تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ | 1:7 | نویسنده : مریم باباخانی
 

توجه : این پست به صورت ثابت می باشد

آدرس و تلفن محل کار :

تهران -خیابان شریعتی - خیابان بهشتی - چهار راه اول سمت راست (خ سهند) - کوچه شهرتاش - پ 29 - ط اول  - واحد 2 - کلینیک روانشناسی بهاران

لطفا برای تعیین وقت با شماره تلفن  88544153 تماس حاصل نمایید و نام اینجانب را جهت مشاوره به منشی کلینیک اعلام نمایید.

 

شرایط مشاوره به صورت تلفنی :

در صورت تقاضا برای مشاوره تلفنی به ایمیل اینجانب پیام ارسال کنید تا شرایط و هزینه مشاوره برای شما ارسال شود و  در صورت موافقت امکان تماس برای شما  فراهم می‌شود این امکانات  برای همه هموطنان  عزیز ،  تهران ، شهرستانها و خارج از کشور میسر می‌باشد.( لطفا در ایمیل نام شهر یا کشور  - جنس - سن  قید شود)

babakhani.maryam@yahoo.com



تاريخ : یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ | 22:54 | نویسنده : مریم باباخانی
      خدايا در اين سال جديد به من توانايى بده که هر لحظه در همان زمان زندگى کنم و از زندگى در گذشته و اينده خوددارى کنم.هر مکانى را با تمام جزيياتش ببينم.به بدن خودم اگاه شوم.تمام هيجانهاى خوب و بد خودم را بپذيرم.ارزشهايم را بشناسم و بتوانم در جهت انها گام بردارم و از انچه که من را از رسيدن به ارزشهايم دور مى کند فاصله بگيرم.خدايا به من قدرت بده که بتوانم افکارم را به عنوان پرنده هايى که در بالاى سرم پرواز مى کنند بپذيرم و با انها نجنگم.خودم را از صفات ناخوشايندى که به خودم نسبت مى دهم جدا کنم و بپذيرم که انها نتيجه خاطرات ناخوشايند گذشته من هستند.و من در اينجا و اکنون يک انسان توانا هستم.
 
سال 1394 را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم و برای انسانهای نازنین و صلح طلب ایرانی طلب خیر و شادی میکنم
 
دوستدار شما مریم باباخانی 


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 13:58 | نویسنده : مریم باباخانی
دکتر اسپنسر جانسون
 
نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت،
فرق بین آدمها وموشها را اینطور توصیف میکند:
وقتي یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد،روش خود را عوض میکند،اما وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی وخسته میشوند ودوست ندارند روش خود را عوض کنند.حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه ای رابه آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند 
"من همیشه این کار راهمین طور انجام داده ام." یا "من آدمی این مدلی هستم."
در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان به این معناست که دیگر روشها اشتباه است.
همیشه آنچه به نظر ما طبیعی وصحیح به نظر میرسد، در اصل محصول باورهایمان است وبه ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است.
اگر میخواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی بدست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده اید،پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 13:57 | نویسنده : مریم باباخانی
د 📢📢قبل از بوسیدن فرزندانتان از آنها اجازه بگیرید👇👇
 
✅همیشه قبل از بوسیدن😘 فرزندانتان👦👧، حتمأ از آنها اجازه بگیرید.
 
✅دخترم👧،اجازه هست ببوسمت؟
میای بغل مامان؟
 
✅میشه بابا👨،پسر گلش👦 رو ببوسه😘؟
 
💟عزیزم،اجازه میدی ببوسمت؟
 
👈با این کار،شما به او می آموزید که:
✔_بدنت حریم شخصی و خصوصی توست و
✔_کسی حق ندارد،بدون اجازه به تو و بدنت دست بزند و تو را ببوسد!
✔_باید از بدنت مراقبت کنی.
✔_اجازه دادن یا اجازه ندادن،حق و انتخاب توست.
⬜⬛_به او آموزش «نه گفتن» میدهیم.
 
✅اگر او تمایلی به بوسه ندارد،میگوید «نه» یا «من از بوسیدن خوشم نمیاد» ..
📢📢این آموزشها و مراقبتها،وظیفه ما،پدر و مادر هاست...


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 13:56 | نویسنده : مریم باباخانی
چاقی پدران احتمال ابتلای کودکان به اتیسم را افزایش می دهد!
 
بر طبق مطالعه ای در نروژ که در مجله Pediatrics به چاپ رسیده است، کودکان دارای پدران چاق ممکن است با احتمال 53 درصد بیش از کودکانی که پدرانشان دارای وزن معمولی هستند، مبتلا به اتیسم باشند.
 
مطالعات پیشین درباره نقش چاقی مادران در اتیسم فرزندان مطالبی را منتشر کرده بودند، اما این پژوهش بیان می کند که ممکن است این نقش بیش برآورد شده باشد.
 
هنوز روشن نیست که چرا وزن پدران خطر ابتلا به اتیسم را افزایش می دهد. بنا به گفته پژوهشگران، ممکن است ژنتیک در این امر دخیل باشد. به طور مثال حذف کروموزم 16p11.2 هم در اوتیسم و هم در چاقی مرضی نقش دارد، و ممکن است پدران این را به فرزندان خود منتقل کنند.
 
 
 
 
 منبع از بنیاد ابتکار تحقیقات اوتیسم Simons (Source:  Simons Foundation Autism Research Initiative )


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:9 | نویسنده : مریم باباخانی
برای آموزش تصمیم گیری به نوجوانان :
 
1)سعی کنید همواره بهترین ویژگی های شخصیتی آن ها را یاد آور شوید.
2) از روش هایی که شما را به تصمیم گیری موفق کمک می کند برایشان تعریف کنید .
3)از قهرمان های مورد تمجید آن ها استفاده کنید، سعی کنید شما هم شناخت خوبی از الگو های زندگی نوجوانتان بیابید آن ها هم قطعا نقاط مثبتی در سبک زندگی شان دارند.
4)زمانی که موفق می شوند در واقع آن ها روش خاص خودشان را یافتند با آن ها علت موفقیت را جستجو کنید .
چون در آینده، یا آوری این روش ها کمک کننده است .
 
(منبع :اعتماد به نفس نوجوانان، نویسنده :گیل لیندی فیلد ،ترجمه توران دخت تمدن )


تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:8 | نویسنده : مریم باباخانی

پدر و مادر با عشق دادن به فرزندشان ميتوانند چشمه عشق را براي هميشه در فرزندشان به وجود بياورد و فرزندش "محتاج" محبت نخواهد بود بلكه مشتاق محبت خواهد بود.

ادم مهربان:
در رابطه با ديگران خودم را خوب ميدانم و شما را خوب ميدانم. من خواستني هستم و شما خواستني هستيد. بيش از ٧٠ درصد مردم امريكا فكر ميكنند خوب نيستند. پس ميريم دنبال پول، جراحي زيبايي يا چاپلوسي و مهرطلبي يا كارهاي ديگر تا خوب به نظر بيام.
پس وقتي من خودم را دوست داشته باشم كار خوب ميكنم از انجام ان كار لذت ميبرم و با ان رشد ميكنم مثل محبت به ديگران.

پس وقتي به شما لطف ميكنم نه انتظار تشكر دارم نه منتي ميگذارم نه در اين دنيا يا دنياي ديگر انتظار پاداش ندارم چون من با رشدي كه كردم پاداش خود را گرفتم.

اگر مهربان نيستيم سه اتفاق ميافتد:

مهرطلبي: من محتاج محبتم پس تمام مدت ميخوام به همه ثابت كنم خوبم پس مرا دوست داشته باشيد پس من خودم را قرباني ميكنم تا مرا دوست بدارند.

خودخواهي: خودم را در ظاهر بزرگ و بي نياز نشان ميدهم اما در باطن رنج ميبرم و رنج ميدهم.

عزلت طلب: از ديگران جدا ميشوم تا اسيب نبينم.

٦٠ ويژگي افراد مهرطلب:

نيازمند تصويب و تصويب ديگران است.

توانايي نه گفتن به درخواست ديگران را ندارد و اگر نه بگويد دچار عذاب وجدان و حس بد مي شود.

خجالت مي كشد كه حق خود را مطالبه كند.

نسبت به رفتار و گفتار اشتباه ديگران مخالفت اشكاري نمي كند. (غیبت دائمی و پشت سر راحت حرف می‌زند ولی رودررو هرگز)

به راحتي نظراتش را بيان نمي كند.

توهين را تحمل ميكند اما تمسخر را نه.

از انچه براي شما مهم است تعريف و تمجيد مي كند.

رفتارش بر اساس حس و احساس است نه تفكر، به همين دليل اصرار به غذا دادن به شما در مهماني دارد. اگر محبتش را قبول نكنيد خشمگين مي شود و زود به او بر می‌خورد.

مهر و كين را با هم دارد. به فرزندش مي گويد بخور عزيزم بخور قربونت برم بخور وگرنه ميزنم تو سرتا

شخصيت غصه خوري دارد.

حتي در شرايط خوب احساس ياس ميكند مبادا اوضاع به سمت بدي برود.

پر توقع و پر انتظار است. در ازاي محبت و خوبي انتظار تشكر و محبت دارد.

نا اشكار شما را سرزنش ميكند و انتظار ديدن پشيماني شما را دارد. به طور مثال مي گويد عيب ندارد دير امدي اما انقدر منتظر موندم سر دردم شروع شد.

احساس مي كند به اين دنيا امده به بقيه خدمت كند. (و معمولا در اين راه همسر و فرزندش را اسيب ميزند يا فدا ميكند. مثلا از وقت خواب فرزندش ميزند كودكش رنج ميكشد اما نميتواند به مهمانان بگويد ديروقت شده و وقت خواب است.)

براي خودش خسيس است و نسبت به ديگران دست و دل باز (همه ی چیزهای خوب برای مهمان است، بد برای خود)

ويژگي هاي بهتر بودن (مومن، پاك، نجيب) را ميپذيرد اما ويژگي هاي برتر بودن (نشان دادن ماشين گرانقيمت و حرف زدن در مورد ان) را دوست ندارد.

قضاوت ديگران براش ملاك خوبي و بديست.

از اينكه از ديگري تعريف شود حس خوبي ندارد (حسادت پنهاني)

احساس مي كند كمتر و پايين تر از ديگران است.

از اينكه به او احترام بگذارند (او را بالا ببرند) خوشنود مي شود.

فرمانبرداري را خوبي خود ميداند.

شخصيتي وابسته دارند (نيازهاي فيزيكي و عاطفيشان از طريق ديگران براورده ميشود- احساس و انديشه اش متصل به ديگران است)

در زندگي به دنبال مقصر و گناهكار است. (اگر كسي صد بار از ما بخواهد كاري كنيم روزي كه ان كار را انجام داديم مسئول فقط خود ما هستيم)

خود را بدهكار ديگران ميداند و هميشه در حال عذرخواهي و تشكر كردن است.

از ترس خودخواه نبودن از زندگي لذت نميبرد.

مراقبت و مواظبت از خود را خودخواهي ميداند براي خانواده ش همه كار مي كند براي خودش نه

احساس ميكند هر جايي ميرود بايد كار مفيدي براي ديگران انجام دهد.

چون خودش را خوب نميداند غالب مواقع احساس تنهايي ميكند.

علاقه يي ندارد در يك جمع از او تعريف و تمجيد شود.

مظلوميت را دوست دارد چون مظلوميت را حقانيت مي داند.

براي جلب محبت ديگران نشان ميدهد كه همه را دوست دارد. براي جلب محبت ديگران حاضر است فداكاري كند.

نميتوان روي حرفهايشان حساب كرد.

چون برتري را خوب نميداند امادگي باختن در بازيها را دارد.

چون خودش را خوب نميداند جمله ش را با جاي فلاني اينجا خالي شروع ميكند.

به شدت از خودش و اوضاع ناراضيست.

وقتي عاشق ميشود در مقابل معشوق تسليم كامل است.

رفتار بد ديگران را تحمل ميكند چون ضعيف بودن را محق بودن ميداند.
از تغيير و تنوع دوري ميكند.

فقط براي ديگران زندگي ميكند به دنبال براورده كردن نياز ديگران است ( و موضوع ابرو از اينجا اغاز كيشود.)

با كسي كه مورد تاييد بقيه نيست ازدواج نميكند.

چون در طلب جلب محبت ديگران است بسيار مبادي اداب است (اين افراد به همين دليل در پي تربيت فرزندي مودب هستند و در اين راه فرزندشان را از پا در مي اورند تا بقيه بگويند چه بچه مودبي داري)

ظاهري ارام و دروني نارام دارند.

با كساني از انها خوشش نميايد هم دست به تعارف ميزند.

بسيار از انكه از او تشكر و قدرداني شود اهميت مي دهد.

براي خودش و ديگران محدوديت ايجاد ميكند (به همين دليل فرزندانشان با محدوديت هميشگي مواجهند)

اهل قضاوت و پيش داوري هستند. (دوستم يك دروغ گفته هزارتا حرف راست به او صفت دروغگويي ميدهم)

غرور خود را از طريق كوچك كردن خود و متواضع و فروتن بودن نشان ميدهد.

شعار مي دهد اما به ان عمل نميكند (به فرزندش ميگويد ورزش كن خودش اهل ورزش نيست)

اهل وظيفه است بعني كاري كه كسي به او تحميل ميكند اما مسئول نيست يعني كاري كه اختياري انجام شود. (كارهاي خوب را به خاطر ديگران ميكند. مثلا ظاهر نامرتب در خانه و ظاهر اراسته در بيرون)

به دنبال رسالت و پيامبريست بنابراين به دنبال نجات ديگران است.

اهل مذهب و خرافات است اما اهل سياست نيست. (از جمله قانون حلقه ها، قانون جذب محبت، و بسياري از خرافات شبيه علم)

اهل ترحم است و به خاطر همين حس با كسي ازدواج ميكند.
فاميل را خوب ميداند و غريبه را نه (معمولا فقط با فاميل رفت و امد دارند)

اغازگر خوبيست اما تمام كننده خوبي نيست.

اهل قضا و قدر و سرنوشت است و علاقه به فال گرفتن و استخاره دارد. (چون حاضر نيست مسئوليت زندگي خود را قبول كند)

مضطرب و نگران است به همين دليل دچار بيماري هاي روان تني مثل اسم ميگرن ... ميشود.

حالت خفيف افسردگي دارد.

خشمش را بروز نميدهد.

خجالتيست. فرد خجالتي خود را بد ميداند به همين دليل مواد مخدر و الكل استفاده ميكند تا حال بهتري داشته باشد.



تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:6 | نویسنده : مریم باباخانی
تفاوت مهرطلبي با مهرباني در رابطه با فرزندانمان

وقتي ما "مهربانيم" در رابطه با فرزندمون كاري رو ميكنيم كه دوست داريم و درسته، از رابطه با فرزندم رشد مي كنم، لذت مي برم، از او مي اموزم، از او پاداش مي گيرم با او خوب و خوشم، حتي با اشتياق بازي و در اغوش گرفتن فرزندم صبح بلند ميشم. لذت ميبرم كه با فرزندم غذا بخورم باهاش حرف بزنم، از بودنش احساس لذت و رضايت ميكنم. با فرزندم جهان رو حس و احساس مي كنم، از انرژي و هيجان او لذت ميبرم و باهاش اوج ميگيرم. اين مهربانيست. من پنجاه برابرخرج و وقت و انرژي كه گذاشتم لذت بردم، باهاش رشد كردم. نتيجه اينه طلبكار فرزندم نيستم، فرزندم بدهكار من نيست، ازش انتظاري ندارم، گويي ٥ دلار خرج كردم ٥٠ دلار گرفتم.

حالا وقتي من مهرطلبم، از كاري كه ميكنم رنج ميبرم، نگرانم، خشمگينم، عصبانيم، موقع انجام دادنش حرص ميخورم. وقتي رنج ميبرم عصبانيم خشمگينم كه مهربان نيستم. مهرطلب، مهربان نيست. ببينيد ايا رنج ميبريد؟ طلبكار فرزندتونيد؟ يا برعكس سپاسگذار فرزندتونيد كه شما رو با دنيايي اشنا كرده كه از شما انساني بهتر و برتر ساخته؟

روزي كه من مهرطلبم، از كار درستي كه مي كنم رنج ميبرم.
چرا ما مهرطلب بار ميايم؟

وقتي ما در خانه، عشق محبت امنيت و ارامش نداشتيم، وقتي به خواسته هامون در كودكي نرسيديم، بهمون اعتماد به نفس ندادند، حرمت نفس ندادند، وقتي نظام تربيتي در خانه كودك رو تشنه و گرسنه عشق ( يا همون ديسپلين) نگه داشته، وقتي از كودك انتظارات زياد داشتند، تنبيه ش بكنن، تحقير و تهديدش بكنن، كودك در سه سالگي به اين نتيجه ميرسه گرونترين كالاي دنيا محبته، و چون خودش محبت لازم رو نداشته گرسنه محبته، حالا براي گرفتن محبت اطرافيانش دست به هر كاري ميزنه، دروغ ميگه تملق ميكنه نوازش ميكنه تا محبت و توجه بگيره. چون وقتي محبت ببينه خيالش راحته تنبيه نميشه. براي همين نيمي از مردم ما مهرطلبند.

براي همين اگر شما پدر و مادريد بايد دست بچه هاتون رو ببوسيد كه به شما اجازه دادند پدري و مادري كنيد. هر كار خوبي هم ميتونيد براشون بكنيد. و به اندازه سر سوزن هم توقع برگشت نداشته باشيد. اگر كار تربيتيتون خوب بوده و فرزندان مهرباني داريد كه حتما مهربانيشون رو نثار شما ميكنند. ولي من به عنوان پدر حتي اگر ثانيه اي فكر كردم كه در مقابل اين همه كارم فرزندم بايد برام كاري كنه كه من محبت نكردم، من معامله كردم.

وقتي من كار درست رو با هيجان و عشق انجام ميدم بسيار متفاوته كه من با اجبار اون كار رو انجام ميدم.

انسان مهرطلب، غمگين و غصه خوره خشمگين و مضطربه، از حق خودش نميتونه دفاع كنه، هميشه فكر ميكنه همه به حقوقش تجاوز ميكنن، احساس خوبي به خودش نداره، هميشه احساس گناه و تقصير داره، نميتونه به كسي نه بگه اما حرص ميخوره، يا اگر نه بگه هم احساس گناه ميكنه، ...

حالا نگاه كنيد به جامعه ما كه پدر مادرها چقدر از بچه هاشون طلبكارند، حساب كارهايي كه كردن رو به روي بچه هاشون ميارند در حاليكه وظيفه پدر مادري انجام كار خوب براي فرزنده. اگر كارهايي كه كرديد بلد بوديد و خوب بوده حتما همون زمان پاداشش رو گرفتيد، اگر فرزندانتون رو مهربان بار بياريد كه اولين نفر با شما خوبند پس طلبي باقي نمونده، اما اگر بلد نبودين و فرزندتون رو از پا انداختين الان نشستيد منتظر چه طلبي هستيد؟



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 8:13 | نویسنده : مریم باباخانی
پاسخ دادن به سوالات جنسی کودکان و تفهیم آنان در این رابطه نیاز به یک نوع مهارت خاص دارد که در این مطلب می خواهیم به والدین در این زمینه آموزش دهیم.
 
جواب ندادن بهتر از جواب غلط دادن است یک فوق دکترای رفتار‌شناسی در خصوص نحوه پاسخ والدین به سوالات جنسی کودکان و مشکلاتی که در صورت عدم دریافت پاسخ منطقی برای کودکان به وجود می‌آید توضیحاتی ارائه داد.
 
پروفسور حسین باهر در خصوص مناسب‌ترین سن آگاهی کودکان از اندام جنسی و سوالاتی که از نحوه به دنیا آمدنشان از والدین می‌پرسند، گفت: این موضوع سوال مشکلی است که اکثر والدین با آن روبه‌رو هستند، دو روش برای پاسخ دهی به این‌گونه سوالات وجود دارد؛ روش سنتی که به کودکان می‌گویند «بزرگ شدی متوجه می‌شوی» که راه حل مناسبی نیست و دومین روش این است که با نقاشی، عکس و شکل‌های مختلف در ابتدا در خصوص نحوه رشد گیاهان و در مرحله بعد در خصوص حیوانات و انسان‌ها این مسائل را که امری کاملاً طبیعی است توضیح دهند.
 
وی ادامه داد: اصولاً جواب ندادن بهتر از جواب غلط دادن است چرا که کودکان کاملاً باهوش هستند و این مسائل را متوجه می‌شوند.
 
پروفسور باهر گفت: در کشورهای خارجی فیلم‌هایی در این زمینه برای کودکان در نظر گرفته شده که در خصوص رشد و نحوه به وجود آمدن گیاهان، حیوانات و انسان‌ها توضیح داده می‌شود که به نوعی این مسائل را عادی سازی می‌کنند.
 
وی جهل والدین، جهل مربیان و کسانی که در زمینه کوکان فعالیت می‌کنند را دلیل اصلی عدم پاسخ مشخص به این‌گونه مسائل دانست و افزود: می‌توان کارتون‌ها و فیلم‌هایی در این زمینه تهیه کرد تا هنرمندان مطابق فرهنگ جامعه بر روی این مسائل کار کنند و در اختیار والدین قرار دهند.
 
فوق دکترای رفتار‌شناسی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چه سنی برای پاسخ دهی به کودکان مناسب است، گفت: اصولاً هر کسی که سوال می‌کند شایستگی جواب را دارد ولی باید به این نکته توجه داشت که جواب باید متناسب با سن و شرایط باشد تا جواب ما کودک را دچار بدفهمی نکند.
 
وی ادامه داد: مراکزی در بهزیستی و مرکز جوانان با هدف آموزش به خانواده‌ها تاسیس شده که والدین می‌توانند جهت آگاهی به این مراکز و یا روان‌شناسان مراجعه کنند. همچنین افراد می‌توانند در بخش آسیب‌های سلامت اجتماعی فرهنگستان علوم پزشکی این مطالب را مطرح کنند تا به صورت یک پروژه مورد بررسی قرار گیرد.
 
پروفسور باهر در خصوص آسیب‌های عدم پاسخ کودکان از سوالاتشان گفت: این آسیب‌ها قابل پیش بینی نیست و شکل‌های مختلفی دارد. بار‌ها مشاهده شده که کودکان به دلیل کنجکاوی به قسمت‌های مختلف بدن خود دست می‌زنند و وقتی تفاوت خود و جنس مخالف را مشاهده می‌کنند با رفتارهای خشونت آمیز خانواده مواجه می‌شوند.
 
فوق دکترای رفتار‌شناسی ادامه داد: زمانی که خانواده‌ها این موضوع را امر منفی تلقی کرده و به درستی با فرزندانشان در این زمینه رفتار نمی‌کنند، این مسائل در ‌‌نهایت باعث ایجاد عقده‌ای در دورن آنها می‌شود که حتی ممکن است تا پایان عمر از جنس مخالف خود بدشان بیاید، بنابراین بهترین روش عادی‌سازی است که باید به صورت هنرمندانه انجام شود.
 
خبرگزاری سینا


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 21:26 | نویسنده : مریم باباخانی
در هجده سالگى، نگران تفكر ديگران در مورد خودتان هستيد.
وقتى چهل ساله مى شويد، اهميتى نمى دهيد كه ديگران در مورد شما چه فكر مى كنند.
و زمانى كه شصت ساله مى شويد، پى مى بريد كه اصلا هيچكس در مورد شما فكر نمى كرده است!...........واااااای که چه آسان هدر می دهیم عمر خویش را فقط به گمان اینکه:
نکند دیگران اینطور در مورد من فکر کنند...
پس جان دل
تا فرصت زندگی داری
جانانه زندگی کن.....
و عمر گرانمایه را به خاطر توهم فکر دیگران هدر نده.....
و دریاب این فرصت ناب زندگی را.....
 
كتاب درود بر خودم، دكتر دانيال امن


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 19:12 | نویسنده : مریم باباخانی
استفاده از قانون 15دقیقه!
 
این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموءل اسمایلز مولف کتاب های اخلاق واعتماد به نفس براین اعتقادست که تکرار کارهایی کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.
1-اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید؛ در پایان یک سال تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.
2-اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید؛ ظرف چندسال جهالتمان تبدیل به خرد خواهد شد.
3-اگر روزی 15دقیقه رابه فراگیری زبان اختصاص دهیداز هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.
4-اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن ؛ نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
5-اگر روزی 15 دقیقه مطالعه وسلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت...
زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آن قدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت نداریدآن را به تاخیر نمی اندازید.


تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 22:47 | نویسنده : مریم باباخانی
فرياد كودك به دو دليل است: دليل طبيعي و دليل روش تربيتي اشتباه

دليل طبيعي: جيغهاي كودك براي بيشتر ما بسيار ازاردهنده ست. اما جيغ زدن در ماههاي اوليه زندگي براي كودك حكم يادگيري و تجربه دارد. كودك وقتي توانايي سخن گفتن ندارد براي نشان دادن احساس درونيش جيغ ميزند. به علاوه، كودك نياز دارد صداي خودش را بشنود و عكس العمل ديگران را بسنجد. دليل جيغهاي فرزندتان را پيدا كنيد. ايا بي حوصله شده و نيازمند توجه شماست؟ ايا هيجان زده است؟ كودكان در يك سالگي معمولا بيشترين دليل را براي جيغ زدن دارند. با ارامش و صداي ارامتر از معمول به كودك اين پيام را بدهيد كه در رستوران يا منزل جيغ نزند حواسش را پرت كنيد، مثلا سعي كنيد جيغ زدن را با خنديدن جايگزين كنيد. اواز بخوانيد با رفتارتون او را هيجانزده براي همكاري كنيد. به مرور كه كودك به دو سالگي نزديك ميشود به صورت مستقيم از احساس كودك در همان لحظه صحبت كنيم، به عنوان مثال به او بگوييم كه الان هيجان زده يي يا غذا ميخواهي يا خسته هستي، ميتوانيم از او درباره احساساتش سوال كنيم. هرگز جواب نه خود را با جيغ كودك تبديل به بله نكنيد.

دليل روش تربيتي اشتباه: كودكان بسيار باهوش هستند و دست به هر كاري ميزنند تا به خواسته خود برسند. به محض اينكه بفهمد با جيغ زدن شما را كلافه كرده و مجبورتان ميكند كوتاه بياييد براي همه عمر از اين روش استفاده مي كند. وقتي به كودك نه مي گوييد در صورت جيغ كشيدن، داد زدن ،گريه كردن پا موبيدن سر به ديوار كوبيدن و خود زني اصلا توجهي نشان ندهيد. تنها مطمئن باشيد جواب نه شما منصفانه ست و كودكتان به خودش اسيبي نميرساند.

به علاوه، كودك جيغ زدن را مي اموزد. كودك وقتي ميبيند پدر و مادرش با جيغ داد احساسشان را نشان مي دهند و به خواسته خود مي رسند بسيار منطقيست كودك به اين نتيجه برسد كه انها را تقليد كند. پس بدترين كار در مقابل جيغ زدن كودك، جيغ و داد زدن ماست.

ترجمه از چند مقاله روانشناسي



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:14 | نویسنده : مریم باباخانی
والدين از زماني كه شروع به تعليم و تربيت فرزندانشان مي كنند، هدفشان بايد اين باشد كه شاهد پرواز فرزندشان باشند و بگذارند فرزندشان پر بكشد و به اوج برود نه انكه فرزندشان وابسته و معتاد به انها باشد. اوج استقلال و پرواز فرزندانمان در ٢٢ سالگيست.



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:13 | نویسنده : مریم باباخانی
بسياري از مادران امروز بيست سال از زندگي خود را صرف تحصيل مي كنند تا در كار خود موفق باشند اما حاضر نيستند بيست ماه از زندگي خود را صرف 
فرزندشان كنند و كنار او بمانند تا فرزندي موفق داشته باشند.

در حاليكه موضوع پرورش كودك موضوع يك "انسان" است كه عزيزترين عزيز ماست.
زماني كه ما صرف بودن با فرزندمان ميكنيم بزرگترين سرمايه گذاري زندگي ماست.



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:12 | نویسنده : مریم باباخانی
اگر هدف شما از رابطه، ازدواج است حتما در شروع رابطه مشخص گفته شود هدف اصلي من يافتن همسر است. افرادي كه جدي هستند مي مانند و كساني كه مي روند هدف اصليشان رابطه جدي نبوده است.



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:23 | نویسنده : مریم باباخانی
(( آیا محبت بیش از حد ، فرزند را لوس و ننر بار می آورد ؟ ))
اگر والدین بیشتر نگران کم توجهی به فرزندان خود ، و کم تر نگران لوس شدن آنها بودند ، دنیا جای بهتری می شد .
غالبا به فکر کودکان فراوانی می افتم که دستخوش پرکاری والدین ، خودخواهی آنها و یا مشغله های فکری بیش از حدشان بوده اند و در نتیجه نیازهایشان نادیده مانده است ، ولی هرگز به کودکی که به خاطر محبت بسیار زیاد والدینش بدتر شده باشد برنخورده ام . به هیچ وجه امکان ندارد کودک از محبت آسیب ببیند.
چیزی که به عنوان لوس شدن کودک در ذهن من است نتیجه ابراز محبت زیاد نیست، بلکه ناشی از دادن چیزهای دیگر به جای محبت به اوست ، چیزهایی مثل چشم پوشی از خطا ، انتظارات اندک و دادن چیزهای جورواجور. وقتی والدین حدودی برای بچه ها قرار نمی دهند ، یا انتظاراتشان از آنان را به خاطر مهربان جلوه دادن خودشان کم می کنند ، و یا وقتی اسباب بازی یا غذا یا هدایا را جایگزین محبت یا توجه واقعی می کنند ، آنوقت کودکان آسیب می بینند . 
___________________________________
ده اصل ثابت فرزندپروری 
لارنس اشتاینبرگ

بچه لوس بچه يي نيست كه بهش محبت فراوان شده. لوس بودن يعني بچه يي كه وقتي به حريم ديگران تجاوز كرده محكم جلوش نايستادند يعني كودك محبت ميخواسته بهش داده نشده.
بچه لوس بچه يه كه به خاطر خواسته ش دست به مانور زده مثلا با گريه به خواسته هاش رسيده يا يك بار رسيده يك بار دعواش كردند .



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:20 | نویسنده : مریم باباخانی

خانواده خوشبخت من:
همه ما از كودكي از زماني كه براي عروسكمان اسمي انتخاب مي كرديم يا به دنبال شغلي بلندپروازانه بوديم، روياي خانواده خوشبخت خود را در خاطر مي پرورانديم اما در مسير زندگي اسيبها و ناكامي ها از ما انساني متفاوت مي سازد. هيچ كس از مسير رشد كودكي به بزرگسالي سالم عبور نكرده پس براي تربيت فرزندانمان نياز به دانش، توانايي و مهرباني داريم. اين سه صفت اكتسابيست، نه ارثي. 


از امروز عهد ببنديم خشم خود را كه احساسي طبيعيست به عصبانيت و برخورد فيزيكي تبديل نكنيم. كودكانمان را شيطانهايي كوچك كه نياز به تاديب دارند نبينيم. ناكامي ها، خستگي ها و عصبانيت خود را بر سر انها فرو نياوريم. اولين قدم اگاهي از زمانيست كه خشمگينيم. مرز باريكي ميان خشم و عصبانيت وجود دارد، قبل از تبديل خشم به عصبانيت، اتاق را ترك كنيم تا با عكس العملي ناخواسته نه اسيب به فرزندانمان بزنيم نه رنج عذاب وجدان را با خود به دوش بكشيم.



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:25 | نویسنده : مریم باباخانی
پالایش سه گانه ی سقراط
پیش از اینکه حرفی درباره کسی بزنیم شایسته است سه پالایش زیر راصورت دهیم.
1_آنچه می گوییم حقیقت دارد.؟
2_آنچه می گوییم چیز خوبی است.؟
3_آنچه می گوییم سودمنداست؟
اگر آنچه می گویم.نه حقیقت است.نه چیز خوبی است ونه سودمند.چه لزومی دارد که گفته شود.


تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 23:5 | نویسنده : مریم باباخانی
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد : 
 
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت . 
 
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد . هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد . 
__________________________________
انسان در جستجوی معنی 
دکتر ویکتور فرانکل 
ترجمه : دکتر نهضت صالحیان - مهین میهنی 
صفحه : 8 و 9


تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 18:18 | نویسنده : مریم باباخانی

وابستگي در كودكان

بين شش تا هجده ماهگي كودك بحران اضطراب جدايي را تجربه خواهد كرد. در اين سن بنابر خلق و خوي كودك شاهد چسبيدن كودك به مادر هستيم به طوري كه كودك پشت در دستشويي مادر ترسان و گريان از جدايي مادر خواهد بود. به همين دليل در اين سن كودك توانايي جدايي از مادر را ندارد. بعد از هجده ماهگي رشد مغز كودك وارد مرحله يي مي شود كه كودك توانايي به خاطر اوردن چهره مادر را در نبود او دارد.

روش جدا كردن كودك از مادر:

قايم موشك بازي يكي از بهترين بازي هاي جهاني براي كودك است. كودك ياد مي گيرد نديدن مادر دليل بر نبود مادر نيست.
اگر كودكتان اضطراب جدايي دارد در روز بارها و بارها با او قايم موشك بازي كنيد.

كودك از هجده ماهگي توانايي برقراري ارتباط با يك كودك هم سن خود را دارد. تنها مراقب باشيد كودك در بازي كتك نزند، گاز نگيرد تا تجربه اول كودكتان با يك همسنش دلپذير باشد به مرور ميتوان همبازي فرزندتان را اضافه كنيد.

كودك را به مدت كوتاه كنار مادربزرگ خاله يا دوستي كه با فرزندتان رابطه نزديك دارد بگذاريد. كم كم زمان ماندن كنار انها را افزايش دهيد.

كودك را به محل بازي يا مهد ببريد و اجازه دهيد كنار شما تجربه دلپذيري از دنياي بيرون داشته باشد.

خوابيدن كودك در رختخواب با مادر يا همراه پوستي باعث ايجاد وابستگي اعتياد گونه كودك به مادر خواهد شد. وقت خواب دست يا موي خود را در اختيار كودك نگذاريد.

شير خوردن كودك تا هجده ماهگي باعث ايجاد شخصيتي وابسته در او خواهد شد.

مادري كه مجبور به ترك كودك زودتر از هجده ماهگيست بهتر است شخصي را وارد زندگي كودك كند كه تا هجده ماهگي در زندگي كودك بماند و وقتي خودش كنار كودك است سعي نكند نبود خود را با محبت مضاعف جبران كند چون وابستگي كودك بيشتر و اسيب جدايي عميقتر خواهد بود.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:34 | نویسنده : مریم باباخانی

كودك هرگز نبايد بين پدر و مادر بايستد. هر زمان كودك شما جاي همسرتان را گرفت حتما از پا در خواهد آمد. پدر و مادر كنار هم فرديت دارند و فرزند براي هر دوي آنها اوليت خواهد بود. فرزنداني كه با يكي از والدين خود زندگي ميكنند تنها بايد نقش فرزندي داشته باشند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:33 | نویسنده : مریم باباخانی
گاهی خانواده برای متوقف کردن کودک،از کاری که در حال انجام دادن است،اسم او را فریاد میزنند:محممممممد نکن.نگااااااااار.بهرااااااام بشین.
اگر هدف متوقف کردن کودک و فهماندن کار اشتباه و سوق دادن او به کار خوب است،این روش جواب نمیدهد.
زیرا با فریاد زدن اسم کودک،او فقط میفهمد که من یه کاری کردم که اونها نپسندیدند.
با این کار شخصیت کودک مورد انتقاد قرار میگیره،نه اون رفتار.
بگویید: « دخترم» « عزیزم» « مامان» .
سعی کنید اول اون رفتارش را متوقف کنید،بعد احساستان و دلیل اشتباه بودن ان را براش توضیح بدهید و به او یک کار جایگزین پیشنهاد دهید.
مثلا بگویید: عزیزم وقتی میزنی روی میز،مامان اذیت میشه،دستت هم درد میگیره،بیا با هم توپ بازی کنیم. اگر كاري كه مي كند اسيب جسمي ندارد مثلا مرتب روي ميز مي كوبد جمله دستوري را تكرار نكنيد چون كودك از كنترل احساسات شما و مخالفت با شما احساس پيروزي و لذت مي كند. بي توجه شويد تا كودك زودتر رها كند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:31 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي در يك رابطه عاطفي به كسي وابسته مي شويم به طوري كه وقتي به صلاحمان است جدا بشيم اين قدرت را نداريم و بيشتر ميچسبيم نشانه اين است ما از درون خالي هستيم. (نبود حرمت نفس و خود دوستي)



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:29 | نویسنده : مریم باباخانی
وقتي در يك رابطه عاطفي به كسي وابسته مي شويم به طوري كه وقتي به صلاحمان است جدا بشيم اين قدرت را نداريم و بيشتر ميچسبيم نشانه اين است ما از درون خالي هستيم. (نبود حرمت نفس و خود دوستي)



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:28 | نویسنده : مریم باباخانی
از هفت سالگي تا هجده سالگي دو كار در كنار تحصيل كودكان و نوجوانان را ميسازد.
داشتن دوستي خوب تا روزي چند ساعت با هم حرف بزنند و از طريق حرف زدن اسيبهاي كودكي را جبران كنند و خود را بشناسند. 
عضو ورزش گروهي باشند (بسكتبال واليبال فوتبال) و هفته يي ١٥ ساعت در زمين ورزش بدوند.
دوست خوب دوستيست كه درس بخوانند و دردسر درست نكنند.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:27 | نویسنده : مریم باباخانی
تنبيه كودكان بابت مدفوعشان، نشان دادن وسواس، دادن حس بد به كودك در مورد تميز نبودن، داد زدن، و وقتي كودك چه به دليل ترس از مدفوع چه ترس از ما مدفوعش را نگه ميداره يا بخاطر بيماري دچار يبوست ميشه، باعث اختلال شخصيتي در بزرگسالي خواهد شد.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 0:25 | نویسنده : مریم باباخانی

كودك تا هجده ماهگي توانايي جدا شدن از مادر را ندارد و به مادر چسبيده است و مانند اين است كودك را قبل از نه ماهگي از شكم مادر بيرون بكشيم. كودك از هجده ماهگي توانايي بازي با همسالانش رو پيدا ميكند و در اين سن بهتر است كنار مادر در دنياي بيرون و با همسالانش خوش بگذرد تا توانايي جدا شدن از مادر را پيدا كند.



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:54 | نویسنده : مریم باباخانی
اگه مثبت فکر نکنيم چي ميشه؟
يک آزمايش ساده
 
همين الان هرجا که نشستين پاي راسستتون رو از زمين بلند کنين و در جهت عقربه هاي ساعت بچرخونين!
حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنويسين!
ديدين؟!جهت حرکت پاتون عوض شد؟!
ميدونيد چرا؟
چرا؟ چون وقتي مي خواهيد حرف "ع" رو بنويسين, ذهن شما در جهت خلاف عقربه هاي ساعت حرکت مي
کنه! به همين دليل پاتون ناخوداگاه جهتشو عوض مي کنه تا با ذهنتون هماهنگ عمل کنه!!
اينو گفتم که يادتون باشه وقتي دارين منفي فکر مي کنين, بدونين که ناخوداگاهتون بر عليه شما مي شه و شروع مي کنه به رفتار منفي حتي اگه شما نخواسته باشين!!!
: انديشه هايتان را روي فرکانس شادي تنظيم کنيد تا بهشت را در روي زمين تجربه کنيد!
" مارسي شيموف "
 
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎشيد ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ببينيد . . .
 
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد،
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯيد . . . 
 
ﺍﮔﺮﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎشيد . . .
 
ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍهيد،
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭيد . . .
 
ﺩﻧﯿﺎﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ " ﭘﮋﻭﺍﮎ " ﻧﯿﺴﺖ . . .


تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:50 | نویسنده : مریم باباخانی
کارل یونگ، روان پزشک سوئیسی نوشت: بزرگ ترین باری که کودک باید به دوش بکشد زندگی نزیسته والدین است. منظور او این بود که هر جا و هرگونه که والدین در زمینه رشد شان در زندگی گیر کرده بودند به عاملی درونی برای ما تبدیل می شود و ما نیز در همان جا گیر می کنیم. ما اغلب خودمان را در حال دست و پنجه نرم کردن با مسائل حل نشده ی والدین مان می بینیم. گاهی ممکن است الگوهای نیاکان مان را تکرار کنیم یا شاید شورش کنیم و سعی کنیم کاری خلاف آن ها انجام دهیم. ضدیت با تاثیر والدین همان قدر محدود کننده است که سازش با آن. 
 
مثال:پدر فوتبال دوستی که رویاهای خودش را حتی اگر به ضرر رشد فرزندانش باشد بازهم از طریق او دنبال می کند. یا مادری که کمبودهای زندگیش را به دخترانش منتقل میکند این ها مثال های ساده ی زندگی نزیسته ای هستند که به طور ناخودآگاه به نسل بعد منتقل شده اند. مادام که ما ناآگاهانه به جاه طلبی ها یا برنامه ها یا محدودیت های والدینمان خدمت می کنیم، اسیر گذشته هستیم.
 
نام کتاب: زندگی نزیسته ات را زندگی کن
نویسنده رابرت الکس جانسون، ترجمه ی سیمین موحد


تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:19 | نویسنده : مریم باباخانی
سه سال اول زندگي كودك، بيشترين تلاش كودك براي به دست اوردن استقلال است. كودك قبل از يكسالگي كاملا قادر به درك خواسته پدر و مادر است و گاهي به خاطر حفظ استقلال از انجام ان كار سر باز ميزند. حال اگر پدر يا مادر، خشمگين و درگير بازي شوند، كودك از داشتن قدرت كنترل انها لذت خواهد برد و اين كار ادامه خواهد داشت كه نامش را لجبازي مي ناميم.

نود درصد پدر و مادرها مشكل لباس تن كردن كودك را دارند. گاهي كار به جايي مي رسد كه جيغ و گريه كودك شما را از بيرون رفتن منصرف مي كند يا برعكس كاربالا ميگيرد و شما بي توجه به دست و پا زدن كودك لباس بر تنش ميكنيد و بكش بكش او را سوار ماشين مي كنيد.

كودك از اين رفتار چه مي آموزد؟

كودك مي اموزد روابط بر پايه جنگ است و كم كم در هر موردي مخالفتش را ابراز ميكند. وقت غذا خوردن بازي در مي اورد، يا وقت اموزش دستشويي همكاري نمي كند چون همكاري را نياموخته است.

اولين قدم براي كمك به كودك در تعويض لباس ارامش است.
بايد به كودك زمان داد. اگر به خاطر دير شدن مدام هولش كنيم معمولا كارها را ارامتر انجام ميدهد، پس ده دقيقه زودتر بيدار شويم تا زمان بيشتري داشته باشيم.

در تمام مدت با او صحبت کنید و به او بگویید دارید چه کار می کنید: «خب، الان می خوام پیرهنت رو تن ات کنم... می شه این دست ات رو بکنی تو آستین ات؟ آفرین، آهان! حالا اون یکی دست ات و ...» و در حین کار تعریف و تمجید کنید تا مشارکت بیشتری انجام دهد.

به كودك نشان ندهيد تحت تاثيير مخالفتش قرار گرفتيد. بگذاريد خودش انتخاب كند. اول به او دو انتخاب دهيد. در صورت عدم همكاري، اجازه بديد با لباس منزل به مهد برود تنها لباس مناسب را همراه داشته باشيد. كودك به محض ورود متوجه نامناسب بودن لباسش ميشود و از شما كمك خواهد خواست. در نتيجه اعتمادش به شما بيشتر خواهد شد.

پدیده ی کندی در هنگام عجله

این پدیده به این مورد اشاره می کند که سرعت حرکت کودکان با زمانی که والدین دارند رابطه ی معکوسی دارد. به بیان دیگر هر چه زمان کمتری داشته باشید، کودک بیشتر وقت تلف می کند. جالب است که بدانید کلمات شتاب انگیز والدین مانند «عجله کن» هم با سرعت کودک در ارتباط است و کودک را بیشتر کند می کند. هر چقدر اهمیت سر وقت بودن برای والدین بیشتر باشد، این احتمال کمتر است که کودک آماده شود. 
این پدیده را شما به هنگام عجله داشتن برای رفتن سرکار، مهمانی رفتن و ... می توانید لمس کنید.



  • امید
  • نیدیا