تلقی کرده و حالت دفاع از خود میگیرد.
دشنام می دهدو اگر در مهمانی این اتفاق بیفتد اصرار به ترک آن مهمانی دارد و از همه بیزار میشود.
وقتی که آرام میشود از کارهایش ابرازپشیمانی می کند و قول میدهد دیگر تکرار نکند اما بارها پیش آمد چه در خانه و چه در مهمانی ها با گریه و بی قراری شدیدش همه را شاکی کرده است. و به هیچ طریقی آرام نمیشود.
بعنوان یک مادر بسیار نگران آینده فرزندم هستم و میترسم این حالاتی که دارد روی شخصیتش در جوانی تاثیر بگذارد.به من بگویید چه کنم؟
پیشاپیش از شما بخاطر پاسخگویی تان نهایت سپاس را دارم...

 


کد 99
پاسخ روانشناس بالینی : مادر عزیز سلام . من متوجه نگرانی شما نسبت به فرزندتون هستم و در کنار اینکه دختر گلت برات عزیز و دوست داشتنی است ولی شما را با رفتارهاش عاجز کرده . من هم با شما موافقم رفتارهایی را که مثال زدی بعضی از آنها طبیعی نیست همینکه شما متوجه این مسئله هستی خیلی خوبه . هرچند برای نظر دقیق و بهتر نیاز به یک شرح حال کامل تری از دخترمون داشتم که در مشاوره اینترنتی این فراهم نمیشه . اما با توجه به همین مواردی که اشاره نمودین باید بگم که خیلی خوبه که شما و همسرتون برای دخترتون امکانات رفاهی را فراهم کردید اما این برای داشتن کودک سالم و بی دردسر کافی نیست گاهی ما با نا آگاهی  روش تربیتی را برای کودکمون پیش میگیریم که از نظر خودمون بهترین روش است ولی عواقب آن را در مراحل بعدی رشد کودک میبنم همین که شما اشاره کردید که شما و همسرت با هم در روش تربیتی و رفتاری تفاهم ندارید این خودش مسئله است . شما خودتون را جای این کودک بزارید ببینید نمیدونه کدوم رفتارش درسته کدوم غلطه نیتیجه اش میشه خشم و پرخاشگری و گریه زاری های بی مورد . حتی اگر هر دوی شما یک روش بد را با کودک پیش بگیرید بهتره این است که هرکدوم یک ساز بزنید در واقع عواقب منفی کمتری دارد 

من حتما به شما و همسرت پیشنهاد مشاوره میدم اگر موافق هستی میتونی نوبت حضوری بگیری آدرس کلینیک بالای صفحه است نکات مهم زیادی است که باید به شما بگم .

مریم باباخانی / شفای درون



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 20:25 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توسط:فاطمه

سلام من حدودا یک سال پیش بایا پسری دوس شدم اول فک میکردم دوسش دارم ولی الان به هش علاقی ندارم. می خوام بهش بگم بره پی زندگیش ولی نمیتونم بهش بگم چون احساس میکنم به خاطر من الاف شده نمیدونم چی کارکنم ولی اصلان بهش علاقه ندارم خواهش میکنم کمکم کنید

 

کد 98
پاسخ روانشناس بالینی : فاطمه جان سلام . فاطمه جان شما آیا با هم قرار ازدواج گذاشته بودید . اگر پاسخت بله است . باید بگم که قرار نیست هر نوع آشنایی ما منجر به یک رابطه دائم بشه . اصلا فلسفه آشنایی قبل ازدواج این است که ما ببینیم چقدر فرد مقابل معیارهای ما را داره و چه اندازه باهم مشترکات داریم .
شما هم خیلی محترمانه بهش بگو که من فکرهام کردم و حس میکنم با تمام ویژگیهای مثبتی که داری ولی برای هم مناسب نیستیم و دلم نمیخواد و زمان بیشتری را صرف هم بکنیم .
اصلا به فکر  این که اون ناراحت میشه نباش چون این احساس باعث میشه نتونی منطقی رفتار کنی .هیچ فرد سالمی دلش نمیخواد دیگران از روی ترحم باهاش رابطه داشته باشند . اگر الان ایشون از این اتفاق ناراحت بشه بهتره که یک عمر با کسی همراه باشه که به او رغبت و تمایلی نداره . پس شما هرچه سریعتر او را در جریان بزاری لطف بیشتری در حق خودت و او انجام دادی

مریم باباخانی / شفای درون



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:31 | نویسنده : مریم باباخانی

ما در خصوص کودکی میدونیم برخی از اوقات کاری که پدر و مادر یا اطرافیان یا اتفاقی که برای بچه مبافته در هشت سال اول کودکی درست مانند یه تصادفه ...

شما اگر صد هزار مایل خوب رانندگی کرده باشید ...، یک متر خوب رانندگی نکنید میتونید کشته بشید یا بکشید یا کور بشید... بسیاری از اوقات یک حادثه ...، یک جمله ...، یک حرف ...، یک اتفاق در کودکی دقیقا فرزند من و شما رو و یا اگر پدر و مادر در حق من و شما کردن من و شما رو از پا درمیاره... 

بنابراین من و شما چون همه آسیب دیدیم همه آسیب دیدم و به خاطر این آسیبی که کم و بیش دیدیم همیشه زندگی بزرگسالی ما خراب میشه ...، همیشه بدون استثنا خراب میشه ....

دوتا کار باید بکنیم : 

یکی باید کودکی رو به مرحله ای برسونیم که این زخمها رو مرحم روش بذاریم ...
این شکستگیها رو از بین ببریم ...
این خون ریزی ها ی روانی رو متوقف کنیم... 
و امروز میدونيم که همه اینها ممکنه... 

برای اینکه هرچه که در گذشته اتفاق افتاده هیج جا نیست مگر در مغز من و شما در یک جای کوچکی و امروز دانش این رو داریم که این رو درستش کنیم... 

و دوم عقل و خرد گرایی است که بعدا مبنای زندگی من و شما باشه rational mind and thinking بنابراین تکلیف کار بسیار مشخصه.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:29 | نویسنده : مریم باباخانی

لطفا این بازی رو در نیارید که بچه ها اول اند. نیستند..... نیستند....

روزی که بچه ها اول باشند بچه ها رو شما از پا در میارید......
مطالعات علمی نشون میده به میزانی که بچه های شما براتون مهم تر از همسرتون هستند آسیب شما به بچه ها بیشتره .......
وابستگی و اعتیادی که شما در بچه به وجود میارید بچه ها رو از پا درمیاره .....
رابطه معکوسی داره ، .... هرچه بچه مهم تره زن و شوهر اهمیتشون کمتره...... 
اینا مال خانواده های بسته ای هستند که اصولن یک فاصله ی بسیار زیادی بین زن و مرد وجود داره و رابطه از اساس و پایه غلطه..... و بنابراین حتی بچه ها دوم اند..... معلوم است وقتی که شما با همسرتون هستید و بچه ها ، ........ همسر شما پدر و مادر اون بچه هست و معلومه اون بچه براش مهمه و بنابراین خودشو در مقایسه با بچه نمیذاره ..... ولی اگر شما رو گذاشت ˛شما انتخاب میکنید ......
اگربچه تون گفت بریم سینما و همسرتون گفت بریم تئاتر شما میرید تئاتر..... حتی در مقابل بچه....... برای اینکه این انتخاب همسر شماست که مادر یا پدر اون بچه هم هست.......
شما قرار نیست دیگه نقش دیگری رو هم شما بازی کنید..... 
این رو به این دلیل عرض میکنم که خط رو مشخص کرده باشم .....
باید مسئله این است که همسر شما نفر اول زندگی شماست .....
مادر شما و پدر شما زندگی خودشون رو دارن .... مادر شما نفر اول زندگی پدرتونه..... اونا دارن اول رو..... همسر شماس که نداره.... و اون شما رو داره....... و بنابراین ماجراي نفر اول سر جاشه......



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:27 | نویسنده : مریم باباخانی

به تاخیرانداختن لذت و پاداش اساس موفقیت و پیروزی در همه‌ی زمینه‌های زندگی‌ست كه باید در کودک انسانی بین سنین ۲ تا ۵ سالگی کاشته شود.

به این معنا که باید بیاموزد که صبر کند و در حاليكه مطمئن است حوادثي که به او وعده داده شده اتفاق مي افتد، نتيجه اينست كه به این موضوع پی ‌می‌برد که باید ابتدا کاری انجام دهد و با تاخیر نتیجه‌ای حاصل گردد .

در نتیجه انسان سالم، از نظر گذران زمان و وقت به نوعی عمل می کند که با واقعیت جهان خارج در ارتباط است .

ضمنا در حالی‌که از آرامش و امنیت برخوردارست، از لذت و شادی و رضایت نیز بهره‌مند خواهد بود.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:25 | نویسنده : مریم باباخانی

پیشگیری از احساس گناه در کودک

مادر:ببخشید پسر گلم, اشتباه کردم.
پدر: معذرت میخوام گل دخترم.

یه پدر و مادر زمانی میتونن درست فرزندشون رو تربیت کنن که اقلا روزی یه بار بهش بگن اشتباه کردم, و هفته ای یه بار ازش به خاطر اشتباهشون عذر خواهی کنن, تا کودک متوجه بشه والدین هم مثل اون انسانند و اشتباه میکنن, نه اینکه تنها گناهکار و نادان جهان منم پس.....من "دختر یا پسر بدی" هستم. 
این جمله زنگ خطره...یادمون باشه....
احساس گناه, کودک ما رو نابود میکنه




تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:23 | نویسنده : مریم باباخانی

گاهی بچه‌ها از خوردن برخی غذاها امتناع می‌ کنند. لازم نیست آن غذا خیلی عجیب و غریب باشد تا بچه‌ها از آن بدشان بیاید. گاهی گوجه‌فرنگی یا لوبیا این حالت را دارد. البته این حق طبیعی کودکان است و اجبار کودک به خوردن غذایی که دوست ندارد، کاری نادرست و زیانبار است. برای مثال، به زور نگویید: "نصف گوجه‌فرنگی را بخور". درباره غذاهایی که بچه‌ها دوست ندارند، با بردباری رفتار کرده و موضوع را حاد نکنید.

بهانه‌گیری درباره غذا نشانه‌هایی دارد که بد نیست آنها را بشناسید:

• این نوع بهانه‌گیری، پایان‌ناپذیر است و فهرست غذاهایی که کودک بهانه‌گیر دوست ندارد و نمی‌ خورد، به تدریج زیاد خواهد شد تا جایی که به عنوان مثال فقط نان و مربا می‌ خورد.

• این بهانه‌گیری حتی ممکن است به بشقاب غذا، رنگ لیوان و غیره نیز سرایت کند.

• در واقع کودک بهانه‌گیر سعی دارد از غذا به عنوان ابزاری برای تسلط بر والدین استفاده کند.

و اما راه‌حل چیست؟ 

باید پیشگیری کرد و مانع پیشامدهای بعدی و درنهایت مسلط شدن بچه بر شما شد.

اما چگونه؟ 

1) اگر فرزندتان ناگهان علاقه‌ اش را به غذایی از دست می‌ دهد و از خوردن آن امتناع دارد، به این موضوع توجهی نکنید. اجازه دهید آنچه دوست دارد، بخورد و آنچه را نمی ‌خواهد، نخورد و پس از اتمام زمان غذا خوردن، ظرف غذایش را بدون هیچ اشاره و اهمیتی بردارید. اگر مشخص کرد که "من از لوبیا بدم می‌ آید" ، حساسیت نشان ندهید و چند روز بعد دوباره لوبیا در غذا بریزید. احتمالاً غذایش را می‌ خورد چون می‌ داند علاقه نداشتن او توجه کسی را جلب نکرده و باید به دنبال راهی دیگر برای جلب توجه باشد. 

2) وقتی کودک به خوبی غذا می ‌خورد، از او تعریف و تمجید کنید. اگر اصرار دارید که بچه به خاطر شما یا پدرش سه قاشق بیشتر بخورد، باید آن سه قاشق را میل کند و هیچ تخفیفی قایل نشوید.

3) هرگاه متوجه شدید دلیل علاقه نداشتن به غذای خاص، طعم و مزه غذا نیست و تنها احساس نامطلوب غذا در زبان و دهان است، شیوه تهیه را عوض کنید. برای مثال، اغلب کودکان به هویج خام بیشتر از پخته علاقه‌مندند و یا سیب‌زمینی سرخ کرده را به آب‌پز ترجیح می ‌دهند. نوعی را که دوست دارد، برای او تهیه کنید.

4) هیچگاه چند نوع خوراکی را به کودک پیشنهاد ندهید تا از میان آنها یکی را برگزیند، زیرا این کار برایتان دردسرساز است. تا حد امکان برای اعضای خانواده یک نوع غذا بپزید. او باید بداند، خانه رستوران نیست و گرنه پیام نادرستی از غذا خوردن دریافت می‌ کند.
5) اگر فرزندتان غذایش را نمی‌ خورد، او را تا اتمام غذا سر سفره یا میز ننشانید و بهتر است با او سازش کنید، یعنی بگویید: "سه قاشق از غذایت را بخور، بعد می ‌توانی بروی". کوتاه نیایید و سه قاشق را جدی بگیرید. 

نگران نباشید و باور کنید فرزند شما با یک وعده غذا نخوردن از گرسنگی نمی ‌میرد و یا سوء تغذیه نمی‌ گیرد. پس باقیمانده غذایش را نخورید و یا به او شکلات و بیسکوییت ندهید، چون باید بداند اگر غذایش را نخورد، چیز دیگری به جای غذا به وی داده نخواهد شد.

دکتر  زنده یاد محمد ولی سهامی- فوق تخصص روانپزشکی کودک 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:8 | نویسنده : مریم باباخانی

نکاتی از  سخنان دکتر فرهنگ هلاکویی :

كودكان خجالتي كودكاني هستند كه دچار وابستگي، اضطراب و وحشت از ديگرانند و نگران اينكه كار اشتباهي بكنند و ديگران متوجه اون بشوند. اين ترس و اضطراب چند دليل ميتونه داشته باشه:

- اضطراب ميتونه زمينه ارثي داشته باشه. 
- نداشتن ازادي عمل كودك 
- شما قرار بوده كه اصول تربيتي رو رعايت ميكرديد كه نكرديد. بنابراين التماس من اين است كه ما والدين حداقل هايي رو در مورد تربيت كودكمون بدونيم.

کارهایی که باید انجام دهیم تا کودکمان دچار اضطراب نشوند:

-كودك انساني كه به پنج تا دليل ، كه نادانه و ناتوانه و نيازمنده و اشتباه كاره و فكراي بد مي كنه چون مي فهمه نادانه و ناتوانه و نيازمنده، در سه سالگي يه اين نتيجه مي رسه كه من بدم و فقط تنها كاري كه پدر و مادر مي تونند بكنند، اين هست كه ميزان اين احساس بد بودن او رو كم بكنند يعني اينقدر باهاش به درستي برخورد كنند كه بچه در سه سالگي بگه من كمي بدم و بعد بين سه تا هيجده سالگي ، اگر پدر و مادر روزي پنجاه بار به موقع ، بجا ، درست ، به اندازه، اين پيام رو به فرزندشون بدن كه تو خوبي اين اميد هست كه بچه در هجده سالگي به اين نتيجه برسه كه من خوبم . یه پدر و مادر زمانی میتونن درست فرزندشون رو تربیت کنن که اقلا روزی یه بار بهش بگن اشتباه کردم, و هفته ای یه بار ازش به خاطر اشتباهشون عذر خواهی کنن, تا کودک متوجه بشه والدین هم مثل اون انسانند و اشتباه میکنن, نه اینکه تنها گناهکار و نادان جهان منم 

-به عنوان والدین در زندگی قرار نیست به بچه ها "بکن و نکن" بگوییم بلکه باید به آنها کار خوب را بیاموزیم. پدری و مادری یعنی آموختن کار خوب. فقط در موارد استثنائی بچه ها را از انجام کاری بازمی داریم.

-ترساندن و تنبيه هرگز هرگز هرگز از كودكانمون انسان بهتري نخواهد ساخت. تنبيه تنها باعث افزايش اضطراب در كودكان است. وظيفه والدين اموختن كار خوب به كودكان است نه بازداشتن انها از كار بد. 

-هرگز با فرزندانتان درد دل نكنيد. درد دل با کودک تجاوز غیر جنسی به کودک نامیده میشه.

-قاعده تربیتی ده به یک است. به این صورت که ده تا جمله بچه می‌گوید؛ یک جمله پدر و مادر؛ به عبارت دیگر، پدری و مادری دو تا گوش شنوا می‌خواهد نه زبان گویا. 

-هرگز حس و احساس كودك رو نفي نكنيد. اگه احساسش رو نفي كنيد به مرور كودك خودش رو يك احمق ابله نادان ميدونه كه جهان رو وارونه ميبينه و شروع به نفي خودش ميكنه. اينجاس كه حتي قادر به تصميم گيري نيست و خجالت از اينجا مياد. 

-وقتي پدر و مادر دعوا ميكنند در نظر كودك دو غول عظيم با هم دعوا ميكنند و اين دنياي كودك رو خراب ميكنه.

-وقتی کودک خود را به زور می بوسيد يا بغل می کنيد، در واقع به او می آموزيد که تسليم تمايلات ديگران باشد.

- هرگز لب كودك رو نبوسيد.

- وقتي كودك ميترسه بايد احساساتشو تاييد كنيد، بهش بگيد ميدونم ميترسي نگيد ترس نداره.

- بازيهاي كامپيوتري و كارتونها بزرگترين دليل كابوس ها و وحشت در كودكان است.

-والدين حق ندارن حق ندارن عصباني بشن. پدرو مادر خشمگين ميشن كه يه احساسه اما حق ندارن عصباني بشن كه يه رفتاره بچه عصبانيت رو مياموزه، احساسه درموندگي و بيچارگي ميكنه. اضطراب و وحشت پيدا ميكنه و دچار نوع بد افسردگي همراه خشم ميشن.

-هرگز اجازه نديد بچه ها در خانه با هم دعوا كنند. 

-هرگز جلو ديگران فرزندتون رو تصحيح يا تنبيه نكنيد كه اين تحقير به اونها اسيب جدي ميزنه.

-تنها و تنها به كودكتون "پيشنهاد" غذا خوردن بدين. كودك رو هرگز مجبور به خوردن هيچ چيز جز دارو نكنيد.

-در چهارده یا هجده ماه اول فقط و فقط یک نفره که باید بچه رو تربیت کنه. 

-کودک قرار است از شش ماهگی به اتاق خودش بره، از 14 ماهگی "مکیدن" شیر رو متوقف کنه و تا 18 ماهگی از مادر جدا نشه.

- كودك هرگز نبايد وارد رختخواب پدر مادر بشه. بين چهار تا شش سالگي پدر با دختر و مادر با پسر بايد مراقب رفتار و روابطشون باشند تا به خاطر عقده اديپ با الكترا كودك دچار اضطراب و حس گناه بشه.

-مشکل مدفوع و رفتار اشتباه والدین در یک تا سه سالگی باعث اضطراب وسواس كينه تو زي حسادت و بسياري از بيماري هاي رواني در بزرگسالي ميشه.

-مچ كودك رو وقت دروغ نگيريد چون حس بد بيشتري به خودش مي كنه. بيشتر اوقات دروغ كودكان از ترسه، ميتونيد نشون بديد واقعيت رو ميدونيد و اشكال نداره كه فهميديد دروغ گفته

اگر کودکتان خجالتی هست:

بچه هاي هم سن كودكتون رو پيدا كنيد و پول و وقت خرج كنيد تا با اونها بازي كنه تا كودكتون كه الان فكر ميكنه دنيا جاي وحشتناكيه به اين نتيجه برسه دنيا جاي بازيه و جاي خوبيه نه اين كه من بد هستم همه بد هستند پس من بچسبم به مادرم.

-كودكان تا دو سالگي لذت زياد از لحن كودكانه ما با خودشون ميبرند. اما بين دو تا دو ساله نيمي معمولا از اين موضوع خشمگين ميشن و ترجيح ميدن ما با اونها واضح صحبت كنيم.

 

-انتظار پدر و مادر از كودك كه هنگام ورود به جايي سلام كنند انتظار زياديست. كودكان از يكسالگي توانايي خداحافظي كردن دارند اما هنگام ورود به جايي چنان مورد هجوم افكار و اطلاعات جديد و حضور انسانها قرار ميگيرند كه گيج و ترسيده ان و معمولا همه چیز رو فراموش میکنند. این نه نشانه بی ادبی و نه بی اعتناییست. اگر علاقه داريد كودكتون سلام كردن رو ياد بگيره بهتره با بازي كردن بهشون ياد بديد.

 

-همون طور كه باز كردن در يخچال رو كودك جرم نميدونه رفتن سر كيف شما رو هم بد نميدونه. مچ گيري نكنيد با كودكتون دوست باشيد. باهاش حرف بزنيد ببريدش سر كيفتون تا كنجكاويش برطرف بشه و بخوايد از اين به بعد اگر پول يا چيزي لازم داره قبل از باز كردن كيف شما بهتون اطلاع بده.
روزي كه ما اين پيام رو به كودكمون ميديم تو بدي، كودك حتما كار بدش رو تكرار ميكنه. كودك هر چه احساس كنه خوبه، رفتارش بهتر ميشه.

 

-والدين حق ندارن حق ندارن عصباني بشن. پدرو مادر خشمگين ميشن كه يه احساسه اما حق ندارن عصباني بشن كه يه رفتاره. اگه نميتونين عصبانيتتونو اداره كنين بچه دار نشين. بچه عصبانيت رو مياموزه، احساسه درموندگي و بيچارگي ميكنه. اضطراب و وحشت پيدا ميكنه و دچار نوع بد افسردگي همراه خشم ميشن كه خطر خودكشي هم به دنبال داره. ما بايد بدونيم عصبانيت رابطه رو به تنفر تبديل ميكنه و عشق رو به بي تفاوتي تبديل ميكنه. ما با عزيزمون كه نميتونيم اين رفتار رو بكنيم. ما مسئوليم. 

 

-ما قرار نيست براي غذاي كودك تصميم بگيريم. جهاز هاضمه كودك مثل جهاز هاضمه حيوانه. هيچ حيواني نياز به اموزش نداره. بازي بخور نخور راه نياندازيذ كه اين نياز طبيعي تبديل به موضوع رواني بشه. مظالعه نشون داده بچه ها غذا ميخورن اگه والدين از صحنه برون بيرون. بد غذا ترين كودك اگه ازاد گذاشته بشه ظرف يك هفته درست غذا ميخوره. از كودك بپرسيد غذا چي دوست داري و همونى كه دوست داره رو بهش بدين. به كودك فشار نيارين. بين يك تا سه سالگي براي كودك جنگ قدرته. وارد بازي نشين. براي همين نود درصد چند سال اول زندگي كودك پرورشه و نه تربيت يعني هيچ كاري نكردن.

 

-تمام جهان بايد به ميل كودك تا قبل از چهارده ماهگي باشه. به محض انكه صورتش رو برگردوند غذا دادن رو متوقف كنيد. اگر اتاق ديگري هستيد با شنيدن صداي گريه اش شروع به حرف زدن كنيد تا بدونه در راهيد. این به کودک مثبت بودن امنیت و ارامش رو یاد میده.از دو سالگي موضوع برعكسه. اگر از شما خواسته ای داشت چند ثانیه تا چند دقیقه درنگ کنید مثلا بگویید بذار یه لیوان اب بخورم بعد کاری که خواستی رو انجام میدم اینجاست که کودک با صبر اشنا میشه

 

-در اغوش كشيدن كودك تا وقتي كودك تمايل داره هرگز كودك رو بغلي نميكنه. بچه اي بغلي ميشه كه به اندازه كافي بغل نشده یا کودک مجبور شده برای در اغوش کشیده شدن دست به مانورهایی از جمله گریه کردن برنه

 

-اعضاي فاميل، اعضاي بدن كودكان هستند. وقتي با اعضاي فاميل مثلا مادر با مادربزرگ كودك دعوا ميكنيد در حقيقت دست كودكتون رو ميبريد. روزي كه كودك به دنيا مياريد سکوت  در مورد اطرافيان بگيريد. مبادا مبادا مبادا با كودكانتون درد دل كنيد. هرگز هرگز هرگز بدگويي فاميل رو به كودك يا در مقابل كودك نگوييد.

 

-كودك در زمان ورود به مدرسه به خاطر رقابت و محيط اموزشي احساس حقارت خواهد كرد. اگر درگير ورزش گروهي بشه ، كنار دوستانش باشه و درگير هنر بشه اين حس حقارت از بين ميره. دوست و روابط با هم سنها بيشترين كمك به رشد كودك است. براي همين جدا كردن اونها از دوستان يا نداشتن دوست در نوجواني از اونها انسانهايي گم و گيج ميسازه كه با احساس خجالت و گناه و گم و گيجي مجبور به زندگيست. 

 

-اندیشه انسانها ، از تولد تا هشت سالگی ، شکل میگیرد و گریز از باورها و اصولی که در طی این زمان، در آن جای گرفته، به سختی امکان پذیر است. 
به جهت این گریز ناپذیریست که افراد به اصول اعتقادی مذهب خود ، باور دارند اما به معتقدات دیگران ، به ریشخند مینگرند ، در حالیکه همه این باور ها ، دارای یک اصل اثبات نشده اند. 
و به جهت همین باور هاست که جامعه ای میتواند قانونمند باشد یا نباشد ، خرافاتی باشد یا نباشد ، انسان ساز باشد یا انسان ستیز ...

 

-

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:5 | نویسنده : مریم باباخانی

گاز گرفتن كودك تنها وسيله دفاع از خود وقت عصبانيت است كه بعدا به مشت و لگد تبديل ميشه. اين موضوع كاملا طبيعي ست. اما ما بايد محكم و استوار و بدون هيچ گذشتي جلوي كودك بايستيم. و تنها رفتار ما ايناست كه نگذاريم گاز گرفتن اتفاق بيافته. اگر با بچه هاي ديگه اين رفتار رو ميكنه بايد تمام مدت مراقبش باشيم تا اين بحران رو پشت سر بگذاره. تا دو سالگي فقط بهش نه رو بگيد. خودتون رو ناراحت نشون بديد و كودك رو يك تا سه دقيقه در همون حالت نگه داريد تا اروم بشه اما مقابله به مثل نكنيد. اگر شما هم بگيد بيا گازت بگيرم دردشو ببيني تنها براي او الگو ميشيد تا اون كارو راحتتر انجام بديد. دستتونو رو چونه ش بگذارين و سرشو به بالا فشار بديد. اگر خودش رو گاز ميگيره اصلا به روتون نياريد.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:3 | نویسنده : مریم باباخانی

كودك انساني با ترس از صداي بلند و ناگهاني و ترس از هر چيز غريبه به دنيا مياد. بين هشت تا ده ماهگي كودك دچار اضطراب از غريبه ها ميشه. براي مقابله با اين ترس از ١٦ تا ١٨ ماهگي كودكتون رو اول با يك كودك هم سنش اشنا بكنيد با هر دو كودك بازي كنيد و بخنديد تا ترس كودك از بين بره و كم كم تعداد كودكان رو زياد كنيد. وقتي كودكتون به پارك ميره اول كمي حضور داشته باشيد تا مطمئن باشيد كه كودك مقابل كودكتون رو ازاري نميرسونه. بعد از كمي دورتر شاهد باشيد اگر دعوايي سرگرفت بدون جانب داري بهشون راه درست رو ياد بديد. اگر كودكتون كتك خورد حتما بايد بدونه ميتونه از خودش دفاع كنه اما اين به معناي مقابله به مثل و كتك زدن طرف مقابل نيست. دفاع ميتونه جلوي اون ادم رو گرفتن يا ترك كردن صحنه باشه. كمك كنيد فرزندتون پاسخ دادن رو ياد بگيره نه واكنش نشون دادن رو. اگر كمك كودكتون نكنيد تنها يك پيام به كودك ميديد كه در زندگي فريادرسي نيست.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 1:2 | نویسنده : مریم باباخانی
كودكي كه توسط ما تصحيح يا سرزنش ميشه، اهسته اهسته به سمت سكوت و خاموشي ميره و حتي تفكر كه تكلمي خاموش هست هم در اونها غير فعال ميشه.

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 0:57 | نویسنده : مریم باباخانی

كودكان از سه يا سه و نيم سالگي معمولا تعادلشون رو از دست ميدهند و شروع به ناسازگاري ميكنند. كودك مخصوصا اگر دچار تثبيت دهاني هستند معمولا مكيدن انگشت شصتشون رو اغاز مي كنند. در خواب دچار كابوس ميشن و معمولا به اتاق خواب والدينشون ميرن، پرتوقع و لجباز ميشن، مخصوصا گاهي دستورات شما رو انجام نميدهند تا ببينند ايا واقعا اونها رو دوست داريد يا نه. شما رو مجبور به خريد وسايلي ميكنند تا تنها شما رو محك بزنند چقدر دوستشان داريد. در حقيقت كودك شروع به ازمايش پدر و مادر ميكند. با وجود پاسخ مهربانانه و مثبت شما باز هم ترديد او پابرجا برقرار ميماند. كودك در اين ايام انقدر خودش رو بد ميدونه كه افكار ازار دهنده در سر دارند. در جمع سعي ميكنه ديده نشه يا كسي رو نگاه نميكنه تا كسي او رو نبينه. براي همين با وجود تمام تلاش شما براي سلام كردن، او موقع ورود به جمع سلام نميكنه و در صورت به زبون اوردن شما احساسش به خودش بدتر ميشه. بهانه گير ميشه تا شما رو مقصر بدونه، طلبكار و ناراحته و بي دليل نق ميزنه و غر ميزنه كه بايد كاملا بي محلي كرد. خوشبختانه اين مشكل تنها شش ماه طول ميكشه و در چهار سالگي اين بحران رو پشت سر ميگذاره.

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 0:55 | نویسنده : مریم باباخانی

وقتي بعد از دستشويي رفتن كودك مشغول تميز كردن كودك هستيد حتما لبخند بزنيد تا نشون بديد اين قسمت از بدن هم مثل بقيه اعضاي بدن هست. هر گونه حس بد دادن به كودك در اين رابطه به او حس گناه ميده و اسيب زننده ست.

دكتر فرهنگ هولاكويي



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:13 | نویسنده : مریم باباخانی

كودكي كه در كودكي ازاد نبوده در بزرگسالي با شك و ترديد روبرو ميشه. حس ميكنه وقتي من انقدر بي ارزش و اشتباه كارم كه حتي در مورد زندگي خودم نميتونم تصميمي بگيرم پس بهتره كاري انجام ندم. بنابراين از هر موضوع تازه اي ميترسه، از شكست و اشتباه ميترسه، و تنها نظر مردم براش مهمه و در حقيقت از كار مي افته و دچار اضطراب و نگراني و وحشت چه در كودكي چه در بزرگسالي ميشه. يا كمال پرست ميشه يا ترجيح ميده كاري انجام نده. كودك عادت ميكنه خودشو انكار كنه نيازش و انكار كنه و احساساتش و نفي و انكار ميكنه و حس ميكنه در اين دنيا تك و تنهاست و كسي نيست كه او رو بخواد و تبديل ميشه به كسي كه ديگران ميخواهند. كودك تبديل به چشم ميشه كه همه رو ميبينه جز خودش. از ديگران مراقبت ميكنه به خوشحاليه بقيه اهميت ميده اما به خودش نه. خواسته همه براش مهم جز خودش. پدر و مادري كه در چهارچوب امن به كودكشون ازادي نميدن در سه سالگي دچار اضطرابي عميق ميشه.

 دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:11 | نویسنده : مریم باباخانی

دو جا بايد محكم مقابل کودک ايستاد. اول زمانیست که كودك به خودش یا بقيه اسيب ميزنه، دوم زمانیست که كودك به حريم حقوق كسي تجاوز ميكنه. کودکی که به حقوق كسي تجاوز ميكنه یا کسی رو میزنه اول به خودش اسیب میزنه.

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:10 | نویسنده : مریم باباخانی
خانه اي كه كودك يك ساله داره ديگه خانه شما نيست، خانه كودك است. بايد محيط رو امن و امان براي كودك نوپاي كنجكاو كرد.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:8 | نویسنده : مریم باباخانی
خشم و عصبانيت فرزندانمان:

١. خشم و عصبانيت مي تواند ارثي باشد.

٢. كودك خشم رو از اطرافيان مي اموزد.

٣. كودك با پدر يا مادر عصباني خود همانندسازي كرده.

٤. كودك از خود و اطرافيان و محيط بيزاره و اماده نابود كردن افراد است.

٥. كودك به اين نتيجه رسيده پدر يا مادر عصباني من با نشان دادن خشمش تونسته به خواسته هاش برسه چرا من اينكارو نكنم.

دکتر  فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:6 | نویسنده : مریم باباخانی

در بازي ها مخصوصا بازي كودكتون با بقيه به كودكتون ياد بديد ميتونه از خودش دفاع كنه حق خودشو بگيره يا ميتونه نظرشو ابراز كنه. به بچه ياد بديد جايي كه ممكنه دعوا ميشه نرو اگه دعوا شد از خودت دفاع كن و بهتره سريع محل دعوا رو ترك كنه. هرگز به كودكتون ياد نديد اگر كتك خوردي حتما بزن. 

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:5 | نویسنده : مریم باباخانی

هرگز به خاطر كودك تون با همسرتون دعوا نكنيد. احساس گناه و مسئوليت كودك رو هرگز رها نميكنه و در بزرگسالي در مواردي كه احساس ناتواني يا نيازمندي ميكنه خودش رو گناهكار و مسئول خواهد دونست.

دکترفرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:3 | نویسنده : مریم باباخانی
اگر بهم بگن ٥ ثانيه وقت داري يك حرف روانشناسي به والدين بزني ميگم براي بچه تون دوست خوب بخريد. بعضي از شما بچه تون رو به خودتون معتاد ميكنيد. پدر و مادر نبايد مركز و محور زندگي كودك بشن.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 17:1 | نویسنده : مریم باباخانی

پدر و مادر فكر ميكنن وقتي بچه بهشون ميچسبه از عشقه اما نميدونن از وحشته كه به اونها ميچسبه. بزرگ كردن بچه در گذشته ترس، تنبيه و كنترل بوده اما در دنياي امروز پرورش، تعليم و تربيته. قرار به فرماندهي و بكن نكن نيست تنها قراره كار خوب رو به بچه ها ياد داد. كودكان حق ازادي، حق اشتباه، حق انتخاب دارند. اين اولين حقوق انسانيه چرا قبول نميكنيم فرزندانمون انسانن چرا اونها رو اسير ميكنيم؟ پدر و مادر بزرگترين اشتباهشون اينه براي لباس و غذاي كودك تصميم بگيرند. فرزندتون روزي سه بار هم پيتزا خواست بهش بديد. نگيد نميشه. بديد ببينيد خوب هم ميشه و كودك اين بازي استقلال خواهيشو خيلي سريع تموم ميكنه. وقتي به بچه هاتون زياد بكن نكن ميكنيد در نوجواني فرزندتون از دوستان نابابش حرف شنوي خواهد داشت و بعد از ازدواج همسرش حرف شنوي داره. اگر انتظار اطاعت از فرزندتون داريد مطمئن باشيد در اينده بنده ديگران خواهد شد. بنده هميشه گفتم اولين جشني كه براي فرزندتون ميگيريد وقتيه كه فرزندتون بهتون نه گفت اين يعني من از تو جدا و مستقلم.

اگر اشتباهي در رابطه با كودكتون داشتيد از دوازده تا هجده سالگي فرصتي طلايي داريد تا جبران كنيد.

دكتر فرهنگ هلاكويي



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:59 | نویسنده : مریم باباخانی

آموزش دستشويي به كودكان:

اين كار تنها يك اموزش است و نه نظم و ديسيپلين. كودك معمولا سه ماه بعد از راه افتادن، اماده جسمي براي اين اموزش داره كه معمولا بين يك سال و هشت ماه يا دو سال تا ٥ سال است. كار اموزش اونها به خلق و خوي كودك هم مربوط خواهند بود. بعضي از كودكان به خاطر خشم از ما جلوي ما مي ايستند و همكاري نميكنند. گاهي وجود خدمتكار، بچه هاي بزرگتر و رفتار نامناسب ما به اونها اسيب زده و حاضر به همكاري نيستند. از يك سالگي تا دو سالگي بذاريم كودك اگه خواست با ما به دستشويي بياد و اگه سوالي داره خيلي معمولي جواب بديم. هيچ حرف نا خوشايندي در مورد مدفوع و ادرار نداشته باشيم. حرفي از نجس و پاك بودن اين موضوع نداشته باشيم. حتما قبلش از يك ماه قبل براش تبليغ كرد. خودتون وقت دستشويي رفتن خودتون دست بزنيد خوشحالي كنيد و خوب بودن اين موضوع رو نشون بديد. و تنها يك نفر درگير اين كار بشين. ميشه از قبل به كودكمون توي مهد، كودكان ديگه رو نشون داد و مژده بزرگ شدنش رو بهش داد و گفت قراره براش جايزه بگيريم. معمولا تلاشي بكنيد تا ببينيد امادگي روحي براي اين كار دارد يا خير.
بچه ها بايد مرحله خبر و عمل رو متوجه بشن تا شروع به اموزش كرد. از او سوال كنيد ايا دستشويي داره و ببينيد متوجه داشتنش هست يا نه. 
از قبل توجه داشته باشيد كه چه مواقعي كودك معمولا كار رو در پوشك ميكنه تا در اموزش زمانها رو بدونيم و به كار بگيريم.
مطمئن بشيد كودكتون ترسي از سيفون يا افتادن توي دستشويي نداره. كودك حتما بايد پاهاش روي زمين باشه و نه اويزون. فقط يك نفر مطمئن كنارش باشه. و بهش بگيد اگر كارش رو اينجا بكنه حتما جايي كه خیلي دوست داره ميبريدش. براي شروع مايعات كمتر بهش بدين براي چهار پنج روز حتما تمام وقت كنارش باشيد. 
اگر كودك رو اماده نميبينيد حتما يكي دو ماهي به تعويق بياندازيد.
اين موضوع ساده اگر به درستي انجام نشه ميتونه باعث بيست درصد از اختلال شخصيت در بزرگسالي افراد بشه. و با هزار ساعت تراپی هم نمیتوان جبران کرد. خسیس بودن، کله شق بودن ،بدجنس بودن، کینه توزی، افسردگی و اضطراب خشم، وسواس بیش از حد تمیز بودن و مرتب بودن خجالت کشیدن، شکاک بودن، کمبود حرمت نفس همه اینها تحت تاثیر مدفوع است. یعنی مهمترین چیزی که پدر و مادر باید بدونن اموزش توالت بچه است.

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:56 | نویسنده : مریم باباخانی

من حتي يكبار هم به بچه هام نگفتم اينو بخور اونو نخور. بدن انسان طي هزاران سال ياد گرفته چه زمان و چه غذايي بخوره. اگر ما مداخله نكنيم اونها انتخاب درست ميكنن. جز در موارد پزشكي، تنها به كودك پيشنهاد غذا بدين. خورد خورد نخورد نخورد، اگر ٥ دقيقه بعد اومد غذاشو خواست بدون غر زدن غذاشو بدين. اگر در اين زمينه بكن نكن كنيد اين مسيله طبيعي رو به مسئله يي رواني براي همه عمر تبديل ميكنيد.

دكتر فرهنگ هلاكويي



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:54 | نویسنده : مریم باباخانی

يه روز پسرم صبح بلند شد گفت دوست ندارم مدرسه برم، گفتم منم دوست نداشتم برم مدرسه، پدرمم دوست نداشته بره مدرسه، اما هيچ چاره يي نيست بايد بري، همين. بچه ها بايد بدونن نميشه سر اين مسايل چونه زد. 

اگر ميخواين كودكانتون زندگي رو چه در مدرسه چه خارج از مدرسه ببرند، براشون دوست خوب بخريد، اونها رو وارد يك ورزش گروهي كنيد حتي اگر مجبور باشيد براي ورودشون مربي خصوصي بگيريد تا اونها رو به سطح بالايي برسونيد.

دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:51 | نویسنده : مریم باباخانی

اموختن به فرزندانمون رو ميشه به دو صورت انجام داد:

- فرمان: يعني ما به او فرمان و دستور ميدهيم كه كاري رو بكنه يا نكنه بدون توجه به حال و علاقه و ميل و امكانات او بدون توضيحي.

- قربان: ما از كودك ميخوايم كاري رو بكنه و از او ميخوايم بهمون بگه ما چه كاري ميتونيم انجام بده.

كودك در زمان اموختن بايد بدونه اين تصميم خودش بوده و انتخاب خودش بوده و مورد تاييد شماست. و وقتي كودك به هدفي ميرسه تشويقش ميكنيم يا حتي براش جشن ميگيريم. و زمينه يي اماده ميشه تا از رسيدن به هدفش لذت ببره و پيش بره.
تنها راه سالم اموزش در كودكي، ارامش، رضايت، لذت، و ازاديست.

 

 دکتر فرهنگ هلاکویی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:48 | نویسنده : مریم باباخانی
بچه لوس بچه اي نيست كه در كودكي هر انچه خواسته به او داده شده. بچه لوس بچه اي ست كه گاهي به او داده شده و گاهي به خاطر همون خواسته تنبيه شده يا بچه اي ست كه انچه خواسته به او داده نشده و مجبور شده دست به مانورهايي از جمله گريه بزنه و از اون طريق به خواسته اش برسه. تا ميتوانيد به كودك نه نگوييد اما وقتي گفتيد با 
گريه و مانورهاي كودك هرگز كوتاه نياييد. محبت به موقع و بي دريغ كودك رو بي نياز از محبت بار مياره و در وجود او چشمه جوشان عشق رو فعال ميكنه و در بزرگسالي گداي عشق نخواهد بود.
 
دکتر فرهنگ هلاکویی


تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 16:45 | نویسنده : مریم باباخانی
مهمترين كار دوران نوجووني حرف زدن است. نوجوان سالم در طول روز حداقل پنج ساعت بايد حرف بزند.
اگر نوجوانتون با دوستانش حرف ميزند و به تکالیفش هم رسیدگی میکند خوشحال باشيد.



  • امید
  • نیدیا