تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ | 1:7 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توجه : این پست به صورت ثابت می باشد

آدرس و تلفن محل کار :

تهران -خیابان شریعتی - خیابان بهشتی - چهار راه اول سمت راست (خ سهند) - کوچه شهرتاش - پ 29 - ط اول  - واحد 2 - کلینیک روانشناسی بهاران

لطفا برای تعیین وقت با شماره تلفن  88544153 تماس حاصل نمایید و نام اینجانب را جهت مشاوره به منشی کلینیک اعلام نمایید.

 

شرایط مشاوره به صورت تلفنی :

در صورت تقاضا برای مشاوره تلفنی به ایمیل اینجانب پیام ارسال کنید تا شرایط و هزینه مشاوره برای شما ارسال شود و  در صورت موافقت امکان تماس برای شما  فراهم می‌شود این امکانات  برای همه هموطنان  عزیز ،  تهران ، شهرستانها و خارج از کشور میسر می‌باشد.( لطفا در ایمیل نام شهر یا کشور  - جنس - سن  قید شود)

babakhani.maryam@yahoo.com



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:14 | نویسنده : مریم باباخانی
والدين از زماني كه شروع به تعليم و تربيت فرزندانشان مي كنند، هدفشان بايد اين باشد كه شاهد پرواز فرزندشان باشند و بگذارند فرزندشان پر بكشد و به اوج برود نه انكه فرزندشان وابسته و معتاد به انها باشد. اوج استقلال و پرواز فرزندانمان در ٢٢ سالگيست.



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:13 | نویسنده : مریم باباخانی
بسياري از مادران امروز بيست سال از زندگي خود را صرف تحصيل مي كنند تا در كار خود موفق باشند اما حاضر نيستند بيست ماه از زندگي خود را صرف 
فرزندشان كنند و كنار او بمانند تا فرزندي موفق داشته باشند.

در حاليكه موضوع پرورش كودك موضوع يك "انسان" است كه عزيزترين عزيز ماست.
زماني كه ما صرف بودن با فرزندمان ميكنيم بزرگترين سرمايه گذاري زندگي ماست.



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:12 | نویسنده : مریم باباخانی
اگر هدف شما از رابطه، ازدواج است حتما در شروع رابطه مشخص گفته شود هدف اصلي من يافتن همسر است. افرادي كه جدي هستند مي مانند و كساني كه مي روند هدف اصليشان رابطه جدي نبوده است.



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:23 | نویسنده : مریم باباخانی
(( آیا محبت بیش از حد ، فرزند را لوس و ننر بار می آورد ؟ ))
اگر والدین بیشتر نگران کم توجهی به فرزندان خود ، و کم تر نگران لوس شدن آنها بودند ، دنیا جای بهتری می شد .
غالبا به فکر کودکان فراوانی می افتم که دستخوش پرکاری والدین ، خودخواهی آنها و یا مشغله های فکری بیش از حدشان بوده اند و در نتیجه نیازهایشان نادیده مانده است ، ولی هرگز به کودکی که به خاطر محبت بسیار زیاد والدینش بدتر شده باشد برنخورده ام . به هیچ وجه امکان ندارد کودک از محبت آسیب ببیند.
چیزی که به عنوان لوس شدن کودک در ذهن من است نتیجه ابراز محبت زیاد نیست، بلکه ناشی از دادن چیزهای دیگر به جای محبت به اوست ، چیزهایی مثل چشم پوشی از خطا ، انتظارات اندک و دادن چیزهای جورواجور. وقتی والدین حدودی برای بچه ها قرار نمی دهند ، یا انتظاراتشان از آنان را به خاطر مهربان جلوه دادن خودشان کم می کنند ، و یا وقتی اسباب بازی یا غذا یا هدایا را جایگزین محبت یا توجه واقعی می کنند ، آنوقت کودکان آسیب می بینند . 
___________________________________
ده اصل ثابت فرزندپروری 
لارنس اشتاینبرگ

بچه لوس بچه يي نيست كه بهش محبت فراوان شده. لوس بودن يعني بچه يي كه وقتي به حريم ديگران تجاوز كرده محكم جلوش نايستادند يعني كودك محبت ميخواسته بهش داده نشده.
بچه لوس بچه يه كه به خاطر خواسته ش دست به مانور زده مثلا با گريه به خواسته هاش رسيده يا يك بار رسيده يك بار دعواش كردند .



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:20 | نویسنده : مریم باباخانی

خانواده خوشبخت من:
همه ما از كودكي از زماني كه براي عروسكمان اسمي انتخاب مي كرديم يا به دنبال شغلي بلندپروازانه بوديم، روياي خانواده خوشبخت خود را در خاطر مي پرورانديم اما در مسير زندگي اسيبها و ناكامي ها از ما انساني متفاوت مي سازد. هيچ كس از مسير رشد كودكي به بزرگسالي سالم عبور نكرده پس براي تربيت فرزندانمان نياز به دانش، توانايي و مهرباني داريم. اين سه صفت اكتسابيست، نه ارثي. 


از امروز عهد ببنديم خشم خود را كه احساسي طبيعيست به عصبانيت و برخورد فيزيكي تبديل نكنيم. كودكانمان را شيطانهايي كوچك كه نياز به تاديب دارند نبينيم. ناكامي ها، خستگي ها و عصبانيت خود را بر سر انها فرو نياوريم. اولين قدم اگاهي از زمانيست كه خشمگينيم. مرز باريكي ميان خشم و عصبانيت وجود دارد، قبل از تبديل خشم به عصبانيت، اتاق را ترك كنيم تا با عكس العملي ناخواسته نه اسيب به فرزندانمان بزنيم نه رنج عذاب وجدان را با خود به دوش بكشيم.



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:25 | نویسنده : مریم باباخانی
پالایش سه گانه ی سقراط
پیش از اینکه حرفی درباره کسی بزنیم شایسته است سه پالایش زیر راصورت دهیم.
1_آنچه می گوییم حقیقت دارد.؟
2_آنچه می گوییم چیز خوبی است.؟
3_آنچه می گوییم سودمنداست؟
اگر آنچه می گویم.نه حقیقت است.نه چیز خوبی است ونه سودمند.چه لزومی دارد که گفته شود.


تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:5 | نویسنده : مریم باباخانی
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد : 
 
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت . 
 
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد . هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد . 
__________________________________
انسان در جستجوی معنی 
دکتر ویکتور فرانکل 
ترجمه : دکتر نهضت صالحیان - مهین میهنی 
صفحه : 8 و 9


تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 18:18 | نویسنده : مریم باباخانی

وابستگي در كودكان

بين شش تا هجده ماهگي كودك بحران اضطراب جدايي را تجربه خواهد كرد. در اين سن بنابر خلق و خوي كودك شاهد چسبيدن كودك به مادر هستيم به طوري كه كودك پشت در دستشويي مادر ترسان و گريان از جدايي مادر خواهد بود. به همين دليل در اين سن كودك توانايي جدايي از مادر را ندارد. بعد از هجده ماهگي رشد مغز كودك وارد مرحله يي مي شود كه كودك توانايي به خاطر اوردن چهره مادر را در نبود او دارد.

روش جدا كردن كودك از مادر:

قايم موشك بازي يكي از بهترين بازي هاي جهاني براي كودك است. كودك ياد مي گيرد نديدن مادر دليل بر نبود مادر نيست.
اگر كودكتان اضطراب جدايي دارد در روز بارها و بارها با او قايم موشك بازي كنيد.

كودك از هجده ماهگي توانايي برقراري ارتباط با يك كودك هم سن خود را دارد. تنها مراقب باشيد كودك در بازي كتك نزند، گاز نگيرد تا تجربه اول كودكتان با يك همسنش دلپذير باشد به مرور ميتوان همبازي فرزندتان را اضافه كنيد.

كودك را به مدت كوتاه كنار مادربزرگ خاله يا دوستي كه با فرزندتان رابطه نزديك دارد بگذاريد. كم كم زمان ماندن كنار انها را افزايش دهيد.

كودك را به محل بازي يا مهد ببريد و اجازه دهيد كنار شما تجربه دلپذيري از دنياي بيرون داشته باشد.

خوابيدن كودك در رختخواب با مادر يا همراه پوستي باعث ايجاد وابستگي اعتياد گونه كودك به مادر خواهد شد. وقت خواب دست يا موي خود را در اختيار كودك نگذاريد.

شير خوردن كودك تا هجده ماهگي باعث ايجاد شخصيتي وابسته در او خواهد شد.

مادري كه مجبور به ترك كودك زودتر از هجده ماهگيست بهتر است شخصي را وارد زندگي كودك كند كه تا هجده ماهگي در زندگي كودك بماند و وقتي خودش كنار كودك است سعي نكند نبود خود را با محبت مضاعف جبران كند چون وابستگي كودك بيشتر و اسيب جدايي عميقتر خواهد بود.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:34 | نویسنده : مریم باباخانی

كودك هرگز نبايد بين پدر و مادر بايستد. هر زمان كودك شما جاي همسرتان را گرفت حتما از پا در خواهد آمد. پدر و مادر كنار هم فرديت دارند و فرزند براي هر دوي آنها اوليت خواهد بود. فرزنداني كه با يكي از والدين خود زندگي ميكنند تنها بايد نقش فرزندي داشته باشند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:33 | نویسنده : مریم باباخانی
گاهی خانواده برای متوقف کردن کودک،از کاری که در حال انجام دادن است،اسم او را فریاد میزنند:محممممممد نکن.نگااااااااار.بهرااااااام بشین.
اگر هدف متوقف کردن کودک و فهماندن کار اشتباه و سوق دادن او به کار خوب است،این روش جواب نمیدهد.
زیرا با فریاد زدن اسم کودک،او فقط میفهمد که من یه کاری کردم که اونها نپسندیدند.
با این کار شخصیت کودک مورد انتقاد قرار میگیره،نه اون رفتار.
بگویید: « دخترم» « عزیزم» « مامان» .
سعی کنید اول اون رفتارش را متوقف کنید،بعد احساستان و دلیل اشتباه بودن ان را براش توضیح بدهید و به او یک کار جایگزین پیشنهاد دهید.
مثلا بگویید: عزیزم وقتی میزنی روی میز،مامان اذیت میشه،دستت هم درد میگیره،بیا با هم توپ بازی کنیم. اگر كاري كه مي كند اسيب جسمي ندارد مثلا مرتب روي ميز مي كوبد جمله دستوري را تكرار نكنيد چون كودك از كنترل احساسات شما و مخالفت با شما احساس پيروزي و لذت مي كند. بي توجه شويد تا كودك زودتر رها كند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:31 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي در يك رابطه عاطفي به كسي وابسته مي شويم به طوري كه وقتي به صلاحمان است جدا بشيم اين قدرت را نداريم و بيشتر ميچسبيم نشانه اين است ما از درون خالي هستيم. (نبود حرمت نفس و خود دوستي)



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:29 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي در يك رابطه عاطفي به كسي وابسته مي شويم به طوري كه وقتي به صلاحمان است جدا بشيم اين قدرت را نداريم و بيشتر ميچسبيم نشانه اين است ما از درون خالي هستيم. (نبود حرمت نفس و خود دوستي)



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:28 | نویسنده : مریم باباخانی
از هفت سالگي تا هجده سالگي دو كار در كنار تحصيل كودكان و نوجوانان را ميسازد.
داشتن دوستي خوب تا روزي چند ساعت با هم حرف بزنند و از طريق حرف زدن اسيبهاي كودكي را جبران كنند و خود را بشناسند. 
عضو ورزش گروهي باشند (بسكتبال واليبال فوتبال) و هفته يي ١٥ ساعت در زمين ورزش بدوند.
دوست خوب دوستيست كه درس بخوانند و دردسر درست نكنند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:27 | نویسنده : مریم باباخانی
تنبيه كودكان بابت مدفوعشان، نشان دادن وسواس، دادن حس بد به كودك در مورد تميز نبودن، داد زدن، و وقتي كودك چه به دليل ترس از مدفوع چه ترس از ما مدفوعش را نگه ميداره يا بخاطر بيماري دچار يبوست ميشه، باعث اختلال شخصيتي در بزرگسالي خواهد شد.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:25 | نویسنده : مریم باباخانی

كودك تا هجده ماهگي توانايي جدا شدن از مادر را ندارد و به مادر چسبيده است و مانند اين است كودك را قبل از نه ماهگي از شكم مادر بيرون بكشيم. كودك از هجده ماهگي توانايي بازي با همسالانش رو پيدا ميكند و در اين سن بهتر است كنار مادر در دنياي بيرون و با همسالانش خوش بگذرد تا توانايي جدا شدن از مادر را پيدا كند.



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:54 | نویسنده : مریم باباخانی
اگه مثبت فکر نکنيم چي ميشه؟
يک آزمايش ساده
 
همين الان هرجا که نشستين پاي راسستتون رو از زمين بلند کنين و در جهت عقربه هاي ساعت بچرخونين!
حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنويسين!
ديدين؟!جهت حرکت پاتون عوض شد؟!
ميدونيد چرا؟
چرا؟ چون وقتي مي خواهيد حرف "ع" رو بنويسين, ذهن شما در جهت خلاف عقربه هاي ساعت حرکت مي
کنه! به همين دليل پاتون ناخوداگاه جهتشو عوض مي کنه تا با ذهنتون هماهنگ عمل کنه!!
اينو گفتم که يادتون باشه وقتي دارين منفي فکر مي کنين, بدونين که ناخوداگاهتون بر عليه شما مي شه و شروع مي کنه به رفتار منفي حتي اگه شما نخواسته باشين!!!
: انديشه هايتان را روي فرکانس شادي تنظيم کنيد تا بهشت را در روي زمين تجربه کنيد!
" مارسي شيموف "
 
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎشيد ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ببينيد . . .
 
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد،
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯيد . . . 
 
ﺍﮔﺮﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎشيد . . .
 
ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد،
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭيد . . .
 
ﺩﻧﯿﺎﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ " ﭘﮋﻭﺍﮎ " ﻧﯿﺴﺖ . . .


تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:50 | نویسنده : مریم باباخانی
کارل یونگ، روان پزشک سوئیسی نوشت: بزرگ ترین باری که کودک باید به دوش بکشد زندگی نزیسته والدین است. منظور او این بود که هر جا و هرگونه که والدین در زمینه رشد شان در زندگی گیر کرده بودند به عاملی درونی برای ما تبدیل می شود و ما نیز در همان جا گیر می کنیم. ما اغلب خودمان را در حال دست و پنجه نرم کردن با مسائل حل نشده ی والدین مان می بینیم. گاهی ممکن است الگوهای نیاکان مان را تکرار کنیم یا شاید شورش کنیم و سعی کنیم کاری خلاف آن ها انجام دهیم. ضدیت با تاثیر والدین همان قدر محدود کننده است که سازش با آن. 
 
مثال:پدر فوتبال دوستی که رویاهای خودش را حتی اگر به ضرر رشد فرزندانش باشد بازهم از طریق او دنبال می کند. یا مادری که کمبودهای زندگیش را به دخترانش منتقل میکند این ها مثال های ساده ی زندگی نزیسته ای هستند که به طور ناخودآگاه به نسل بعد منتقل شده اند. مادام که ما ناآگاهانه به جاه طلبی ها یا برنامه ها یا محدودیت های والدینمان خدمت می کنیم، اسیر گذشته هستیم.
 
نام کتاب: زندگی نزیسته ات را زندگی کن
نویسنده رابرت الکس جانسون، ترجمه ی سیمین موحد


تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:19 | نویسنده : مریم باباخانی
سه سال اول زندگي كودك، بيشترين تلاش كودك براي به دست اوردن استقلال است. كودك قبل از يكسالگي كاملا قادر به درك خواسته پدر و مادر است و گاهي به خاطر حفظ استقلال از انجام ان كار سر باز ميزند. حال اگر پدر يا مادر، خشمگين و درگير بازي شوند، كودك از داشتن قدرت كنترل انها لذت خواهد برد و اين كار ادامه خواهد داشت كه نامش را لجبازي مي ناميم.

نود درصد پدر و مادرها مشكل لباس تن كردن كودك را دارند. گاهي كار به جايي مي رسد كه جيغ و گريه كودك شما را از بيرون رفتن منصرف مي كند يا برعكس كاربالا ميگيرد و شما بي توجه به دست و پا زدن كودك لباس بر تنش ميكنيد و بكش بكش او را سوار ماشين مي كنيد.

كودك از اين رفتار چه مي آموزد؟

كودك مي اموزد روابط بر پايه جنگ است و كم كم در هر موردي مخالفتش را ابراز ميكند. وقت غذا خوردن بازي در مي اورد، يا وقت اموزش دستشويي همكاري نمي كند چون همكاري را نياموخته است.

اولين قدم براي كمك به كودك در تعويض لباس ارامش است.
بايد به كودك زمان داد. اگر به خاطر دير شدن مدام هولش كنيم معمولا كارها را ارامتر انجام ميدهد، پس ده دقيقه زودتر بيدار شويم تا زمان بيشتري داشته باشيم.

در تمام مدت با او صحبت کنید و به او بگویید دارید چه کار می کنید: «خب، الان می خوام پیرهنت رو تن ات کنم... می شه این دست ات رو بکنی تو آستین ات؟ آفرین، آهان! حالا اون یکی دست ات و ...» و در حین کار تعریف و تمجید کنید تا مشارکت بیشتری انجام دهد.

به كودك نشان ندهيد تحت تاثيير مخالفتش قرار گرفتيد. بگذاريد خودش انتخاب كند. اول به او دو انتخاب دهيد. در صورت عدم همكاري، اجازه بديد با لباس منزل به مهد برود تنها لباس مناسب را همراه داشته باشيد. كودك به محض ورود متوجه نامناسب بودن لباسش ميشود و از شما كمك خواهد خواست. در نتيجه اعتمادش به شما بيشتر خواهد شد.

پدیده ی کندی در هنگام عجله

این پدیده به این مورد اشاره می کند که سرعت حرکت کودکان با زمانی که والدین دارند رابطه ی معکوسی دارد. به بیان دیگر هر چه زمان کمتری داشته باشید، کودک بیشتر وقت تلف می کند. جالب است که بدانید کلمات شتاب انگیز والدین مانند «عجله کن» هم با سرعت کودک در ارتباط است و کودک را بیشتر کند می کند. هر چقدر اهمیت سر وقت بودن برای والدین بیشتر باشد، این احتمال کمتر است که کودک آماده شود. 
این پدیده را شما به هنگام عجله داشتن برای رفتن سرکار، مهمانی رفتن و ... می توانید لمس کنید.



تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:13 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي كودك تا دو سالگي يا حداقل هجده ماهگي كنار مادر بماند، مراحل رشد كه وابستگي و چسبندگي ست را طي خواهد كرد و به موقع جدا خواهد شد و چشمه عشق در وجودش ساخته خواهد شد، وگرنه همه عمر تشنه محبت خواهد بود.



تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:10 | نویسنده : مریم باباخانی
در امريكا بچه هاي بين ٨ تا ١١ ساله رو به اردوي چند روزه مي برند تا بند ناف رواني كودك بريده شود. كودك در اين سن بايد به اين نتيجه برسد كه من بدون پدر و مادرم زنده ام و بدون اونها هم خوش هستم.



تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:10 | نویسنده : مریم باباخانی
خواب كودك حدود نه ماهگي دچار دگرگوني ميشود. دليل اين بحران، رشد مغز كودك و به وجود امدن اضطراب در كودك است. اين بحران با مداراي ما ميگذرد. تنها نكته مهم اين است كه وعده شير شب كودك كه به يك وعده رسيده است را همچنان يك وعده نگه داريم و به خاطر ارام كردن كودك او را به تخت خواب خود نياوريم و هر بار كه بيدار مي شود به او شير ندهيم.



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 0:31 | نویسنده : مریم باباخانی
انسان مهر طلب اول دشمن خود و بعد دشمن ديگران است چون خودش را بهتر از انچه هست وانمود ميكند هم به خودش صدمه ميزند هم به ديگران



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 0:30 | نویسنده : مریم باباخانی
لکنت زبان در کودکان

پسر بچه ها بين دو تا سه سال دو برابر دخترها ممكنه با لكنت مواجه بشن. بزرگترين دليل لكنت زبان كودك ممكنه اضطراب كودك باشه. 
اطرافيان به هيچ وجه نشون ندن متوجه لكنت زبان كودكشون ميشن. نه كمكش كنن نه مانند او تكرار كنن نه با صورتشون نشون بدن منتظرن انگار هيچ مشكلي وجود نداره. بهش راه حل نشون ندید. حتی نگید اشکالی نداره.

اگر فرزندتون دچار لكنت زبان شد يك هفته در خونه رو ميبنديد، كودكتون به كودكستان نميره تا اذيتش كنند و مسخره ش كنند. تنها كساني مثل پدر بزرگ و مادربزرگ با كودكتون در ارتباط باشن كه بدونن اصلا نبايد به روي خودشون بيارن. نه كمكش كنين نه نشون بديد منتظريد نه در موردش حرف بزنيد نه حتي خوشحالي كنيد كه بدون لكنت حرف زد. هر نوع اشاره به لكنتش تنها مغز كودك رو متوجه اين مشكل ميكنه همانطور كه وقتي به شما بگن به سگ سياه فكر نكن شما تصوير سگي سياه در مغزتون مياد و هر چه اون حرف تكرار بشه سگهاي سياه بيشتري وارد ميشن.

اگر تازه به مدرسه رفته و مشكل شروع شده یا در مدرسه مورد تحقیر و تمسخر دوستانش قرار میگیره يك تا دو هفته به مدرسه نره اگه موضوع متنفي شد كه مشكلي نيست در غير اين تنها با متخصص مشورت كنيد اما هرگز در رفتارتون به كودكتون نشون نديد كه ميدونيد مشكلي وجود داره.



تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ | 21:9 | نویسنده : مریم باباخانی
 
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻴﺪ ﻳﺎ ﺑﻐﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﺪ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﺍﻭ
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﻳﺪ ﮐﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺗﻤﺎﻳﻼﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺣﺮﻳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺷﻤﺎﺭﻳﺪ
ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺮﻳﻢ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺗﺮ ﻧﺸﻮﻳﺪ .
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﻴﺴﺖ، ﻗﺒﻞ
ﺍﺯ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﻳﺪﻥ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﺎﺷﻴﺪ.
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺭﻭﺍﻝ ﻫﻤﻴﺸﮕﯽ ﺷﻤﺎ
ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺍﻭ ﺑﻪ
ﺍﻭ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ


تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 15:29 | نویسنده : مریم باباخانی
هرگاه افكار بد به ذهنمون مياد با ان نجنگيم. هر چي بيشتر با افكار بد بجنگيم بيشتر به ما ميچسبند. يك كلمه "نه" بگوييم و همان لحظه مشغول به كاري خوب شويم. به عنوان مثال به دوستي زنگ بزنيم در مورد موضوعي متفاوت صحبت كنيم. جنازه هاي مرده قديمي را در مغزمان با خودمان حمل نكنيم.



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 15:26 | نویسنده : مریم باباخانی
هرگز به كودكان نبايد بگوييم تو بچه بدي هستي. حرف ما اين است كه تو خوبي اما كار بدي كردي. هر چه كودك حس كند خوب است رفتارش بهتر مي شود، هر چه اين پيام به او داده شود كه تو بدي رفتارش بدتر خواهد شد.



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 15:21 | نویسنده : مریم باباخانی

تقویت اعتماد به نفس و حرمت نفس در كودك عروسک، هم صحبت و مخاطبی است که پیوسته نزدیک کودک است و هر زمان کودک اراده کند، می تواند مورد مصاحبت قرار گیرد؛ مخاطبی که هیچ گاه از صحبت کودک خسته نمی شود، پیوسته چشم هایش باز است و حواس اش پرت نمی شود. هنگامی صحبت کردن کودک خمیازه نمی کشد یا راه آشپزخانه را پیش نمی گیرد و یا حتی به او گوشزد نمی کند که گرفتار است؛ حرف های تکراری کودک را گوش می دهد هرگز در وسط حرف های او نمی دود و حین صحبت، اشکالات تلفظی اش را اصلاح نمی کند و یا به دلیل روند کند صحبت او، بی تحمل نیست. عروسك هرگز حرف زدن با دستگاه بي جاني به نام تلفن را به حرف زدن با كودك ترجيح نمي دهد، هرگز به خاطر صحبت با ديگري حرف او را قطع نمي كند هرگز به خاطر خستگي سر او فرياد نمي زند. عروسك هرگز خيره شدن به صفحه تلويزيون يا موبايل يا كامپيوتر را به خيره شدن به چشمان مشتاق كودك ترجيح نمي دهد. اگر كودك با اعتماد بنفس و حرمت نفس ميخواهيم بايد هر زمان فرزندمان كنار ما امد صبورانه كارمان يا صحبتمان را قطع كنيم و توجه كامل خود را به او دهيم. مهم نيست مشغول صحبت با تلفن در خانه يا يك دوست در مهماني هستيم. بعد از دادن توجه به كودك ميتوان از او خواست تا بعد از مهماني يا تمام شدن تلفن صبر كند تا با او صحبت كنيم. نگذاريم عروسك جاي ما را در زندگي فرزندانمان بگيرد. اگر ميخواهيم كودكان خجالتي مضطرب يا تشنه توجه نداشته باشیم بايد برايش همیشه دو گوش شنوا باشيم.



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 15:20 | نویسنده : مریم باباخانی
 

مهم ترین عوامل استرس آور کودکان عبارتند از:

 مرگ

 تولد کودک جدید در خانواده

 جدایی و طلاق والدین

 بیماری یا بستری شدن در بیمارستان

 اختلاف با پدر و مادر یا خواهر و برادر

 مرگ پدربزرگ/مادربزرگ

 ورود به مدرسه

 فشار دوستان و هم کلاسی ها

 مشکلات یادگیری

 از دست دادن بهترین دوست در مدرسه

 تغییر معلم

 خشونت های کلاسی

 تغییر محل زندگی یا مدرسه

● نقش خانواده ها در کاهش استرس های کودکان

در زمینه شناخت و کاهش تنش های روزانه کودکان، این نکات را در نظر داشته باشید:

 نسبت به عوامل کاهش دهنده استرس در کودکان حساس و هوشیار باشید.

چرا برخی از کودکان بهتر می توانند با شرایط استرس آور مقابله کنند و برخی دیگر شدیدا در این گونه شرایط ناتوان و درمانده می شوند؟ پژوهش های مختلف نشان می دهند، تفاوت های بی شماری بین کودکانی که قادر به رویارویی با دشواری های زندگی هستند با کودکانی که تاب و تحمل کمتری دارند، وجود دارد. اغلب کودکانی که استرس و فشار روانی را بهتر کنترل می کنند:

 عزت نفس بالایی دارند.

 شوخ طبع تر هستند.

 مفهوم مدیریت رفتاری را آموخته اند.

 عادت به پیروی از قوانین و مقررات کرده اند.

 همبستگی و انسجام خانوادگی عمیق تری دارند.

 روابط باز و شفافی با اعضای خانواده شان برقرار کرده اند.

 از سوی پدر و مادرشان همراه مورد محبت و توجه بوده اند.

 با دوستان، هم کلاسی ها و آموزگارانشان روابط صمیمانه ای دارند.

 و به هدف ها و موفقیت های بیشتری در زندگی شان رسیده اند.

● آگاهی کودکان را نسبت به شناخت نشانگان و علایم استرس زا در آن ها بالا ببرید.

علایم استرس و فشار روانی در کودکان بسیار متنوع و گوناگون است. این علایم به سن، شخصیت و میزان رشد کودک بستگی دارد. زمانی که کودکان تحت فشار عصبی قرار می گیرند، رفتارها و واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند که دلالت بر نگرانی و تشویش درونی آن ها دارد. برای مثال، کودک ممکن است دچار ناراحتی های جسمانی مثل سردرد، دل درد، اسهال، بی خوابی، بی اشتهایی، یا مشکلات رفتاری مثل، انزوا طلبی، بدرفتاری،خشونت، افسردگی،کابوس دیدن یا حساسیت های بیش از اندازه شود. کودکانی که یاد می گیرند چگونه علایم استرس را خود تشخیص دهند، در حقیقت اولین گام برای رویارو شدن ومقابله با فشارهای عصبی را آموخته اند.

● بکوشید عزت نفس کودکان تان را افزایش دهید.

پدر و مادر باید به فرزندانشان کمک کنند تا ار ابتدای دوران کودکی با پذیرش مسئولیت های شخصی و فراگیری روش های درست تصمیم گیری، اعتماد به نفس لازم برای مقابله با مشکلات زندگی را به دست آورد. کودکان می توانند آن دسته از استعدادها و علایق خود را که تسلط کافی بر آن ها دارند و می توانند با کمی تلاش و پشتکار در آن زمینه ها به موفقیت برسند، عزت نفس خود را تقویت کنند. خوب است والدین نیز همواره تحسین و حمایت خود را پشت بند پیروزی های فرزندشان کنند.

● دلگرمی و حمایت خود را از کودک دریغ نکنید.

پدر و مادر باید بکوشند زمانی که کودکشان موقعیت دشوار و ناگواری را تجربه می کند، در کنار او باشند. اغلب کودکان در چنین شرایطی شدیدا به حمایت های عاطفی، جسمانی و کلامی والدینشان نیاز دارند تا بتوانند موقعیت بحرانی پیش آمده را هر چه راحت تر پشت سر گذارند. هنگامی که کودکان دچار استرس و فشار عصبی می شوند، والدین باید سعی کنند با رفتارهای مناسب و سنجیده خود به آن ها نشان دهند که حالت روحی-روانی آن ها را درک می کنند. داشتن رابطه ای گرم و صمیمانه با پدر و مادر، بهترین وموثرترین کمک برای رویاروشدن با موقعیت های استرس آور در دوران کودکی است.

● محیطی سرشار از امنیت، اعتماد و صداقت در خانواده ایجاد کنید.

زمانی که کودکان نیاز به صحبت کردن دارند، باید پدر و مادرشان را در کنار خود داشته باشند. آن ها باید بتوانند پرسش های خود را باز و شفاف با والدینشان مطرح کنند وپاسخ هایی صحیح و روشن از آن ها دریافت نمایند. پاسخ والدین نباید تنها یک کلمه "بله" یا "نه" باشد. برای مثال، اگر کودک می پرسد که:" پدر/مادر نظرت درباره..... چیست؟" یا"چه احساسی درباره... داری؟ پاسخ پدر و مادر باید کافی، به جا و شفاف باشد که موجب افزایش آگاهی کودک گردد. آن ها حتی می توانند درباره احساس ها، هیجان ها، تنش ها، نگرانی هاو استرس های خودشان با کودک صحبت کنند تا او نیز دیابد که احساسش کاملا طبیعی و عادی است.

● نسبت به میزان استراحت و خواب کودکان دقیق و هوشیار باشید.

کودکانی که به اندازه ی کافی نمی خوابند، توان و انرژی لازم برای رویارو شدن با شرایط تنش آفرین روزانه را ندارند. پدر و مادر باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان هر روز به اندازه کافی می خوابد. خواب به موقع و راحت موجب سلامت جسمانی و بهداشت روانی کودک می شود.

● شیوه های مقابله کردن با استرس را در عمل به کودک بیاموزید.

کودکان بسیاری از مهارت ها را تنها با مشاهده رفتارهای والدین شان یاد می گیرند. اگربچه ها ببینند که پدر و مادرشان هنگام رویارویی با فشارها و تنش هایزندگی رفتاری معقول و شایسته دارند، آن ها نیز یاد می گیرند که در شرایط مشابه چگونه باید عمل کنند. پدر و مادر باید بکوشند روش های موثر مقابله با استرس را به فرزندان خود نشان دهند. برای مثال، آن ها می توانند هنگام ناراحتی و پریشانی به جای هول شدن و دست پاچه شدن، سعی کنند با حفظ آرامش خود، راه حل منطقی و معقولی برای رهایی از مشکل برگزینند.

● مهارت های آرمیدگی و آرام سازی عضلانی را به کودکان بیباموزید.

یادگیری این مهارت ها به کودکان کمک می کند تا تنش های حاصله از استرس را در خود حس کنند و با به کارگیری قوه تصور و تخیل خود، در صدد تصویرسازی های مثبت ذهنی و آرام ساختن خود برآیند. برای مثال، هنگامیکه شدیدا از موضوعی ناراحت و عصبی شده اند، به بازی در محلی آرامش بخش(ساحل دریا، زمین بازی و...) فکر کنند، یا تصور کنند در حالگردش با بهترین دوست خودهستند. سایر روش های آرام سازی نیز به کودک یاد می دهند که چگونه با شیوه های آرام بخش عضلانی، تنش و فشار عصبی را در خود کاهش دهند.

● نسبت به اجرای مرتب برنامه های روزانه کودک، دقیق و کوشا باشید.

کودکان نیاز دارند که زندگی قابل پیش بینی و منظمی داشته باشند. یک برنامه غذایی منظم، خواب به موقع، بازی در فضای باز، ورزش و تفریح روزانه و ساعتی مشخص برای انجام تکالیف مدرسه، از جمله نیازمندی های یک کودک شاد و بی دلهره است. داشتن برنامه ای منظم ومرتباین امکان را به کودک می دهد که منتظر برنامه بعدی روزانه خود باشد. این نظم و ترتیب به کودک امنیت و اعتماد لازم را برای انجام کارها و وظایفش می دهد. حفظ آرامش روزانه موجب تقویت توان کودک هنگام مقابله با سختی ها و نگرانی ها است.

● کودکان را تشویق کنید در فعالیت های شادی بخش و نشاط انگیز شرکت کنند.

زمانی که کودکی روزهای سخت وپرتنشی را می گذارند و تجربه ای ناگوار را سپری می کند، والدین و تعضای خانواده باید ا. را تشویق کنند در فعالیت هایی که از انجام آن ها احساس شادی و نشاط می کند، شرکت نماید. برای مثال، ورزش کند، موسیقی گوش دهد، بازیکند، کتاب بخواند، کارهای هنری انجام دهد و ... . این گونه فعالیت ها موجب دور شدن فکر کودک از رنج و سختی هایش می شود و خوشی و لذت را دوباره جایگزین لحظه های دردناک و ناگوار می نماید.

● کودکان را به انجام کارهای روزانه تشویق کنید.

انجام نرمش ها و ورزش های روزانه، بهترین راه برای کنترل استرس است. ورزش به کودکان کمک می کند تا گرفتگی های ماهیچه بدن شان را از بین ببرند. ورزش، موجب تناسب بدنی و افزایش کارآیی جسمی آنان می شود. ورزش کمک می کند تا ذهن و فکر کودک بهتر کار کند و بهتر با تنش ها و اضطراب های روزانه به مقابله برخیزد. انجام ورزش و تمرین های بدنی در صورتی که به طور روزانه انجام نشوند، نمی توانند با فشارها و تنش های زندگی مقابله کنند. نوع فعالیتی که برای کودک بر میگزینید، چندان مهم نیست؛ مهم آن است که کودک از انجام آن ورزش و فعالیت بدنی لذت ببرد. لازم به توضیح است ، اغلب کودکان بیشتر به ورزش ها و فعالیت هایی که پدرومادرشاه به آن می پردازند، علاقه نشان می دهند. بنابراین، بهتر است شما نیز برنامه ای منظم و مفرح برای ورزشتان تنظیم کنید.

● به کودکان کمک کنید تا روش های حل مسئله واختلاف را بیاموزد.

هنگامی که کودکان با مشکلی روبه رو می شوند، والدین باید فرصت و امکاناتی در اختیار آنان قرار دهند تا بتوانند روش های حل مسئله را فرا بگیرند. سپس پدر و مادر می توانند با تهیه فهرستی از شرایطی که حل آن ها برای کودکمشکل است وبا رویارو کردن تدریجی کودک با آن شرایط، روش های حل مشکل را به او یاد بدهند. زمانی که کودک توانست یک مشکل ره به تنهایی حل کند، مشکل دیگر را برای مطرح کنند. برای مثال، اگر کودک از رفتن به مغازه و خریدن یک بستنی برای خودش دچار استرس می شود، پدر یا مادر می توانند با همراهی کردن کودک، به او پول کافی بدهند و از اوبخواهند که از فروشنده تقاضای یک بستنی کند. در مرحله بعد، خودشان بیرون فروشگاه بایستند و از دور نظاره گرکودک باشند و... .

● به کودک کمک کنید تا روش مدیریت وقت را یاد بگیرند.

پدر و مادر باید به فرزندشان کمک کنند تا برنامه های روزانه اش را براساس اولویت بندی تنظیم کند. اگر کودک تمایل به انجام چندکار را به طور همزمان دارد، والدین باید او را با محدودیت هایش آشنا کنند، و آن گاه با در نظر گرفتن برنامه زمانبندی شده مشخص، درصدد انجام آنها برآید. انجام چند کار به طور همزمان موجب اضطراب و فشار روانی کودک می شود.

● به کودکان روش ابراز وجودکردن را بیاموزید.

کودکانی که نمی توانند روی پاهای خودشان بایستند، هنگامرویاروش دن با شرایط استرس آور، شدیدا دچار اضطراب و تنش می شوند. والدین این گروه از کورکان باید به آن ها یاد بدهند که چگونه نیازها و خواسته هایشان را با دیگران (دوستان، آموزگاران و آشنایان) مطرح کنند و کارهایشان را به تنهایی انجام دهند. پدر و مادر می توانند با استفاده از روش نقش بازی کردن و اجرای نمایش نامه های ساختگی، شیوه ابراز وجودکردن- بدون درگیر شدن، مشاجره و خشونت- را با کودک تمرین کنند و به او یاد دهند که چگونه کودک حرفش رابزند.

● روحیه مزاح گویی وشوخی کردن را در کودکان رشد و پرورش دهید.

کودکانی که می توانند در ورای هر مسئله جدی ای، شوخی و طنزی نهفته را ببینند، بهترمی توانند با شرایط استرس آور مقابله کنند. پدر و مادر می توانند به فرزندشان یاد بدهند که همه چیز را خیلی جدی، خشک و متعصبانه نبیند. گاهی خنده می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات سخت باشد.

منبع:ماهنامه اختصاصی کودک



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 15:18 | نویسنده : مریم باباخانی
كودكي كه وقت عصبانيت سرش رو به ديوار يا زمين ميكوبه:
تا حدود دو سالگي اين ضربه اسيبي به مغز نميزنه. بايد با مهرباني باهاشون حرف زد. در مورد سر كوبيدنش اصلا حرف نزنيد و به روي خودتون نياريد و تسليم خواسته هاش نشيد.



  • امید
  • نیدیا